uk
Feedback
آلـنـد

آلـنـد

Відкрити в Telegram

فرزندِ ایران و جان فدایِ میهن؛ - هرچی اومد تو ذهنم، میریزم اینجا. t.me/BluChtBot?start=Aland837

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
224
Підписники
-324 години
-107 днів
+430 днів
Архів дописів
درس خواندن سوپ است و من یک چنگال.!

نخواه از تو بگذرم، تو خود میانِ خواب هم رها نمی‌کنی مرا؛چگونه من رها کنم؟ یاسر قنبرلو

اگر مُردم و تو از راه رسیدی، کافیست صدایم کنی ؛ صدای تو جان میبخشد ، قول میدهم بیدار شوم.

من خواستم باهات حرف بزنم ولی تو گوش نکردی .

چه بی حساب آرامش خودمان را فدای بیشعوری دیگران کردیم. برای آدم‌هایی که نه ارزش توضیح داشتن و نه لیاقت ناراحتی.

امیدوارم روابط عاطفی‌تون به ازدواج ختم بشه ‏نه درس زندگی، نه درد روحی، نه مراجعه به تراپیست و نه دلتنگی…

‏هیچ لذتی بالاتر از دیدن کارمای کسی که بهت آسیب زده نیست.

Me and you?😚
Me and you?😚

ولی به نظرم عشق یعنی وقتی که با ذوق داری یچیزی رو واسش تعریف میکنیو محو لبخند های قشنگش میشی بدون هیچ غر غری به حرفات گوش میده🤌🏻💕'

شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

‏یک لحظه از جام‌ پامیشم دنیا دور سرم میچرخه بعد میخوام آیندمو بسازم زارت.

US?🍓
US?🍓

Nostalgia - 417.mp336.24 MB

کسایی که آهنگای قدیمی ایران و دوست ندارن بازنده های واقعی هستند.

Repost from N/a
معشوقِ عزیزم، امشب که این نامه را می‌نویسم، ماه در آسمان آرام و روشن می‌درخشد. نورش از پنجره به اتاق می‌تابد و همه‌چیز را در هاله‌ای سفید و رؤیایی فرو برده است. نمی‌دانم چرا هر بار که به ماه نگاه می‌کنم، بی‌اختیار به یاد تو می‌افتم؛ انگار میان تو و این روشنایی شبانه رازی پنهان وجود دارد. تو برای من فقط یک معشوق نبوده‌ای؛ تو آرامشی بودی که در شلوغ‌ترین روزها دنبالش می‌گشتم. حضورت شبیه نور ماه بود؛ بی‌صدا، لطیف و دلنشین. نه فریاد می‌زد و نه خودنمایی می‌کرد، اما می‌توانست تاریک‌ترین شب‌های دلم را روشن کند. گاهی به یاد روزهایی می‌افتم که ساعت‌ها درباره آرزوهایمان حرف می‌زدیم. آن روزها قلبم سبک‌تر بود و دنیا رنگ دیگری داشت. لبخندت برایم از هر منظره‌ای زیباتر بود و نگاهت از هر شعر عاشقانه‌ای عمیق‌تر. امشب آسمان پر از ستاره است، اما چشم من فقط ماه را می‌بیند؛ همان‌طور که در میان تمام آدم‌های دنیا، قلبم فقط تو را انتخاب کرده بود. شاید این عجیب‌ترین راز عشق باشد؛ اینکه از میان هزاران نفر، تنها یک نفر می‌تواند معنای خاصی به زندگی آدم بدهد. گاهی آرزو می‌کنم کاش فاصله‌ها وجود نداشتند. کاش می‌توانستم همین حالا کنار تو بنشینم، به آسمان نگاه کنم و بدون هیچ حرفی، فقط از حضورت لذت ببرم. بعضی سکوت‌ها وقتی کنار کسی که دوستش داری باشی، از هزاران واژه زیباترند. اگر روزی این نامه را خواندی، بدان که در شبی نوشته شده که نور سفید ماه روی کاغذ افتاده بود و تمام فکر نویسنده‌اش دور تو می‌چرخید. شبی که دوباره فهمیدم بعضی آدم‌ها هرچقدر هم دور باشند، باز نزدیک‌ترین افراد به قلب ما هستند. برای تو آرزو می‌کنم که زندگی‌ات همیشه روشن باشد؛ روشن مثل ماه در یک شب صاف، پاک مثل رنگ سفید برف و زیبا مثل احساسی که یک معشوق واقعی در قلب انسان به جا می‌گذارد. با تمام عشقی که در واژه‌ها نمی‌گنجد، کسی که هنوز با دیدن ماه به یاد تو لبخند می‌زند. With love https://t.me/Aland837 🩶

و آیا تاریخ آنقدر شرف دارد تا از جوانانی بنویسد که مرگ را در آغوش گرفتند تنها به این امید که ، نسل بعد ، آزاد و سربلند زندگی کنند ؟ و حتی با تصور آن روز و آن نسل از ذوق بغض کردند اما ذره ای برای خود نخواستند . . .

ولی واقعا سعی کنید تو زندگیتون مثل پیتزا باشید یعنی سرد و گرم همه دوستتون داشته باشن مثلا من خودم سوپم فقط آدمای مریض میان سمتم !

مولانا خدا رو قشنگ تعریف میکنه: گر هزاران دام باشد در قدم چون تو بامایی نباشد هیچ غم . . .

من خیلی میو ام ولی زندگی باهام هاپ هاپه.

‏دلم نازکه ، خیلی نازک ، اون قدر که خودم گاهی اون ‌طرف دلم رو میبینم .