uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯

ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯

Відкрити в Telegram

ᴀʀʟᴇʏ ᴀʀᴇᴀ ★ | leyloş + arasko| unknown🧃: @Arleyareabot

Показати більше
Іран113 278Категорія не вказана
752
Підписники
+624 години
+567 днів
+14830 днів
Архів дописів
مادرش بهش می‌گه: «برو توی اتاقت»، آراس هم می‌گه: «از پروشگاه برو.» دختر رو مثل توپ فوتبال از این‌جا به اون‌جا پاس می‌دن، در ح
مادرش بهش می‌گه: «برو توی اتاقت»، آراس هم می‌گه: «از پروشگاه برو.» دختر رو مثل توپ فوتبال از این‌جا به اون‌جا پاس می‌دن، در حالی که هم نقش اصلیه، هم پارتنر آراس. منطقیه که وسط اتفاقات و خط اصلی داستان باشه، اما نه؛ فقط مدام از این طرف به اون طرف کشیده می‌شه و هیچ جایگاه ثابتی نداره. لیلا نمی‌تونه خودشو راضی کنه که به مادرش بگه: «عصبانی کردن تو یکی از دلایل است، اما من واقعاً عاشق آراسم.

این‌که جرن رو به حاشیه بردن کاملاً واضحه. از قسمت ۵ به بعد انگار عمداً شخصیتش رو افتضاح می‌نویسن و دارن آگاهانه علیهش کار می‌
این‌که جرن رو به حاشیه بردن کاملاً واضحه. از قسمت ۵ به بعد انگار عمداً شخصیتش رو افتضاح می‌نویسن و دارن آگاهانه علیهش کار می‌کنن. واقعاً نمی‌فهمم چرا مدیر برنامه‌هاش هیچ واکنشی نشون نمی‌ده. وقتیم که میایم از شخصیت اصلی زن سریال دفاع کنیم همه میپرن بهمون

🐈‍⬛️
+1
🐈‍⬛️

Çagan >>> Aras
Çagan >>> Aras

#arteo: sen orda yoksun.

Ceren’imin minnoşluğu peki 🐥🤏🏻
Ceren’imin minnoşluğu peki 🐥🤏🏻

Çok Yazık Çağan Şengül.mp33.38 MB

#arley : düşmanınmışım gibi 🔗 nehir (@nhrisste) 📲 @twittervid_bot

اگه دوست از اینجا بخونید تحلیل صحنه های ارلی تو قسمت ۹ که یکی از فنا نوشته 🤍

حتی بیننده‌های معمولی هم از رفتار آراس با لیلا شاکی شدن، چون احساسات آراس نسبت به لیلا خیلی سرسری ازش رد می‌شن و درست نشون دا
حتی بیننده‌های معمولی هم از رفتار آراس با لیلا شاکی شدن، چون احساسات آراس نسبت به لیلا خیلی سرسری ازش رد می‌شن و درست نشون داده نمی‌شن. من هنوز امیدوارم و فکر نمی‌کنم آرلی توی وضعیت خیلی بدی باشه، ولی نویسنده از نظر دقت و پرداخت واقعاً عملکرد ضعیفی داشته و بیشتر داستان‌های مربوط به آرلی رو بد نوشته. در واقع چیز زیادی هم نمی‌خوام؛ فقط اگه سه ثانیه بیشتر نشون می‌دادن که آراس به لیلا نگاه می‌کنه، یا اینکه درست نشون می‌دادن که می‌فهمه لیلا چه فداکاری‌هایی براش کرده و حتی جلوی خانواده‌ی خودش هم به خاطرش ایستاده، و بعد بر اساس این آگاهی باهاش رفتار می‌کرد، الان اصلاً به این نقطه نمی‌رسیدیم.

. یعنی اگه نویسنده دست برداره هر قسمت برای این پسر به اندازه ۱۰ فصل دردسر و ماجرا ننویسه، این چیزها رو می‌تونه با متین حرف بز
. یعنی اگه نویسنده دست برداره هر قسمت برای این پسر به اندازه ۱۰ فصل دردسر و ماجرا ننویسه، این چیزها رو می‌تونه با متین حرف بزنه. برای این قسمت، وضعیت آرلی همین‌قدر بود. اگه مشکلی بزرگ‌تر از آرلی وجود داشته باشه، اون نحوه‌ی نوشتن شخصیت لیلاست. از بس همش به جرن و تبلیغ می‌دن ، آدم خسته میشه،انگار تبلیغ بیمارستان هم تو راهه.😭 لیلا خودش داستان و پتانسیل خیلی خوبی داره، اما چون بهش نمی‌پردازن و همه‌چیز رو حول آراس می‌نویسن، تازه رابطه‌ی آرلی رو هم درست پرداخت نمی‌کنن، عملاً دارن شخصیت لیلا رو هدر می‌دن. انگار نویسنده باهاش لج کرده، ولی امیدوارم این وضعیت رو جبران کنه. این جزئیاتی که گفتم، چیزهایی بودن که باید خیلی واضح و پررنگ به مخاطب نشون می‌دادن تا همه متوجهش بشن.

وقتی متین اسم دنیز رو آورد، آراس همون اول قضیه رو نپذیرفت؛ حتی اینکه دوستش همچین احتمالی رو مطرح کرده بود هم اعصابش رو خرد کر
وقتی متین اسم دنیز رو آورد، آراس همون اول قضیه رو نپذیرفت؛ حتی اینکه دوستش همچین احتمالی رو مطرح کرده بود هم اعصابش رو خرد کرده بود. ولی توی این صحنه، آراس دیگه این کارها رو حق مسلم خودش نمی‌بینه. انگار با خودش می‌گه: "با این همه دردسر، واقعاً باید بشینیم درباره‌ی این حرف بزنیم؟" از اون طرف، این بار متین هم چیزی از خودش درنیاورده، بلکه از وضعیت و رفتار خودِ آراس به این نتیجه رسیده.»

