ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
Відкрити в Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
396
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-430 днів
Архів дописів
— داشت سر خودش رو پتپت میکرد و یهویی یادش اومد که قرار بوده مارو پتپت کنه 😭
🦊” فردا؟ اگه فردا هم بتونم بیام، میام. آره. خب، دیگه چیکار باید بکنم؟ مثلا اینجوری؟ *پتپت* آهان، پتپت، بعد چشمک… امم… بعدشم بوس. خب، من دیگه میرم. خیلی خیلی دوستتون دارم، پس حسابی بخوابین. اوه، ما دوباره… چی میگن؟ دوباره همدیگه رو میبینیم؟ آره، دوباره میبینمتون. کرهای واقعا عجیبه!!! خلاصه، دوباره میبینمتون. دوستتون دارم. بایبای~
🦊” منم خیلی دوستتون دارم، واقعا.. *به چینی* عاشقتونم، *به ژاپنی* دوستتون دارم، *به کرهای* دوستتون دارم، دوستتون دارم، همهتون رو دوست دارم 🥹
🦊” *در جواب کامنتی که ازش بابت اینکه لایو گذاشته تشکر کرده بود* نههه، خودم دلم میخواست بیام! از شماها هم خیلی ممنونم که همیشه میاین توی لایو. راستش من واقعا دلم میخواد همهی tmiهای زندگیمو براتون تعریف کنم، میخوام همهچیز رو براتون بگم. باید بیشتر باهم در ارتباط باشیم، مگه نه؟ الان چون خیلی زیاد روی استیج نمیریم، یکجورایی شرایط مبهمه. از طرفی نمیتونیم اسپویل هم بدیم؛ مثلا نمیتونیم از قبل بهتون بگیم قراره چی منتشر بشه، یا حتی بگیم دقیقا تا کِی باید منتظر بمونین. ولی حداقل میتونیم بهتون بگیم که داریم آمادهش میکنیم و اینکه... حتی خودمم الان مطمئن نیستم فصل دوم هیبایتیو رو کی فیلمبرداری میکنیم، ولی فکر کنم همچنان یک سری کانتنت منتشر میشه که شماها میتونین ببینین.. هرچه زودتر...
— متیویی که داره با بندِ شلوارش بازی میکنه و همزمان با صدای قشنگش اینقدر آروم و ریلکس برامون میخونه... 😭
— گیا روی تختش بود و متیو بهمون نشونش داد و بوسش کرد :(( البته چون اتاقش تاریک بود رسما هیچی از گیا دیده نمیشد 💔
🌹” کِی دوباره همدیگه رو میبینیم؟
🦊” آه... فکر کنم یک مقدار طول بکشه تا بتونیم دوباره همدیگه رو ببینیم. یکم... ناراحتکنندهست، ولی... نمیدونم، چطوری... ما سعی میکنیم تا جایی که میتونیم یکجورایی پروموشن هم داشته باشیم، ولی نمیدونم 🤷🏻 ماهم واقعا دلمون میخواد شمارو ببینیم، میخوایم روی استیج اجرا داشته باشیم...
🦊” "بریم موزیکشو ها"! آره، معلومه که این خیلی خوبه
🦊” اکانت اینستاگرام شخصی من کی باز میشه؟ بهزودی... اوه نه نه، بیخیال، به این زودیا نیست.. آره، برای اون یکی باید منتظر بمونین.. باید یکم بیشتر صبر کنین!
🦊” *ژست آگوپانگ رو میره و یاد نون میفته* من این روزا خیلی نون دوست دارم، فکر کنم واقعا میتونم هر روز نون بخورم... نون خوشمزهست~ حتی همین نون سفید ساده، بدون اینکه چیزی روش بزنی... نون یا برنج؟ آخه ساندویچ تُن هم خوشمزهست... پس نون؟ ولی برنج هم خوشمزهست، برنج... آه... نون رو انتخاب میکنم! 😭🥖
گفت گوشی جدیدش Z Fold 8 سامسونگه و بهنظرش مدل اولترا که داشته خیلی بزرگ و سنگینه و این مدل خیلی سبکتره. برای رنگ هم بین مشکی و پستهای مردد بوده، ولی چون فروشگاه فقط رنگ مشکی رو موجود داشته، همون مشکی رو گرفته
— متیو بابت اینکه از دستاش تعریف میکردن و میگفتن خیلی قشنگه تشکر کرد و بعدشم دستهای خوشگلش رو شوآف کرد 🫠
🦊” این روزها چی بهم الهام میده؟ آها، خیلی سخته بگم. وقتی دارم به موسیقی گوش میدم، همینطوری گوش میدم و زیر لب یک چیزایی زمزمه میکنم. بعد وقتی یک کلمه میشنوم، با خودم میگم "واو! اوکی، این شبیه اینه..." یا مثلا این کلمه یک همچین حسی میده. بعد از همون، یک داستان میسازم.. یا اگه مربوط به یک تجربه باشه، به این فکر میکنم که احتمالا خودم توی اون موقعیت چه فکری میکردم یا الان چه حسی نسبت بهش دارم. پس خیلی بستگی داره به اینکه دقیقا چی شنیده باشم، آره...
🦊” من برای لیریک چی مینویسم؟ آها، مثلا وقتی یک دمو میسازیم، همونطور که داریم روش کار میکنیم با جریان پیش میریم. من معمولا کل دمو رو به انگلیسی مینویسم و وقتی آهنگ تایید شد، گونووک هم میاد یک بخشهایی رو مینویسه و یکمی کرهای بهش اضافه میکنه. یک چیزی تو همین مایهها...
🦊” یک آهنگ هم هست که من توی نوشتنش نقش داشتم؛ البته من و گونووک با یک هیونگ دیگه باهم نوشتیمش. اممم... تمش یک چیزی تو مایههای ۹ تا ۵ ئه، ولی میشه برداشتهای مختلفی ازش داشت. یک همچین آهنگی هم داریم...
