𝙋𝙖𝙣𝙖𝙝|پَناه
Відкрити в Telegram
به امیدِ گذر از رنجها، در انتظارِ التیام زخمها و آرزومندِ خوش ترین فردا(: خصوصیتر: https://t.me/+fb3NtE1fQAdkYzM0
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
447
Підписники
-924 години
-587 днів
-9030 днів
Архів дописів
447
‘شب است كه آدم را اندوهگین مى كند، يا آدم است كه براى اندوهگين شدن، شب را انتظار مى كشد؟’
447
گاهی انسان، در تاريكى ذهن خود گم میشود،
جايى كه مرز واقعيت و خيال از هم جدا نيست.
تنهايى، آرامآرام به درون نفوذ میکند،
و انسان را از جهان بيرون جدا میسازد؛
در اين ميان، هيچكس نيست كه او را بفهمد
حتى خودِ او. و شايد تلخ ترين حقيقت
اين باشد: بعضى دردها را نمیتوان گفت
فقط بايد در سكوت، با آنها زندگى كرد..
447
امروز جمعهاست.
از آن جمعههایی که از ظهر به بعد، هوا هم انگار دلش نمیخواهد تکان بخورد.
پرده نیمهکشیده است،
نور کمرنگی افتاده روی دیوار، و صدای دورِ یک تلویزیون از خانهی همسایه میآید.
همهچیز عادیاست، اما درونِ آدم نه..
447
کاش میشد !
آدمی ، گاهی ، فقط گاهی ..
به اندازه نیاز بمیرد ، بعد بلند شود !
خاکهایش را بتکاند ؛
اگر دلش خواست برگردد به زندگی
دلش نخواست ؛
بخوابد تا ابد ..
447
خاطراتی که آدم هایش رفته اند، دردناکاند!
ولی خاطراتی که آدم هایش حضور دارند،
اما شبیه گذشته نیستند به مراتب دردناکتراند...
