مریمِ نامقدس
Відкрити в Telegram
'سال دوی طبابت، کمی امیدوار. t.me/HidenChat_Bot?start=7246790181 پلیلیست: t.me/MariellasSongs تبادل و حمایت داریم؛ ترجیحاً چنل دیلی.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
497
Підписники
+224 години
+77 днів
+9530 днів
Архів дописів
496
خط قرمز بزرگ من از وقتی دیگه بچهٔ دبستانی نبودم حقوق زنان بوده و هست، این بی ربطه ولی اینجا می نویسمش تا یادم نره.
496
این بار فهمیدم ما مهاجرت هم بکنیم فقط انگار قراره ظاهر زندگیمون بهتر بشه و بتونم پول جمع کنیم و مایحتاج فراهم کنیم، وگرنه به قول خانم خیال نویس مهاجرت ایرانی اینجوریه؛
گلیم بخت کسی را که بافتهاند سیاه
به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد
496
یچیزی وجود داره، اگر غمگینی، غمگینی. دیگه نمی تونی براش روز و ساعت تعیین کنی. که دیگه گذشته دیگه. نه، عزیزت که بره، تا آخر عمرت عزاداری و جای خالیش همیشه هست. کمرنگ شاید بشه ولی از بین نمی ره. در مورد این عزایی که ما درگیرشیم هم باید بگم اینقدر عظیمه که من فکر می کنم اگر تا آخر عمرم هم گریه کنم، اگر تا آخر عمر دست و دلم به هیچی نره، اگر نتونم از این حال دربیام کاملاً طبیعیه و حق دارم. چون بچه هایی مردند، آدمهای زیادی همسن من مردند، و حالا هم تعداد زیاد دیگری در صف مرگ هستند.. تعدادی از اونا کسایی ان که سوگند خوردن در هر شرایطی جون بیمار نجات بدن و سر همین سوگند ممکنه بمیرن! باورم نمی شه در این وضعیتیم.
496
به آیندگان بگویید که در ورای ابرهای این وطن در آسمان بالای سر قهرمان های بی جان این خاک در زمستان ۱۴۰۴ هیچ خدایی پیدا نشد.
496
امشب احساس عجیبی پیدا کردم. یک نفر در تمام زندگیم به من حس یک مرد واقعی رو داده، یک مردی که واقعا بهم ثابت بکنه که همهٔ مردها شبیه هم نیستن. این مرد همیشه تفکراتش از زمان خودش سال های سال جلوتر بود. صحبت کردن باهاش همیشه حس خوبی می داد ولی من فرصت کمی برای نزدیکش بودن داشتم. امیدوارم خدا این مرد رو برای من حفظ کنه. امیدوارم قلب بیمارش خسته نشه. امیدوارم که این امیدِ من همیشه برام بمونه؛ خیلی دوستش دارم.😭
496
عوض کردن پروفایل چیه؟ یه ذره تمایل به اونم ندارم دیگه. هرچیزی که برام جالب و با معنا بوده، معناش رو از دست داده و در قعر غم هستم. غم عادی نیست، یک احساس عجیب و جدیده. یچیزی که همهی دیگر مسائل رو در خودش حل کرده، هیچ چیزی دیگه برام مهم نیست، منظورم مسائل روزمره ست. چیزایی که قبلا ناراحتم می کردن الان اصن برام معنی ای ندارن. اصن حتی بهشون فکر نمی کنم. فقط می گذرونم و می گذرونم ..
496
غم انگیز ترین چیز برام اینه! ما اجباراً به زندگی عادی برمیگردیم درحالی که آدمای زیادی وجود دارن که دیگه زندگیشون هیچوقت عادی نمی شه.
496
خیلی وحشتناکه که بلاهایی که به طور واقعی! سر یک عده آدم اومده رو ما حتی نمی تونیم تماشا کنیم.. :))
496
من خیلی ناراحتم برای آدمایی که مردن و هربار قلبم بیشتر می گیره. از اون طرف ولی ناراحتیم برای زنده ها خیلی بیشتره. خیلی برای زنده هایی که عزیزشون رفته ناراحتم، خیلی برای کسایی که با جراحت های سخت رنج می کشن ناراحتم، خیلی برای کسایی که زندگیشون آتیش گرفت ناراحتم، خیلی برای کسایی که به واسطه قطعی اینترنت نونشون آجر شده ناراحتم، خیلی برای کسایی که نتونسته بودن با خانوادشون تماس بگیرن و الان ممکنه دیگه هرگز نتونن، ناراحتم. برای این زندگی های بر باد رفته واقعاً ناراحتم و رو به مرگ..
496
خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
راحتِ جان طلبم و از پِیِ جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نَبَرد راه غریب
من به بویِ سرِ آن زلفِ پریشان بروم
دلم از وحشتِ زندانِ سِکَندَر بگِرفت
رخت بربندم و تا مُلکِ سلیمان بروم
چون صبا با تنِ بیمار و دلِ بیطاقت
به هواداریِ آن سروِ خُرامان بروم
در رهِ او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دلِ زخمکَش و دیدهٔ گریان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
به هواداری او ذَرِّهصفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهٔ خورشیدِ درخشان بروم
تازیان را غمِ احوالِ گرانباران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم رَه بیرون
همرهِ کوکبهٔ آصفِ دوران بروم
