.❩ ࢪونــو
Відкрити в Telegram
⭑ ‘’استتیک چیست!؟ اینها ثبت زیبایی از یک بازماندهست’’ ⭑ (در صورت فوروارد کردن،از محتوای رونو استفاده کنید) ⭑ 🦩جانم : @Roonoolinkbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
1 158
Підписники
-324 години
+307 днів
+11030 день
Архів дописів
1 158
*امیرحسین،وسط این بدوبدو های زندگی داره یه کار جالب انجام میده؛اگه دوست داشتید میتونید چنلشو چک کنید توضیحات کاملش اونجا هست🤍⭐️
1 158
Repost from دِیلی از روی بیمِیلی
دوستمون از دی ماه شغلش که به اینترنت وابسته بوده رو از دست داده و همین باعث شده اقساطش رو نتونه پرداخت کنه و جریمه بخورن. (من خریداش رو دیدم، همه کتاب درسی بودن) و همزمان یسری هزینه های درمان داره. (توسط خودم صحت سَنجی شده) متأسفانه حمایت خانواده رو نداره.
من هم شرایط مشابه رو زمان قطعی تجربه کردم. ایشالا با همدیگه کمک میکنیم و یه بخش یا بیشتر هزینههاشو تامین میکنیم.
مثل همیشه، کمترین مبلغ ها وقتی کنار هم جمع میشن میتونن تاثیر گذار باشن. پس هر مبلغی که کمک میکنین ارزشمنده.شماره کارت: پاسارگاد
5022 2916 1015 6323بلو
6219 8618 1967 5421به نام ظریفی
1 158
در شهری که همهچیز طبق قانون پیش می رفت، مردی زندگی میکرد که نقاشیهایش پر از طلا، احساس و چیزهایی بود که مردم آن زمان دوست نداشتند بلند دربارهشان حرف بزنند؛ اسم مرد Gustav Klimtبود. میگویند در زندگیِ او زنی بود به اسم Emilie Flöge. دوستی؟ عشق؟ همراه؟ هیچکس دقیق نمیداند. آنها سالها کنار هم بودند. سفر رفتند، نامه نوشتند، وقت گذراندند؛ اما هیچوقت ازدواج نکردند و هیچوقت هم رابطهشان را برای مردم توضیح ندادند. در نهایت کلیمت این تابلو را کشید: «The Kiss» دو نفر روی لبهی جایی ایستادهاند؛ مشخص نیست که است یا آسمان. مرد خم شده و زن را میبوسد؛ اما عجیبترین بخش نقاشی بوسه نیست. این است که زن چشمهایش را بسته، انگار از دنیا جدا شده؛ و دور هر دویشان پوششی از طلا پیچیده شده، طوری که انگار جهان بیرون دیگر وجود ندارد. بعضیها میگویند این تابلو فقط یک بوسه نیست؛ تصویر آن چند ثانیهای است که وقتی عاشق کسی هستی، زمان از حرکت میایستد. جالبتر اینکه کلیمت برای این دوره از کارهایش از موزاییکهای طلایی قدیمی الهام گرفته بود؛ برای همین آدمهای تابلو انگار هم انساناند، هم شبیه قدیسها. و شاید راز ماندگاری این اثر همین باشد. هیچ کس نفهمید آن دو نفر دقیقاً چه کسانی بودند. اما تقریباً آدم های بسیاری، حداقل یکبار در زندگی، آن لحظه را فهمیدهاند. لحظهای که بقیهی دنیا محو میشود و فقط یک نفر باقی میماند.
