𝑈𝑛𝑑𝑒𝑟 𝐿𝑎𝑛𝑡𝑒𝑟𝑛 𝐿𝑖𝑔ℎ𝑡 ✧ زیر نور ؋ـانوس
Відкрити в Telegram
I like the moon but the moon doesn't know ✨️🦋 🌙سفر به دنیای زیبای سیدراما🌙 🌙جایی میان نورِ کمسو و داستانهای بیپایان🌙 🎐قاب های ماندگار 🎐آپدیت و اخبار 🎐اسپم های سریالی راه ارتباطی : @underlanterndrama_bot شعبه بله: ble.ir/join/FndoQyxzJQ
Показати більшеІран146 819Категорія не вказана
778
Підписники
+1324 години
+467 днів
+7930 днів
Архів дописів
+1
جنگ جهانی دوم چگونه وارد این ماجرا شد؟
بخش ۲
اینجا یکی از مهمترین پیچشهای داستان اتفاق میافته. چین از سال ۱۹۳۷، مدتها پیش از ورود آمریکا به جنگ، با ژاپن میجنگید و هزینهٔ انسانی و اقتصادی سنگینی هم داده بود. اما بعد از حملهٔ ژاپن به پرل هاربر در ۱۹۴۱، آمریکا رسما وارد جنگ شد و چین به یکی از متحدانش تبدیل شد.
ژاپن دیگه فقط با چین درگیر نبود؛ باید در جبهههای گستردهٔ اقیانوس آرام و جنوب شرق آسیا هم با آمریکا و متحدانش میجنگید. آمریکا به چین کمک مالی و نظامی کرد، هواپیما و تجهیزات در اختیارش گذاشت و برای رساندن تدارکات به نیروهای چینی تلاش کرد؛ هرچند مسیرهای انتقال تجهیزات بارها با مشکل روبهرو شدن.
تغییر موازنه به چین فرصت داد مقاومتش رو ادامه بده و باعث شد ژاپن مجبور بشه نیروها و منابعش رو در چند جبهه تقسیم کنه. در سال ۱۹۴۵، با پیشروی نیروهای متفقین، ورود شوروی به جنگ علیه ژاپن، حملات ویرانگر و بمباران های اتمی آمریکا به ژاپن، موقعیت امپراتوری ژاپن فروپاشید و ژاپن تسلیم شد و همچنین پایان سلطه و جنگ های ژاپن بر کره و چین بود.
+1
جنگ جهانی دوم چگونه وارد این ماجرا شد؟
بخش1
اینجا چند اتفاق به هم وصل میشن. گسترش قلمرو امپراتوری ژاپن در شرق آسیا از سال ۱۹۳۱ با حمله به منچوری در شمال شرقی چین آغاز شد و در سال ۱۹۳۷ با حملهٔ گستردهتر به چین ادامه یافت. در ۱۹۴۰، امپراتوری ژاپن پیمان سهجانبه را با آلمان و ایتالیا امضا کرد و وارد اتحاد نظامی موسوم به «نیروهای محور» شد.
آمریکا با ژاپن بر سر گسترش نفوذ در آسیا اختلاف داشت و میخواست جلوی پیشروی بیشترش رو بگیره. در واکنش به اقدامات ژاپن، آمریکا داراییهای ژاپن رو مسدود کرد و صادرات نفت به این کشور رو بهشدت محدود کرد؛ بریتانیا و هلند هم محدودیتهایی اعمال کردن. این مسئله برای ژاپن بسیار جدی بود، چون ارتش و نیروی دریاییاش برای ادامهٔ جنگ به نفت نیاز داشتن و ژاپن بخش عمدهٔ نفت مورد نیازش رو از خارج تأمین میکرد.
رهبران نظامی ژاپن تصمیم گرفتن ابتدا به ناوگان آمریکا در پرل هاربر، هاوایی، ضربه بزنن تا توان واکنش آمریکا رو برای مدتی کاهش بدن. در دسامبر ۱۹۴۱، ژاپن به پرل هاربر حمله کرد. روز بعد، آمریکا وارد جنگ با ژاپن شد؛ سپس آلمان و ایتالیا هم به آمریکا اعلان جنگ کردن.