حالا برسیم به این گفت‌وگو. نویسنده کاملاً واضح نشون داده که آراس تغییر کرده و این به نظرم نکته‌ی مثبتیه؛ چون یعنی مشکل این نی
+1
حالا برسیم به این گفت‌وگو. نویسنده کاملاً واضح نشون داده که آراس تغییر کرده و این به نظرم نکته‌ی مثبتیه؛ چون یعنی مشکل این نیست که دیگه بلد نیستن چیزی بنویسن، بلکه دارن تأکید می‌کنن که قراره از یه جایی روند جدیدی شروع بشه. برای همین اینکه این تغییر رو نشون دادن خوب بود. فقط اگه دلیل‌های این تغییر رو بهتر و عمیق‌تر به تصویر می‌کشیدن، این‌قدر به مذاق کسی تلخ نمی‌اومد؛ ولی متأسفانه همه‌چیز خیلی سطحی پرداخته شده. حالا برسیم به همون بخشی که همه سرش حرف می‌زنن؛ نگاه‌های آراس😂 به نظرم این یه بدشانسی بود. در واقع چیزی که چاعان سعی داشت منتقل کنه، احتمالاً این بود که وقتی جوابی برای گفتن نداری، نگاهت رو می‌دزدی؛ ولی انگار نتونسته اون حس رو کامل دربیاره. 😂 تازه وقتی هم از همون لحظه اسکرین‌شات می‌گیرن، طبیعیه که نگاهش اشتباه برداشت بشه. به نظرم کارگردان باید هرچه زودتر این مسئله رو درست کنه.

تو این دور کردن لیلا هم خیلی مشکلی نیست، چون واقعاً داره این کار رو برای محافظت ازش انجام می‌ده. حتی این موضوع رو با متین هم
+2
تو این دور کردن لیلا هم خیلی مشکلی نیست، چون واقعاً داره این کار رو برای محافظت ازش انجام می‌ده. حتی این موضوع رو با متین هم مطرح می‌کنه و نشون می‌دن که آراس از روی میل خودش این تصمیم رو نگرفته. اگه این فاصله گرفتن از همین قسمت شروع شده بود، احتمالاً بیشترمون این‌قدر ناراحت نمی‌شدیم ولی از چند قسمته که این ماجرا هی تکرار می‌شه و کم‌کم اون حس و جادوی قبلیش رو از دست داده این صحنه، اون بخشی بود که از همه کمتر دوستش داشتم. نگاه‌های چاعان کلاً حال‌وهوای صحنه رو خراب کرده بود. باشه، قرار نیست همیشه با نگاه‌های آروم و عشوه‌گر به هم نگاه کنن، ولی اینم دیگه اون چیزی نبود که باید می‌بود. تازه صورت پسره رو هم مستقیم جلوی آفتاب گرفته بودن؛ خودش صحنه حساسی بود، اونم هی چشم‌هاش رو ریز کرده بود و بدترش کرده بود. دیالوگش هم افتضاح بود، حتی دلم نمی‌خواست بذارمش به نظرم اولِ این صحنه رو قیچی کردن، چون وقتی گفت‌وگو شروع می‌شه، انگار لیلا از قبل اومده پایین. فکر می‌کنم کارِ سانسورتأثیر SM بوده. احتمالاً دوباره کلی دیالوگ به آراس داده بودن، ولی وقتی دیدن حسابی روی اعصاب مردم می‌ره، اون قسمت رو حذف کردن

«اول از همه، اینکه آراس از لیلا محافظت کرد قشنگ بود؛ ورودش رو دوست داشتیم. بعدش هم آراس چون فهمیده بود لیلا به خاطر این تفاوت
+1
«اول از همه، اینکه آراس از لیلا محافظت کرد قشنگ بود؛ ورودش رو دوست داشتیم. بعدش هم آراس چون فهمیده بود لیلا به خاطر این تفاوت آسیب دیده و هم خودِ لیلا و هم اطرافیانش باعث شدن بهش صدمه برسه، سعی می‌کنه از خودش دورش کنه. به نظرم صحنه بدی نبود؛ توی چند جا هم کاملاً معلومه که آراس برای این کار داره به خودش فشار میاره و براش سخته. از این صحنه می‌فهمیم که آراس، با اینکه توی صحنه قبلی به لیلا گفته بود "تو نمی‌فهمی، این تفاوتِ دنیاهاست"، ولی حالا واقعاً فهمیده که لیلا چقدر با بقیه فرق داره. برای همین این صحنه تبدیل شد به یکی از صحنه‌های موردعلاقه‌م. بعدش هم وقتی گفت: "این مسئله خودمه"، یعنی حتی اگه قانع هم نشدید، توش دخالت نکنید؛ این قسمت واقعاً خیلی قشنگ بود.

«می‌خوام صحنه‌های آرلی تو قسمت ۸ رو تحلیل کنم. خیلی حاشیه و شلوغی پیش اومد و فندوم هم حسابی ناراحت و عصبی شد. برای همین گفتم
«می‌خوام صحنه‌های آرلی تو قسمت ۸ رو تحلیل کنم. خیلی حاشیه و شلوغی پیش اومد و فندوم هم حسابی ناراحت و عصبی شد. برای همین گفتم صحنه‌به‌صحنه از دید خودم نظر بدم. وقتی دوباره قسمت رو دیدم، متوجه شدم اوضاعمون اون‌قدرها هم بد نیست... البته انگار از قبل داشتم می‌گفتم "قراره بدتر بشه"! 😂 خلاصه، بریم شروع کنیم.
👇👇👇👇👇