uk
Feedback
TBD's tweet

TBD's tweet

Відкрити в Telegram

http://t.me/HidenChat_Bot?start=8812491275

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 107
Підписники
-524 години
-77 днів
+630 днів
Архів дописів
خفه شدم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

قربونشون برم چقدر به موقع اومدن😭😭😭😭😭

ول کنید بابا تاشاجاک رو بریم به رابطه ی برادرانه ی زیبامون تو داها ۱۷ برسیم😭

هنوز منتظره آراس آیدین بیاد پسر تیمور بشه

راستی چه خبر از نورلان؟ هنوز هیچ اظهار نظری نکرده؟😂

ما میریم گولبارمونو ببینیم تاشاجاک ارزونی شما✋🏻

😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

+1
حق شریفم یه خانومی نبود که تو عروسیشون اینجوری برقصن؟💔

حرف دلمو زدی واقعا

سناریو انقدر باگاش زیاد بود که نذاشت بیننده از پایانش لذت ببره اصلا کلی مثال برای قسمتای چرتش داشت عایشه نهیر نقدر خط های داستانی زیاد و متنوع نوشتن که نتونستن کنترلش کنن و همشون باهم قاطی شد و همچیز زیادی نصفه موند اوکی فینال فصل هست ولی تعداد چیزایی که اضافه باز موند زیاد بود مخاطب ترجیحش یک پایان باز خوب بود نه ۱۰ تا پایان تخمی

چون خودشونم نمیدونن قراره چی بنویسن اینکارو کردن

الان تکلیف مایی که بیشتر منتظریم ببینیم سرنوشت اوروچ و ایسو چی میشه چیه؟🗣 بعد چرا ایسو انقدر بی زبونه برا ایوبهان سگ میشد برا بقیه زبون نداره کلا خودشو داداشش خاک برسرن از همه تو سریه رو میخورن🥹 اون که تیر خورد معلوم نیست چیشد تو کشتی ولش کردن یا چی خیلی جوری که انگار به یورشونه برگشتن، جای اینکه از رو شمش طلا رد بشن فرار کنن پیاده شدن ببینن شمش چندمیه لعنتی حداقل ایسو رو زندانی نمی‌کردید شاید نجاتتون میداد🥹 اصلا دردتون از اول چی بود خب شریف هم میزاشتید آزاد بگرده شاید حداقل خودشو اسمه رو فینال پرت میکرد تو دره هیجان بیشتری داشت تا اینکه تیمور یهویی خیلی رندوم و بی جا از زندان بیاد سه نفرو به تریلی ببنده . خب شریفم میاوردید بیرون حداقل برادر زاده هاشو نجات بده💔

من واقعا با همه‌ی کاراش سعی کردم کنار بیام هیچ قضاوت بدی ام تا حالا دربارش نکردم اون ده قسمتم اصلا مال خودش ولی دیگه قسمت آخر حق من این نیست بشینم خانواده‌ای رو بببینم که سی قسمت منتظرشون بودم؟

https://t.me/tbdtweet/840 واقعا دلیلش مشخص نیست؟ اوایل که نقشش پررنگ شد گفتن کار منجیرشِ؛ من با خودم گفتم خب اونقدرا هم نقشش زیاد نیست که مردم دارن اغراق می‌کنن(کلا فکر این بودم که حاشیه‌‌ها از سریال دور بشه حقیقتا)؛ ولی کلا به یه چیزی خیلی اعتقاد دارم، قدیما واقعا راست گفتن که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها؛ اینم دقیقا حکایت این دختره‌س (واقعیتش حتی دوست ندارم اسمش رو بیارم!) از قسمت حدود ۱۳ شروع شد این داستان مزخرف تا نزدیکای قسمت ۲۰، تو این بازه ما فقط دعواهای مزخرف فادیمه خانوم و با کویلچوک کوجاش رو دیدیم؛ نه تنها روند داستانی رو از بین برد، بلکه همین الانش هم به طور خیلی خیلیییییی غیرطبیعی از هر سکانسی سر در میاره و جالبترش هم اینکه کلی هم دیالوگ داره؛ ببین من اصلا کاری به کثافت کاری که با اون پسره انجام داده ندارم، زندگیِ شخصی خودشون و نه ربطی به من داره و نه اصلا برام اهمیتی داره، فقط یک چیز برام اهمیت داره اونم روند پیشروی سریال مورد علاقه‌م هستش، وقتی کسی باعث میشه روند سریال مورد‌ علاقه‌ مون خراب بشه طبیعی نیست ازش متنفر بشیم؟ حقیقتا دیگه به نظرم باید با یه خداحافظی خوشحال مون کنه، تا همینجاش هم حسابی ها حسابی شناخته شد، به نظرم بهش پروژه پیشنهاد می‌کنن، به همین خاطر دیگه باید بره؛ حتی اول از هرکس دیگه‌ای باید بره، نه اون دوست پسر نچسبش هم نه اردم و نه ناز فعلا اولویت باهاشون نیست، اول این دختر باید بره، که امیدوارم توییتریا یه کاری کنن و فشار بیارن!😕

چقدر کیوتی تو مرد😭😭😭

تازه فادیمه خودش یه دور دراما تو قبرستون سر باباش و اینکه شوهرش دشمنه داشت بسش نبود اومد درامای بقیه ام دزدید

یک هزارم بگم بهتره البته

النی خودش همون بچه‌ای بود که زندگیشو دزدیدن ولی یک صدم فادیمه ام چیزی نشون ندادن ازش

بابا چه ربطی داره خب شوهرش بهش دروغ گفته بچه ی داداشش بوده چون زینب ایجوری کرده همه با فادیمه لجن اون ناراحته که چرا دروغ گفته نمیدونه وگرنه که به قول خودش مثل اسمه میگفت میدونم نمیگم ربطی به این چیزا نداره شما داداش خودتون بود روانی نمیشدین ؟؟