𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
Відкрити в Telegram
239
Підписники
-324 години
-97 днів
-1530 днів
Архів дописів
239
آدما میتونن تورو از همه چی متنفر کنن، از آهنگ مورد علاقهت، از خیابونا، از زمین، از زمان حتی از خودت.
239
طولاني ترین شب سال شب یلدا نیست،
اون شبي بود که گوشي ها آنتن و نت نداشت و فقط صداي گلوله میومد.
239
ای آنکه مرا بردهای از یاد، کجایی؟
بیگانه شدی، دست مریزاد، کجایی؟
در دام توأم، نیست مرا راه گریزی
من عاشق این دام و تو صیاد، کجایی؟
محبوس شدم گوشهٔ ویرانهٔ عشقت
آوار غمت بر سرم افتاد، کجایی؟
آسودگیام، زندگیام، دار و ندارم
در راه تو دادم همه بر باد، کجایی؟
اینجا چه کنم؟ از که بگیرم خبرت را؟
از دست تو و ناز تو فریاد، کجایی؟
دانم که مرا بیخبری میکشد آخر
دیوانه شدم، خانهات آباد، کجایی؟
-پریناز جهانگیر.
239
من به این نسل تعلق ندارم!
چون هنوز برام مهمه متعهد بودن
چون هنوز برام مهمه پیشرفت کردن
چون هنوز برام مهمه ارزش خودم رو بدونم
چون هنوز برام مهمه از چه راهی پول درمیارم..
چون هنوز برام مهمه آدمارو با پولشون نسنجم...
چون هنوز برام مهمه سالم زندگی کردن...!
239
دخترا اینجورین که یهو به خودشون میان میبینن یه دعوای بزرگ راه انداختن درصورتی که تو دلشون فقط یکم توجه میخواستن!
239
کاش یه زید بازاری داشتم که برام هر وقت پول میزد براش لباس خوشگل بخرم بپوشم بهش میگفتم بازار باشه مشتی.
239
به شدت معتقدم خاصم و آدما فقط يکبار در زندگيشون با يكى مثل من برخورد خواهند كرد و بعد از اون برخورد هم هرگز منو فراموش نخواهند كرد.
239
«من یه آدم حساسم» پس برای من
«سلام» و «سلاممم» «ممنون» و «خیلی ممنونم»
«اگه خواستی بیا» و «بدون تو خوش نمیگذره» با هم فرق دارن.
239
«درد دل با کس نگفتم، دردِ من گفتن نداشت
خنده بر لب میزدم، هر چند که خندیدن نداشت»
﮼ سهراب سپهری
