🕷️𝖎𝖒𝖆𝖌𝖎𝖓𝖆𝖗𝖞 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉🕷️
Відкрити в Telegram
829
Підписники
-524 години
-957 днів
-56430 днів
Архів дописів
نميدونم چطور بگم اما انگار دارم هدر ميرم، خودم، عمرم، جوونيم، انرژیم، استعدادم، احساساتم، ذوقم، تلاشم و کلا همه وجودم داره هدر ميره.
بعضی وقتا مجبوری؛ تو فضای بغضت بخندی، دلت بگیره ولی دلگیری نکنی، شاکی بشی ولی شکایت نکنی، گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن، خیلی چیزارو ببینی ولی نادیدش بگیری، خیلیا دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی.
تو همیشه فکر میکردی من میخوام دعوا راه بندازم در صورتی که
من فقط میخواستم بگم چه حسی دارم.
از بامزهترین و جذابترین رفتار همین رندومگویی و پیامهای بیمقدمه دخترا هست . دارم لاک میزنم، شارژرم خرابه، چایی چسبید، کفشم صدا میده، یه گربه دیدم…
همین جزییات بیربط، آدمو کمکم در جریان ریتم زندگی طرف میذاره حتی میفهمی چی حالشو خوب میکنه. سکوتشون هم پیام خودشو داره.
