ضمایم
Відкрити в Telegram
ادبیات و جامعه شناسی
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
274
Підписники
Немає даних24 години
+97 днів
+1030 день
Архів дописів
274
می گویند در جامعه ما روشنفکر نباید قومیت داشته باشد!
روشنفکری که در جامعه ما قومیت نداشته باشد اصلن نباید وجود خارجی داشته باشد.
روشنفکر قومیت داشته باشد مگر اینکه در پاریس بدنیا آمده باشد یا در جایی بدنیا آمده باشد که در آن قومیت مسئله ی بوجود نیاورد. این امر برای آن مهم است که بزرگترین وظیفه روشنفکر درک واقعیات های جامعه خودش است. روشنفکر نه از آسمان گز می کند و نه از تخیلاتی استفاده می کند که در پرتو آن واقعیت های جامعه خویش را نتواند ببیند.
آیا ما هویت ملی داریم که همه به آن تکیه کند؟ نه
آیا ما اشتراکات صد درصدی داریم که در پایه آن قومیت رنگ ببازد؟ نه
آیا ما جامعه یک پارچه هستیم؟ نه
آیا هویتی که به ما ملی معرفی شده است ملی است؟ نه
پس روشنفکری که فکر می کند ما جامعه یک پارچه هستیم و قومیت ها امر بی تاثیرند و واقعیات جامعه را درک نمی تواند،روشنفکر نیست.
روشنفکر باید قومیت داشته باشد که در این مقوله قومیت داشتن نه برای نفی دیگران که برای پذیرش تفاوت ها و تاثیر هویت قومی در بینش هاست چون قومیت در امروز نه یک امر نژادی محض که امر فرهنگی است.
274
ايمان من به تو
ايمان من به خاک است
ايمان من به رجعت هر شوکتي ست
که در تخريب بناي پوسيده ي اقتدار ديگران
نهفته است
تو
چون دستهاي من
چون انديشه هاي سوگوار اين روزهاي تلخ
و چون تمام يادها
از من جدا نخواهي شد
" نادر ابراهيمي "
274
Repost from در سایه سَرو
سلام و درود خدمت همه!
ما تصمیم بر این گرفتیم که فولدر «برای آزادی» را دوباره بسازیم. اینبار با تغییراتی در کانالهای این فولدر.
خوشحال میشوم در اشتراکگذاری این فولدر سهیم باشید، بنویسید و کانال اضافه کنید.
سپاس
لینک فولدر:
https://t.me/addlist/zKHgUKrgDNU5YTE1
274
در گذشته اگر پای نوشته بعضی ها " قلمت رسا باد" می نوشتیم امروز باید نوشت" چت جی پی تی ات رسا باد"
274
Repost from N/a
تصور کنید که کسی را با تمام شوق درونی میبوسید یا غذای خوشمزه ای را میخورید و یا هم موسیقی را میشنوید که نت های آن به شدت در حال تغییر است؛ آیا شما میتوانید بگویید که من این آدمی را که بوسیدم، این غذای را خوردم و یا این موسیقی را که شنیدم بر تمام احوال شناخت آن واقف هستم.
من به رد روانشناسی توصیفی و حتی علمی میگویم نه!
فرانتس برنتانو، همیار هوسرل در نقد روانشناسی تجربی است اما چیزی که درینجا متمایز میشود این هست که برنتانو یک نوع تجربه درونی ( inner perception) را جایگزین آن میکند.
مثلن؛ ما خشم و شادی را زمانی میتوانیم ببینیم که تغییرش دهیم.
اگرچه هوسرل در کتاب فلسفه حساب روی تحقیقات برنتاتو تکیه میکند اما بعدها در مسئله تقویم آگاهی و پدیده شناسی آگاهی از این نظریه دور میشود.
شناخت برنتانو نوعی شناخت متکی به بالعرض ارسطویی استوار است.