+1
همکاری بعضی چینی ها با ژاپنی ها اما همهٔ بازیگران سیاسی چین یکسان فکر نمیکردن. بعضی مقامها و سیاستمداران معتقد بودن همکاری با ژاپن میتونه راهی برای حفظ قدرت، جلوگیری از نابودی نیروها یا ادارهٔ مناطق اشغالشده باشه؛ برخی هم برای منافع شخصی یا سیاسی با اشغالگران کنار اومدن.
معروفترین نمونه، وانگ جینگوِی بود؛ سیاستمداری بلندپایه که از جریان ملیگرا جدا شد و در سال ۱۹۴۰ دولت همکار با ژاپن رو در نانجینگ تشکیل داد. این دولت زیر سلطه و نفوذ ژاپن فعالیت میکرد و مشروعیتش بهشدت محل مناقشه بود.
ژاپن چگونه از اختلافهای چین استفاده کرد؟ ژاپن برای کنترل چین لازم نبود تمام کشور را یکباره اشغال کند. راهبرد آن شامل تصرف مناطق راهبردی، کنترل شهرها و خطوط ارتباطی، ایجاد حکومتهای وابسته و استفاده از اختلافهای داخلی بود. در منچوری، ژاپن در سال ۱۹۳۲ حکومت منچوکوئو را ایجاد کرد. در مناطق دیگر نیز تلاش کرد با حمایت از گروهها و حکومتهای همکار، هزینه اداره مناطق اشغالی را کاهش دهد. اما این سیاست محدودیت داشت: کنترل شهرها و راهآهنها با کنترل کامل یک کشور پهناور و جمعیت عظیم آن یکسان نبود و مقاومت چین ادامه داشت.
مهمترین بخش ماجرا: چین آن زمان یک دولت متحد و باثبات نبود...
در چین دو نیروی سیاسی مهم وجود داشتن: حزب ملیگرا یا کومینتانگ، به رهبری چیانگ کایشک، و حزب کمونیست چین. هر دو ادعای نجات و متحد کردن کشور رو داشتن، اما دربارهٔ آیندهٔ چین اختلاف عمیقی داشتن.
چیانگ کایشک در اوایل دههٔ ۱۹۳۰، سرکوب کمونیستها و تثبیت قدرت دولت ملیگرا رو در اولویت قرار داده بود. از نگاه او، بدون شکست دادن رقیب داخلی، ساختن یک دولت واحد دشوار بود. در مقابل، کمونیستها میخواستن قدرت خودشون رو حفظ کنن و گسترش بدن.
اما با افزایش تجاوز ژاپن، این سیاست با یک مشکل بزرگ روبهرو شد: چطور میشد برای کنترل چین جنگید، وقتی بخشهایی از خود کشور در حال اشغال شدن بود؟اختلافها به ژاپن فرصت میداد از شکافهای داخلی چین بهره ببرد. سال ۱۹۳۶، چیانگ کایشک در جریان «حادثهٔ شیآن» توسط فرماندهانی از نیروهای خودش بازداشت شد؛ فرماندهانی که میخواستن او بهجای ادامهٔ تمرکز بر جنگ داخلی، مقابله با ژاپن رو جدی بگیره. این اتفاق در تغییر مسیر سیاست چین نقش مهمی داشت.
تغییر تفکر و جبهه ملی گرا در سال ۱۹۳۷، با گسترش جنگ تمامعیار با ژاپن، ملیگراها و کمونیستها وارد جبههٔ متحد دوم شدن. به بیان ساده، حزب ملیگرا که پیشتر بخش بزرگی از توانش رو صرف جنگ با کمونیستها میکرد، مقابله با ژاپن رو به اولویت مهمتری تبدیل کرد. جنگ با ژاپن فرصتی برای هر دو حزب بود تا مشروعیت و حمایت مردمی خود را افزایش دهند. این موضوع به معنی ساختگیبودن مقاومت هیچکدام نیست؛ منافع ملی و منافع سیاسی حزبی میتوانستند همزمان وجود داشته باشند.
+1
چرا چین با اون عظمت و تاریخ طولانی در برابر ژاپن ضعیف شده بود؟ چین در اواخر دوره امپراتوری با بحرانهای اقتصادی، شکستهای نظامی، فشار قدرتهای خارجی و مشکلات داخلی روبهرو بود. بعد از سقوط دودمان چینگ در سال ۱۹۱۲، جمهوری تأسیس شد، اما کشور به یک دولت قدرتمند و متحد تبدیل نشد. جنگسالارهای منطقهای، دولت مرکزی و احزاب سیاسی برای کنترل کشور با هم رقابت میکردن.
