Ɩoꮪt 𐓤ιttᧉ𐓣
Відкрити в Telegram
the songs that they 're talking about instead of cats🐾
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
442
Підписники
-6424 години
-2367 днів
-34730 днів
Архів дописів
آن یار که عهدِ دوستداری بشکست
میرفت و مَنَش گرفته دامان در دست
میگفت: دگر باره به خوابم بینی!
پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
از میان دو واژه انسان و انسانیت اولی در میان کوچهها و دومی در لابه لای کتابها سرگردان است.
تو هیچوقت نمیتونی بگی من کنارت نبودم،
چون من پیشت موندم حتی وقتی که میدونستم باید برم.
یکی از اخلاقای تاکسیکم اینه که در عرض یه ثانیه میتونم تموم اون اهمیتی که بهت میدادم و لیاقتشو نداشتی رو ازت بگیرم .
من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان میکنم ویرانهای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان میکنم کاشانهای را
چون جسمم به روحم عشق ورزید،
وبا یکدیگر همبستر شدند،
من دوباره متولد شدم.
در زندگانیام مرد تیزگوشی را شناختم اما او لال بود
زبان خود را در نبردی از دست داده بود
امروز نبردهای ان مرد را نیز میشناسم
که پیش از ان که دچار ان سکوت بزرگ شود،
بر وی چه گذشت.
و اکنون بسیار خرسندم زیرا او جان سپرد
وجهان با همهی وسعتش برای هر دوی ما کافی نبود!
جبرانخلیلجبران
من هیچوقت گریه الکی نمیکنم
پس وقتی یه قطره اشک از چشمم میفته
یعنی من واقعا صدمه دیدم😢💔
