_ مستاجر پلاک ۱۱ _
Відкрити в Telegram
_آدمکی فرو رفته در غم.غریبه با آدمها و دوست درخت ها. برگهای خیس. سینما و کیارستمیِ عزیز .قهوه. مه و ماه. شجریانِ جان. یک صندلی خالی. هزار فکرِ ناتمام. داستایفسکی. شب. غنچهی مخملی. پری با بالهای توری.کتابهای فراوان.تا همیشه آبی. زندگی و کمی دیوانگی!
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
373
Підписники
-124 години
-77 днів
-2530 днів
Архів дописів
Repost from «گذشتن و رفتنِ پیوسته»
+1
"ابرهایی در آسمان دیدی منم…"
دیدمت علی، در شبی که آسمان بغض کرده بود و جهان آرام زمزمهات میکرد، جایی میانِ نور و دلتنگی، وقتی آسمان یادِ تو میافتاد؛
« تولدِت مبارکِ ایران »
-به یادِ "علینوری" ، تا فراموش نشوی .
چه میشود کرد
در زمان بدی از تاریخ زندگی میکنیم
دلِمان به همین محبت های کوچَک خوش است _عزیزَکَم_
آن کس که پس از قتل عام زنده می ماند ، به جسم زنده است نه به جان.
_سوزان سانتاگ_
گیرم که فردا سپیده سر زند و روزگار به کام شود؛
با غم آنها که برای ما جان دادهاند چه باید کرد؟
