MIND CHAT
Відкрити в Telegram
یک پزشک که دوست داشت کفاش باشد 👞 محتوای غیرِ پزشکی؛ با تاکید روی «غیر» رزیدنتِ رشتهی خیالی ❤️💍
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
405
Підписники
Немає даних24 години
+497 днів
+6930 днів
Архів дописів
405
میخوام یه سایتی نرمافزاری چیزی پیدا کنم که بشه گروهی درس خوند و دانشآموزامو بردارم ببرم اونجا بنشونم کنار خودم که باهم درس بخونیم؛ بعد بهشون بگم بیاید با من رقابت کنید ببینم چند چندید! باید بهشون نشون بدم که دود از کنده بلند میشه؛ فک کنم شرمنده بشن که من با وجود شیفت و زن و زندگی و کار و کسب درآمد، ازشون بیشتر درس بخونم؛ مگه نه؟
405
پا شدم شال و کلاه کردم اومدم کتابخونهی بیمارستان که هم درس بخونم و هم به کارا و برنامههای دانشآموزام رسیدگی
و حدس بزنید چی شده؟ موس یادم رفته بیارم! بدون موس هم که نمیشه واسه این بچهها برنامه نوشت و کارهاشون رو راست و ریست کرد! میبینید توروخدا! خدا هم دوست نداره من کارای دانشآموزا رو انجام بدم؛ پس فعلا کارهای دانشآموزا رو ایگنور میکنیم و میریم درس میخونیم
خدایا شکرت
405
از بعد از انتشار این پیام، تا ساعت ۱۸:۰۹ گوشیمو میذارم کنار و بهش دست نمیزنم و میرم درسمو میخونم؛ اگه نیاز به سرچ حین مطالعه داشتم، از سرفیس استفاده میکنم
شروع ۱۶:۲۴
پایان ۱۸:۰۹
در کل: ۱:۳۳
خیلیم رند و عالی
405
دیدم توی کانال بنده جمع آدمهای لارج و لوتی دور هم جمعه، منم گفتم سر صبحی دوایکس لارج بشم و بجای اسنپ معمولی، اسنپ اکو بگیرم
این اسنپ علاوه بر اینکه یک ماشین کوییک صفر و خوشبو و نرم و گرم بود، به شدت آقای راننده خوشفاز بود آهنگ های درجه یکی گذاشته بود
سلامتی همه آدمهای لارج 🥃
405
ماشالا همه پولدار و دستبهجیب و لارج و اهلِ کارِ خیر... توی نیم ساعت کار رو جمع کردید
من شماره کارت خودمو میذارم
ایندفعه ۱۰۰۰ تا سهم ۵۰۰ هزار تومانی داریم
تا فردا صبح یه همت بکنید و هزار تا سهم رو واریز کنید؛ من فردا بعد بیمارستان یه آیفون ۱۸ پرومکس میخرم واسه خودم و میرم خونه
پول رجیستری رو هم خودم تقبل میکنیم
بسم الله
405
من از طرف خودم و بانو ۲ تا از این ۴۰ تا سهم رو پرداخت کردم؛ بقیه هم دستبهکار بشید که امشب کار جمع بشه 🤓🤝⚡
405
کافیه ۴۰ نفر، نفری ۱۰۰ هزار تومان پرداخت کنیم
اونوقت اینجوری میشه که یه بچه امسال بخاطر نداشتنِ لباسِ گرم سرما نمیخوره
یادآوری میکنم که با ۱۰۰ تومن نهایتاً میشه یه پفک خرید؛ میشه هم تن یه بچه لباس نو و گرم کرد 🥲
پن: از بابت اعتماد هم خیالتون راحت باشه؛ دفعات قبل هم کامل مدارک رو توی کانال منتشر کردن
405
Repost from - سوداد☁️🌙
بعضی آرزوها برای یک دانشآموز، نباید بزرگتر از توانِ مادرش باشند؛ مثل داشتن یک کاپشن گرم برای روزهای سرد زمستان…
مادرش برای تهیهی کاپشن و لباس گرم پسرش به ۴ میلیون تومان نیاز دارد؛ تا امروز ۱ میلیون تومان تأمین شده و ۳ میلیون تومان باقی مانده.
بیایید کمک کنیم زمستان برای این پسر، کمی مهربانتر بگذرد. 🤍
هر مبلغی، حتی کوچک، میتواند سهمی در گرم شدن دل و تنِ یک دانشآموز باشد.
شماره کارت جهت مشارکت:
6037991795756570
ملیکا زهانی405
چون صبح جمعه زیادی غُرغُر کردم، پاشید برید پیام دکتر [آن سوی روپوش سفید] رو بخونید تا متوجه بشید حالا اینقدرا هم که من گفتم اوضاع دارک نیست و بعضیااا (🙂↔️) روز جمعه عشق و حالشون به راهه
405
حین خوردن شیر و کیک، به افق خیره شده بودم و به این فکر میکردم که ریدم توی پزشکی که تعطیلات آخر هفته رو هم از من گرفت؛ اصلا چیزی به اسم تعطیلات در زندگی من وجود نداره انگار
تو به بقیه شغلها نگاه کن آخه
اکثرشون اینجوریه که اول هفته تا آخر هفته میرن سر کار و آخر هفته در کنار خانوادشون مثل آدم استراحت میکنن و خستگی و فشار هفته از تنشون خارج میشه و بعد هفته جدید رو با انرژی شروع میکنن
تازه این تعطیلات در ایرانه مه در حداقلترین حالت ممکن هست؛ کشورهای اروپایی و آمریکایی که اصلا تعطیلاتشون سراسر کیف و حال و شور و هیجانه؛ چه برای مجردها و خوشگذرونی های خاص خودشون و چه برای متاهلها و خونوادشون!
اونوقت من چی؟
من اصلا معنای تعطیلات از زندگیم کوچ کرده و رفته؛ اصلا اگه ازم بپرسی آخرین بار کی رفتی تفریح؟ میگم نمیدونم! اگه بگی آخرین بار کی برای خودت تایم گذاشتی؟ میگم نمیدونم! اگه از بانو بپرسی شما در سال های اول زندگیتون چندبار تونستید آخر هفته رو در طبیعت بگذرونید؟ اینقدر کمه که احتمالا به زور چیزی رو یادش بیاد
تازه؛ این دنیای قبل از رزیدنت شدنه
به زودی و بعد از رزیدنت شدن، دلم برای آسایش ناچیز همین روزا هم تنگ میشه
