•بنـتعَـلی•🇮🇷
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
291
Підписники
-224 години
+17 днів
+2530 днів
Архів дописів
امیدوارم رَنجت به پایان رِسد جان من
که زندگی با تو چه ها نکرد و تو هر بار
با تمام وجود جوانه زدی
[ جان من ]Repost from N/a
🌟😲تو این چنلا استارز خیرات میکنن😲🌟
بدو بیا تا از دستش ندادی😱༛̥⃝
⚍⚍⚍⚍⚍⚍
گپ حمایتی برای ادمینایی ک چنل دارن:
https://t.me/amura_e_hemayati
بدو بیا خیرات ممبره👆🏻
هَر کَسی را بَهرِ کاری ساختند کارِ من دیوانه او بودن است !
[ یا امیرالمؤمنین سلام الله علیه ]
خوشا به حال آن دلی که راهش به حرم رضا [ ع ] افتاد ؛
جایی که حتی دلتنگیها هم رنگِ طلا میگیرند . . .
السلام علیک یا علیبنموسیالرضا🩵:)ای کاش آشناییها نبود یا به دنبالش جدائیها نبود
یا مرا با او نمیکردی آشنا یا مرا از او نمیکردی جدا . . .امیرالمؤمنین علی [ ع ] :
هرکس کار کند قوت او زیاد میشود .
و هرکس تنبلی کند ، سستی او زیاد میشود .Repost from حوراء 🎀
حاجآقا اگر وقت داشتند، تقریباً همهی کارهای خانه را انجام میدادند. ایشان به یک معضل جدی در فامیل تبدیل شده بود ! بچه عوض میکرد، بچه را حمام و دستشویی میبرد، با اینکه روحانی بود ساک بچه را جابهجا میکرد، سر کالسکه را میگرفت، به بچه غذا میداد، همهکار میکرد. واقعاً در رفتارش اندکی تکبر نیست. مثلا پای کتری بزرگ خانوادگی مینشیند و چای درست میکند. وقتی سینی هم دست میگرفت برای تعارف چای، جز در مقابل نامحرم که محدودیت داشت، سینی را به هیچکس نمیداد. بعد از چای هم استکانها را جمع میکرد و میشست. این را هم بگویم تا متوجه این نکته شوید. موقعی که زخمی از زیر آوار بیرون آمدند، گفته بودند: من نمیروم تا تکلیف خانمم معلوم شود. نهایتاً به بهانهی خطرات امنیتی و احتمال بمباران دوباره، ایشان را از آنجا بردند.
کتآب آقا مجتبی، حداد عادل📚
