آلـنـد
Відкрити в Telegram
فرزندِ ایران و جان فدایِ میهن؛ - هرچی اومد تو ذهنم، میریزم اینجا. t.me/BluChtBot?start=Aland837
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
229
Підписники
+324 години
+37 днів
+430 днів
Архів дописів
229
نوعِ نگاهت به خودم، آرومم میکنه. کی میگه نمیشه حرفا رو از چشمها خوند ؟! من از چشات میبینم عاشقی.
229
هی بوسه نزن با هیجان گوشهٔ لب را
یک ذره رعایت بکن اخلاق و ادب را
دندان به لبم میزنی انگار شبانه
پاتک زدهای قسمتی از باغ ِ رطب را
گرمای لبت روی لبم در نوسان است
بالا نبری در تنم اندازهٔ تب را
با آتشِ برخوردِ لبت با رگ ِ گردن
بر هم زدهای رابطهٔ مغز و عصب را
از بس که میان ِ دو لبم جای کبودیست
انگار که «داعش» زده استان ِ«حلب» را
دیشب که سراسیمه تو را گاز گرفتم
حال آمدهای نقد کنی عین ِ طلب را
اینگونه که در اول ِ شب بوسه گرفتی
ای وای... خدا خیر کند آخرِ شب را
229
اممم حقیقتش هدف از زدن این چنلو نمیدونم چیه، وقتی به خودم اومدم دیدم چنلو زدم پروف رو برای پسر قشنگه فرستادم تا انتخاب کنه ولی هنوز خودش چیزی نمیدونه . . . شاید به احتمال نود و نه و نیم درصد چنلو حذف کنم ولی خدا میدونه.
229
به نام حضرت ِ عشق
کوکب ِ عشق مَرا هیچ مُنجم نشناخت . . .
خبب، سلام قلب ِ من؛
راستیش نمیدونم دقیق درمورد چی بگم ‹ شاید زیادی حرفای خندهدار بزنم و دیوونه بازی در بیارم.›
اوممم، نمیدونم چی بگم ولی هیچ وقت فکر نمیکردم این قدر خاطرتو بخوام، هر روز بیشتر از روز قبل دوست دارم.
همیشه در برابرم صبر داری این خیلی خوبه ولی گاهی وقتا حرصم میگیره که چرا مثل خودم برخورد نمیکنی ولی اگه اونطوری باشه اکثرا مواقع جنگ داریم باهم.
وقتی باهم بحث میکنیم و تو آروم و با آرامش برخورد میکنی از اون آرامشی که تو داری به منم منتقل میشه و قلبم آروم میگیره، این آرامشتو خیلی دوست دارم.
خیلی باهات اکثر مواقع باهات بد بخورد میکنم و باعث ناراحتیت میشم ولی چیزی نمیگی، خیلی خوب برخورد میکنی و من رو خجالت زده میکنی.
میدونی وقتی باهات صحبت میکنم، کنارتم خود ِ خود ِ واقعیمم بدون هیچ نقابی خیلی خوشحالم، اینکه وقتی ناراحتم اول نفر تو به ذهنم میای یا وقتی خوشحالم این تویی که پای تموم حرفام میشنی و باهم صحبت میکنی.
همیشه با خودم میگم جدا از اینکه من و تو زید همیم رفیقای خوبی هستیم.
شاید زیادی این حرفم کلیشهای باشه ولی با اینکه از خدا خیلی خیلی دور شدم اما منو دوست داشت و تورو وارد زندگیم کرد و شدی بخشی از من.
‹ نفسجآن فکر اینکه اگه یه روز نباشی دیوونم میکنه ›
وایییی دیگه نمیدونم چی بگمم براتتت . . .
جگرم سر تو من یه آدم ِ بشدت حسودیم و تو رو تمام و کمال برای خودم میخوام.
ولی خیلیی اذیتت میکنم، حرصت میدم اگه بجای تو بودم یکم خشن برخورد میکرد که حساب کار بیاد دست این زیدی.
امممم دیگه حرفام ته کشیدن نفس ِ من نمیدونم چی بگم فقط جهت یادآوری بهت بگم که:
از تو یه دونه رو زمینه مراقب خودت و مهربونیات باش عشقم،
خیلی زیاد دوست دارم.
دوستدآرت: بآنو میم
229
تورا انقدر دوستت دارم میخواهم خدایی که تورا آفریده ببوسم !..
راستی گفتی خدایت کجاست ؟
نزدیک به رگ گردنت ؟
