uk
Feedback
دِلْ‌سِپُرده

دِلْ‌سِپُرده

Відкрити в Telegram

مرید هشتمین امام✨ ناشناسم t.me/BChatPlusBot?start=sc-9optX5lFvT24 آیدی کانال بله @del110_seporde

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
338
Підписники
+1424 години
+227 днів
-830 днів
Архів дописів
فور کنید _ازتون فور کنم✨🫀
دوباره ویو بگیرید
جوین باشیدا

مرگ چیزی را از من نخواهد گرفت من ضریح تو را بوسیده ام..

شُکر خدا را که مادرم اهلِ روضه بود با گریه برای رُقیّه قَد کشیده‌ام .. 🫀✨ #رقیه_خاتون

به قول یه بزرگی بنز رابطه ی خودت باش!

Repost from حُبّ𖹭
انتظار تو برای من فهماند؛ عشق می‌تواند دور باشد اما عمیق شود..

اگه رفتی زیر بارون؛ روضه بخون فقط بگو غریب حسین…
اگه رفتی زیر بارون؛ روضه بخون فقط بگو غریب حسین…

پر از تو ام ! به تهی دستی ام ،، نگاه مکن ....

[برای اونایی که هنوز نمی‌دونن کار خودشونه]
[برای اونایی که هنوز نمی‌دونن کار خودشونه]

بیخیال همه. عشق تویی ای پسر فاطمه!

photo content

قیمت همه چی داره میره بالا ولی توی وطن فروش مفت نمی ارزی!

تا میتونید صداش کنید تو قبر پنبه های تو دهنتون نمیذارن که صداش کنید… 128❤️‍🩹

شاید من و تو.
شاید من و تو.

photo content

محبوب حسین باش نه محبوب جماعت!

:)دلتنگیه فقط

زیارتتون قبول درگه عشق

خیلی بار اومدم مشهد، خیلی بار سلام دادم، نشستم، اشک ریختم و برگشتم… اما عجیبه آقاجان، هر بار که میام، انگار بار اوله. دلتنگی برای شما سیراب نمی‌شه. حتی وقتی نزدیکم، حتی وقتی ضریح روبه‌رومه، باز دلم یه جور دیگه تنگ می‌شه. شاید چون آدم هر چی بیشتر میاد، بیشتر دلش جا می‌مونه. من بارها رفتم، اما دلم هنوز همون‌قدر محتاج یه نگاهه، همون‌قدر محتاج یه «خوش اومدی». خداحافظی با شما، دردناک‌ترین حس دنیاست؛ حسی که حتی بعد از رفتن هم، دل آدم رو ول نمی‌کنه.

دار و ندار قلبم:)
دار و ندار قلبم:)

نمی‌دونم چرا دلم برای جایی تنگ شده که هنوز ندیدمش. کربلا رو نه با چشم، که با دل می‌شناسم. اسمش که میاد، یه حس عجیبی توی دلم موج می‌زنه؛ شبیه دلتنگی، شبیه انتظار. اما بعضی وقت‌ها… یه فکر آروم، یواش، میاد سراغم. این‌که نکنه امام حسین هنوز منو نخواسته. نکنه هنوز لایق اون راه نشدم. نه از روی گله، نه با دلخوری… بیشتر شبیه یه مکثه، یه ایستادن توی خودم. می‌بینم خیلی‌ها رفتن، بارها رفتن، و من هنوز فقط سلام‌هامو از دور می‌فرستم، با چشمایی که هر بار خیس‌تر می‌شن. با خودم می‌گم اگه قسمت بود، می‌رسیدم. اگه صدام کرده بود، پام راه می‌افتاد.من هنوز زائر نبودم، هنوز بین‌الحرمین رو با چشم‌هام ندیدم، اما دلم انگار راه رو بلده. انگار یه چیزی تو وجودم، سال‌هاست اونجا جا مونده. شاید هنوز وقتشه که صبر کنم، شاید هنوز باید بیشتر دلم شبیه راهش بشه. با این حال، این دلتنگی یه چیزو بهم ثابت می‌کنه: اگه نخواستنم هم از روی بی‌مهری نیست. یه حکمته… و من، جز اشکِ چشم‌هام هیچ چیزی برای اثبات دوست داشتنم نسبت به شما ندارم، آقاجان.