همیشه شناخت مشکل دارد و عرضی دارد، آن چیست؟ اینکه خود ابژه شناخت، با امر دیدن فرق دارد.
اینکه شما کسی را ببوسید بر حساب برنتانو آن را شناخته اید نوعی روانشناسی گرایی (اگولوژیک ) یا من شناختی- اگرچه این یک تجربه واحد است با وجود اینکه تعمیم به کل نیست، اما اشکال کار این است که به مرحله آگاهی نرسیده اید.
برنتانو نه تنها روی ابژه یا محتوای که از آن تشکیل میشود تأمل نمیکند بلکه آگاهی را از قلمرو امتداد(علم شدن) دور میکند.
چیستی این نحو وجودِ پیش-همزمان را به لطف تحلیلهای قبلی مان میدانیم، که پیوستار( continuum) مراحلی است که خود را به تأثر اولیه متصل میکنند و هر یک از آنها آگاهی از نوع یادآوری اولیهٔ اکنونِ قبلی محسوب میشود.
[پدیده شناسی آگاهی از زمان درونی، هوسرل، ص-۱۰۴ نه نقل از هوسرل در متن آثارش، عبدالکریم رشیدیان، ص-۵۲۱]
هوسرل میگوید؛ اینکه شما کسی را در لحظه قبل بوسیدید تنها زمانی میتوانید آن را بشناسید که تجمع لحظات قبل و بعد را نه تنها در اکنونیت بلکه در امتداد زمان به آگاهی برسانید.
روانشناسی توصیفی استوار بر اکنونیت و حالیتی است که شناخت در آن بر روی ابژه های فردی استوار است.
ما میبوسیم، میخوریم و میشنویم بنابراین راه درمان و شناخت این است در حالیکه ما حتی با همین اعمال ناشناخته باقی مانده ایم، چون در امتداد زمان شنیدن نتهای موسیقی ما همیشه احساس ثابتی نداریم.
https://t.me/Mohakat13
274
نمی دانم چه منزل بود شب جایی که من بودم
قوالی نصرت فتح علی خان به پارسی
شعر از امیر خسرو دهلوی
https://t.me/zamaimha/350
274
آنهای که در کار توزیع محصولات در بازار خرید و فروش هستند اصطلاحی به اسم " بل به بل" دارند.منظور بل خرید است.
یعنی به دکاندار می گویند بل قبلی که خریدی را صفر کو بعد بل دگه ببر( قرض بگیر).
اینرا میشه در کتاب امانت دادن هم تعمیم داد؛اصطلاح "کتاب به کتاب" را اقتباس کرد؛ یعنی کتابی که امانت بردی را بیار کتاب دگه ببر.
274
نفس خواندن دیگر مهم نیست آنچه مهم است "چه خواندن" است . به این مفهوم که دیگر تنها کتابخوان بودن فضیلت نیست و کتابخوان بودن نمی تواند شاهکار باشد آنچه می تواند فضیلت محسوب شود "چه خواندن" است .
این "چه" اضافی می تواند نشانده وضعیت جامعه باشد؛ نشانده وضعیت ذهنی مردم باشد. مردم چه می خوانند و به کدام کتاب ها تمایل دارند و اگر تنها کتاب خواندن مهم بود دیگر از فضیلت "چه خواندن" سخن به میان نمی آمد.
کتاب خوب بخوانید نگرانتمام شدنکتاب های خوب نباشید.
274
حافظه تاریخی و مشروعیت سیاسی
تیریون لینستر شخصیت برازنده و دانشمندیست. در آخرین قسمت سریال "بازی تاج و تخت" حرفی در خور تامل زد. او برای "حکومت هفت قلمرو" برن استارک را پیشنهاد کرد و تنها دلیل اش برای این کار آن بود که برن کلاغ سه چشم شده بود و واقعات گذشته را می دانست.
تیریون می گفت که یک ملت را نه زبان و نه پرچم بلکه تاریخ یکجا می کند تاریخی که در جایگاه حافظه جمعی نشسته است.
