بَعدِ سکوت؛
Відкрити в Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
548
Підписники
-224 години
-147 днів
+4730 днів
Архів дописів
548
اونجاست که باورت نمیشه اینی که حتی دیگه نمیتونی بهش بگی سلام، همونیه که یه زمانی روز و شبتون باهم میگذشته همه چیز همو میدونید.
548
چنان عشقش پریشان کرد ما را
که دیگر جمع نتوان کرد ما را
حدیث عاشقی با او بگفتیم
بخندید او و گریان کرد ما را.
-سيف فرغانى.
548
نامه ای به تو؛
کاش یه روز برسه که اسم تو دیگه تو سرم صدا نکنه.
که صبح، قبل از اینکه حتی بلند شم، یادت نیاد گوشهی ذهنم بشینه.
کاش دلم نخواد مسیر پیامهامو بره عقب، نخواد صدایی رو گوش بده که دیگه صاحبش مال من نیست.
کاش وقتی یه نفر شبیهت حرف میزنه،
دلم نریزه.
نلرزه.
نخواد برگرده عقب.
کاش یه روز برسه که تو،
بیجنگ،
بیدرد،
آروم از زندگی من پاک شی.
اینکه هرچی ازت مونده، کمکم محو شه…
و من یه جایی، یه وقتی، بدون اینکه بفهمم
برسم به لحظهای که
تو
دیگه
هیچجایی توی ذهنم نداشته باشی.
548
دائما گویم به دل آرام باش
سهم ما از ابر او باران نبود
این فراموشی نباشد کار من
چشم او از ترک من گریان نبود..