ژاپن در همین دوران ارتش و صنایع نظامی قدرتمندی ساخته بود. در سال ۱۹۳۱ منچوری، در شمالشرق چین، رو اشغال کرد و در سال ۱۹۳۲ دولت دستنشاندهٔ منچوکوئو رو در اونجا به وجود آورد. سپس درگیری گستردهٔ ژاپن و چین از سال ۱۹۳۷ آغاز شد. بنابراین، چین همزمان با تهاجم خارجی و کشمکشهای داخلی دستوپنجه نرم میکرد.
اینا رو باید برای چینی ها بذارم بخونن کمتر زر بزنن😂
مثلا تو این دوران چه گل و بلبلی میخوان😂
+1
چرا ژاپن اول تا این اندازه روی کره تمرکز کرد؟ کره از نظر جغرافیایی موقعیت بسیار مهمی داشت؛ شبهجزیرهای بین ژاپن، چین و روسیه. از نگاه استراتژیک ژاپن، اگر یک قدرت رقیب کره رو کنترل میکرد، میتونست به امنیت ژاپن فشار وارد کنه. در مقابل، تسلط بر کره راهی برای گسترش نفوذ ژاپن در سرزمین اصلی آسیا بود. البته این نگرانی امنیتی، سلطهطلبی ژاپن رو توجیه نمیکرد؛ ژاپن در عمل استقلال کره رو از بین برد. این کشور در جنگ اول چین و ژاپن، در سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۵، پیروز شد و نفوذ چین در کره بهشدت کاهش پیدا کرد.
در سال ۱۹۰۵ ژاپن، کره رو تحتالحمایهٔ خودش قرار داد و در سال ۱۹۱۰ رسما ضمیمه کرد. کره تا سال ۱۹۴۵ زیر سلطهٔ استعماری ژاپندر سال ۱۹۱۰ کره را رسما ضمیمه کرد و تا پایان جنگ جهانی دوم بر آن حکومت کرد.
ژاپن چرا به کره بسنده نکرد؟ در سال ۱۹۱۰ کره را رسماً ضمیمه کرد و تا پایان جنگ جهانی دوم بر آن حکومت کرد. اما هدفهای ژاپن به کره محدود نبود. چین بازار بزرگی داشت، مناطق صنعتی و کشاورزی مهمی در آن قرار داشت و به منابع و مسیرهای راهبردی دسترسی داشت. ارتش ژاپن و جریانهای نظامیگرای آن نیز به دنبال گسترش امپراتوری بودند.
به عاشقانه ش گیر دادن
به پوستراش گیر دادن
به نقش زن گیر دادن
انگار کل جور اون دوره رو اینا باید بکشن و جواب پس بدن😂
اون زمان همین بوده درسته نسبت به دوران مینگ و چینگ زن ها موقعیت اجتماعی بهتری داشتن تحصیل می کردن و نقش آفرینی میکردن ولی بازم قدرت یه مارشال نظامی قطعا ازشون بیشتر بوده...
فرمانده های نظامی اون دوران که از اول سافت و گرینن، ماورایین به هرحال شرایطی که داشتن یه تاثیراتی روشون داشته؛ علاوه بر فرهنگ و نگرش جامعه
حالا تو سریالم تا ته که این نیست و گرین می شه...
پینگ جونم ضعیف نیست اونجور...
+1
کره اولین نقطه برخورد جدی این دو قدرت بود...
کره در آن زمان کشوری جداگانه بود، اما پیوند سیاسی و خراجگزاری دیرینهای با چین داشت. ژاپن میخواست این نفوذ را کنار بزند، چون کره برای امنیت و گسترش قدرت ژاپن اهمیت راهبردی داشت.
در سال ۱۸۹۴، بحران داخلی کره باعث شد چین و ژاپن هر دو نیرو به این شبهجزیره بفرستند. رقابت آنها به جنگ انجامید و ژاپن پیروز شد. طبق پیمان شیمونوسکی در سال ۱۸۹۵، چین جایگاه سنتی خود در کره را کنار گذاشت و تایوان را نیز به ژاپن واگذار کرد.