مردم را تاریخ و افسانه ها و حافظه جمعی شان به هم نزدیک می کند.
حکومت های ایدئولوژیک نیز برای اینکه بتوانند مشروعیت تاریخی برای خود کسب کنند در پی دستبرد به حافظه جمعی می برآیند. از جعل تاریخ گرفته تا تغییر اسامی خیابان ها و تغییر بافت های اجتماعی. این کار را برای آن انجام می دهند تا حافظه جمعی را کنترول کنند حافظه ی که حضور و مشروعیت آنها را زیر سوال می برد.
خاصیت حکومت های ایدئولوژیک است که به حافظه تاریخی دستبرد بزنند و این دستبرد زدن به حافظه تاریخی جامعه، زمینه استقرار آنها را مساعد خواهد کرد.
به نظرم هیچ آدمی از پس بیان این مسئله چنانکه جورج اورول در ۱۹۸۴ برامده است، بر نیامده است.
اورول از زبان شخصیت اصلی کتاب می نویسد:
ما هم الان از زمان انقلاب و زمان قبل از آن چیزی نمی دانیم.تمام اسناد و مدارک و پرونده ها یا از میان رفته یا مجعول است.تمام کتاب ها دوباره نویسی شده، تمام مجسمه ها، خیابان ها و ساختمان ها از نو نامگذاری شده و هر تاریخی تغییر یافته است و این وضع، همچنان هر روز به دنبال روز قبل و هر دقیقه به دنبال دقیقه ماقبل خود ادامه می یابد. تاریخ متوقف شده است و هیچ چیز جز زمان حال پایان ناپذیری که در آن همیشه حق با حزب است وجود ندارد.
"محمدناصر ساجدی"
274
هویت و شخصیت
تونی سپرانو در سریال the sopranos شخصیت جالبی است او در یکی از صحنه های سریال به پائولی گوالتیری که فرد فابل اعتمادش است درباره فردی حرف می زنند که قادر به احضار روح است. تونی به پائولی که تحت تاثیر آن فرد قرار گرفته می گوید تو چرا نگرانی؟ پائولی می گویداو قادر به احضار روح مردگان است.
تونی که کلافه شده به پائولی حرف قابل توجهی می زند که به نظرم نشانده نقش هویت در شخصیت فرد است.
تونی می گوید تو استیک میخوری؟
پائولی می گوید بله
تونی می گوید اگر هندو بودی برای خوردن گوشت به دوزخ می رفتی
پائولی می گوید من که هندو نیستم چرا باید نگران آن باشم؟
تونی می گوید من نیز می گویم که هر کسی فکر و عقیده خودش را دارد( بیهوده خودت را درگیر مردی که قادر به احضار روح است نکن).
هویت قومی و هویت مذهبی فرد به شدت در تربیت و شخصیت فرد نقش دارند. این هر دو قادرند فرد را به شجاع یا بزدل،اجتماعی یا جامعه ستیز و ...... تبدیل کنند که تا حدی تکرار حرفیست که می گویند اگر در هند بدنیا می آمدی هندو و اگر در اروپا بدنیا می آمدی مسیحی و اگر در خاور میانه بدنیا می آمدی مسلمان بدنیا می آمدی.
درست است که ما نقش زیادی در ساختن و کسب هویت قومی و مذهبی ما نداریم اما هویت قومی و مذهبی نقش زیاد و بلندی در ساختن شخصیت ما دارند.
هویت قومی و مذهبی حتی قادرند در انتخاب نام شما نقش ایفا کنند و در پوشاک،خوراک،سلایق و علاق، ارتباطات و شخصیت حضور پر رنگی داشته باشد.
"محمدناصر ساجدی"https://t.me/zamaimha
274
دوستت دارم
چون کودکی گریزان از مدرسه
که گنجشک ها را
در جیب اش
پنهان می کند
#نزار_قبانی مترجم صادق دارابی
