uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

`Elixir`

`Elixir`

Відкрити в Telegram

باشرف باشید؛ مدت زیادی در این تن نخواهیم ماند. عاشق ایران؛ حرفی سخنی نقدی در خدمتم https://t.me/HarfChatBot?start=045695f0ffc7

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
212
Підписники
-224 години
-77 днів
-4630 днів
Архів дописів
کیرم تو ایمان وقتی زدن گاییدن منو وقتی نمیزارن راحت این نفس بیاد و بره

اینهمه خودتو دست کم گرفتی مرگو ترجیح میدی؟ مارال نصف ایمانی که به تو داریمو هم نداری به خودت

بلاخره یه روزی میرسه از اینم که بگذرم تموم میشه

دلم برای زندگیِ نکرده ی خودم میسوزه

باید تو زودترین تایمی که میشد آزاد میشدم

اشتباه کردم هر روزی که نفس کشیدم اشتباه کردم

پس چرا زودتر خلاص نمیشی چیه که جلوتو میگیره نمیخوای به آینده حتی نگاه کمی بندازی

برای هیچی بود

خب باشه خودتو بکش، این همه چیزو تحمل کردی که بعدا نتونی طعم خوشبختی نسبی رو بچشی؟ همه این دووم آوردنا برای هیچی بود؟

نگران غصه خوردن خودشون

نگران دلتنگ شدن

همه نگران نداشتنن

که اگه بودن میگفتن خلاص کن خودتو دیگه

کسی نگران خود من نیست

دوستام همه میگن زنده بمون

از سکه کندم از خودنمایی کندم هم پستم هم بلندم هم طعمه هم کمندم رهایی یه گره کور زد به بند بندم بهای نوره مرگ مشعل تو بورانِ سردم هنوز رود عمر نریخته به دریای پایان روح صداقت نمی‌بازه به زبانِ نادان هنوز می‌تونم پاشم چه بد چه خوب و شادان طلوع می‌کنه خورشید از دل غمگساران وقتی رسیدن وهمه ولی مسیر سبزه چشم بدوز به افق و مرزش همین بسه هیچ گنجی نیست جز درون و قناعت به درد مگر به آتیش محبت ببازه فصل سردت....

هرکی پی قدرته ظاهر فریب نهان زشت قدرت محبت قطرست که یاور کِشت بود عصر سریع رسیدن به مقصدِ جهیدن یه زندونه که زنده‌ها توش میله‌ای ندیدن و هرکی مرد آسوده بود و میراثش جاودان

چاره چیه تنومندم به غرور نرفتن..

من چه سود بود برام از این همه شکستن ؟

فکرم بیدار شد تموم تنم خواب رفت اشک اَ رخم بار بست به وطن باد رفت هرکی تو قبرستون دلم خودشو جا کرد دنبال من نگشت دنبال خودش و پاش رفت