این شکست نشان داد که چین با وجود وسعت و جمعیت زیاد، در برابر یک قدرت صنعتی و نظامیِ در حال رشد، آسیبپذیر شده است.
+1
با دیدن سریالهای تاریخی معاصر چین احتمالا با دورانی پر از رقابت سیاسی، باندهای تبهکار و حضور ژاپن آشنایی دارین.دورهٔ جمهوری خواهی (۱۹۱۲–۱۹۴۹) اما برای فهم نقش ژاپن، باید کمی عقبتر بریم... به زمانی که ژاپن تصمیم گرفت از یک کشور جزیرهای به قدرت مسلط شرق آسیا تبدیل بشه.
چین و ژاپن؛ چگونه رابطهشان از رقابت به جنگ رسید؟ در نیمه دوم قرن نوزدهم، چین و ژاپن دو مسیر متفاوت را طی میکردند. چین هنوز زیر حکومت دودمان چینگ بود؛ امپراتوری بزرگی که با مشکلات اقتصادی، بحرانهای داخلی و فشار قدرتهای خارجی دستوپنجه نرم میکرد. در مقابل، ژاپن در دورهٔ اصلاحات میجی، از سال ۱۸۶۸ به بعد، با سرعت زیادی ارتش، صنعت و ساختار حکومتی خودش رو مدرن کرد. رهبران ژاپن میدیدن که قدرتهای غربی در آسیا نفوذ میکنن و کشورهایی که از نظر نظامی ضعیف باشن، ممکنه مستعمره یا تحت سلطه قرار بگیرن.
اما ژاپن فقط به دفاع از خودش بسنده نکرد. بهتدریج خودش هم به دنبال قلمرو، منابع طبیعی، بازارهای تازه و نفوذ نظامی رفت. این توسعهطلبی باعث شد کره و چین، دو همسایهٔ مهم ژاپن، به بخش اصلی رقابتهای امپراتوری اون تبدیل بشن.
سلام و درود🤍🌱
تا الان دو بار راجع به تاریخ معاصر چین حرف زدیم...
از چگونگی سقوط امپراتوری و جمهوریشدن چین گفتیم ،به شکلگیری جمهوری خلق چین رسیدیم Link و با احزاب سیاسی مهم اون دوران و پیشزمینه کشمکشهاشون آشنا شدیم. Link و Link
در سریال های تاریخ معاصر چه کره چه چین ردپای ژاپن، دخالت ها و جنگ هاش دیده می شه، برای همین امروز میخوام بریم سراغ داستان ژاپن الخصوص در چین... از قدرتطلبی و رویای گسترش امپراتوری در شرق آسیا تا درگیریهاش با کره، چین و در نهایت آمریکا.
سعی کردم راجع به سوالاتی که ممکنه با دیدن سریالها در ذهن ها ایجاد شده باشه تو این رشته پست بحث بشه و امیدوارم بتونه به درک بهتر جریانات سیاسی، رقابت احزاب، اشغالها و روابط پیچیده در سریالهای دوره جمهوری خواهی کمک می کنه...
#EastAsianHistory #ChineseHistory📍@underlantern
این مدت آب و جارو کردم تا یه پیش زمینه از تاریخ معاصر چین قبل از سریال "سوگواری پاییز" داشته باشیم حالا هن بریم سراغ آخرین بخش دیگه فردا سریال رو داریم😍
وای واقعا گل و بلبل از اون دوران میخوان باید برن سمت مینی سریالای اون دوره😂
چین هم خودش عجیبه هم مردمش 😂
سر بهار زودهنگام حقیقتا از ترس هام این بود بعد معروفیتش مدرن ها برن تو این خط ... اکثرا بخاطر صحنه هاش دیده شد نه متاسفانه داستانش ...
ولی حالا برای تیزرهای سوگواری ایراد گرفتن😂
هنوز سریال شروع نشده کاربران چینی شروع به اظهار نظر کردن عالیه😂
یه سریال دیگه هم کلا یهویی افتاد تو دامن اکتبر😂
#AlmostLover
سریال لوسی و همین امروزم با ۱۴ قسمت یکجا پخش می شه...
