uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

[نارنگی شیشم]

[نارنگی شیشم]

Відкрити в Telegram

اینجا یه درخت نارنگی زندگی میکنه. ⭐️ @Do_you_drink_tea_bot :ناشناس

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
335
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-1730 днів
Архів дописів
فردا سومه

شاید میوه میخواست غذا میخواست

میموندم شاید آب میخواست

چرا مامانم نگفت بمون اونجا مراقب بابات باش

تاریکه

بابام امروز اونجا تنها موند.

ایستادم بالای سرش. نزدیک نرفتم.

کاش بغلش میکردم دیروز.

اینو نگاه میکنم بعد با تصویری که از بابام دیروز مونده جلو چشمام مقایسه میکنم. چیشد بابا؟

.

براش خرما گردو درست کردیم، داریم غذا درست میکنیم، حلوا درست میکنیم، اگر بابام الان اینجا بود بالا سرمون میومد و میرفت و همه چی رو چک می‌کرد که همه چی عالی باشه.

همه ی اینا واسه بابامه، من چرا هنوز باورم نشده؟
همه ی اینا واسه بابامه، من چرا هنوز باورم نشده؟

مثل اینکه نه جدی قرار نیست فردا بریم پیشش، تنهایی هم نمیتونم برم.

انگار رفته مسافرت و قراره برگرده پیشم، هنوزم منتظرم بیاد خونه.

هیچوقت فکر نمیکردم برای عزیزم بخوام نماز شب اول قبر بخونم. هنوزم باورم نشده بابام رفته.

هیچوقت فکر نمیکردم برای عزیزم بخوام نماز شب اول قبر بخونم. هنوزم باورم نشده، همش کابوسه، کابوسه، آره.

حفظ نبودم مجبور شدم از رو بخونم، همونم درست ندیدم.

نماز خوندم واسش، امیدوارم قبول باشه چون از بس چشمام نمیبینه صفحه ی گوشی رو از دور نمیدیدم، هی مجبور شدم خم شم، سلام نماز رو هم یادم رفت، بعد از چند دقیقه گفتم که برای بابامه.

خاک بر سرم.

یادم رفت.