uk
Feedback
دِلْ‌سِپُرده

دِلْ‌سِپُرده

Відкрити в Telegram

مرید هشتمین امام✨ ناشناسم t.me/BChatPlusBot?start=sc-9optX5lFvT24 آیدی کانال بله @del110_seporde

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
322
Підписники
-424 години
-17 днів
+330 днів
Архів дописів
فور کنید/بزارمتون فولدر جذب بگیرید☁️.
حتما اینجا جوین باش.
پیام فولدر تا زمانی که فولدر گذاشته نشده پاک نکنید.

قدر علی را ندانستند…..

photo content

photo content

عشق اونیه که تورو ب امام حسین برسونه؛ بقیه اش اداست

از این جهانِ سردِ پر از دود بی بها مشهد برای من، همه اش مال دیگران….

کاش هیچوقت مارو با دوری از حرمت امتحان نکنی امام رضا💔

photo content

متاسفانه من آدم با کلاسی نیستم هم زود سین میکنم هم میشینمis typing رو نگاه میکنم

_فور کنید، فولدر بزارم، 30+ جذب بگیرید! 📂 _
حتماجوین باشید / صبور باشید / یاعـ𓄌ــلي

📬فور کنید فولدر بسازم -لفتی‌ها‌جبران‌شه- اینجا | اینجا عضو‌باشین تگ‌هاتونو‌بفرستین🌻

photo content

photo content

نوکر امام حسین بودن چوب خوری داره وقتی این راهو انتخاب میکنی همه چیشو بپذیر:)

اقای امام حسین یه عمر نون نمک روضه هاتونو خوردیم از این بعد فحشش رو میخوریم به شما میرسه دورت بگردم:)❤️‍🩹
اقای امام حسین یه عمر نون نمک روضه هاتونو خوردیم از این بعد فحشش رو میخوریم به شما میرسه دورت بگردم:)❤️‍🩹

چگونه دوستت نداشته باشم کدام عاشق، وطن پرست نبود؟!

آن یتیمان که به خرمای علی سیر شدند پای گودال که رسیدند همگی شیر شدند.

تو آبرو دادی و من آبرو بردم ... یه اشتباهی کردم و چوبشم خورد ... خودت یه کاری کن برام من کم آوردم💔

داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ هر کجا بیندم از دور کند چهره پُرچین و جبین پر آژَنگ با نگاه غضب‌آلود زند بر دل نازک من تیر خَدَنگ از در خانه مرا طرد کند همچو سنگ از دهن قَلماسنگ مادر سنگدلت تا زنده‌ست شهد در کام من و توست شَرَنگ نشوم یک‌دل و یک‌رنگ تو را تا نسازی دل او از خون رنگ گر تو خواهی به وصالم برسی باید این ساعت، بی‌خوف و دِرَنگ رَوی و سینهٔ تنگش بدری دل برون آری از آن سینۀ تنگ گرم و خونین به مَنَش باز آری تا برد ز آینهٔ قلبم زنگ عاشق بی‌خرد ناهنجار نه بل آن فاسق بی‌عصمت و نَنگ حرمت مادری از یاد ببرد خیره از باده و دیوانه ز بَنگ رفت و مادر را افکند به خاک سینه بدْرید و دل آورد به چَنگ قصدِ سرمنزل معشوق نمود دل مادر به کفش چون نارَنگ از قضا خورد دم در به زمین و اندکی سوده شد او را آرَنگ وان دل گرم که جان داشت هنوز اوفتاد از کف آن بی‌فرهنگ از زمین باز چو برخاست نمود پی برداشتن آن آهنگ دید کز آن دل آغشته به خون آید آهسته برون این آهنگ: «آه دست پسرم یافت خراش آخ پای پسرم خورد به سنگ»