آوایجنگلتاریک𓍊
Відкрити в Telegram
قلمم قصه مینویسد روحم در جهانهای دیگر پرسه میزند𓂃𓈒☘️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
250
Підписники
+224 години
+67 днів
+1530 днів
Архів дописів
غم رو دور بنداز و از خشمی که الان درونت داره میجوشه استفاده کن. خشمی که حتی همین الانم مثل یه مار سمی داره وجودت رو مسموم میکنه.
سم به مقدار اندک میتونه کشنده باشه، اما مقدار زیادش باعث مصونیت از مرگ میشه.
پس به کم راضی نباش، بذار این مار سمی انقدر درونت بپیچه و وجودت رو مسموم کنه که دیگه هیچ نوعی از این غمها و دردهای سمی، حتی نتونن تو رو ضعیف کنن، چه برسه به اینکه تو رو نابود کنن.
«آنسوی تاریکی_کیمیا وارثی»
یکی از پررنگترین دلایلی که دارم بیشتر دیالوگهای این رمانم رو میذارم تا رمانهای دیگهم، اینه که رمانهای دیگهم با اینکه اونا هم بچههام هستن، اما به نسبت این یکی، خیلی خامتر هستن و سر نوشتنشون هم بیتجربهتر بودم.
اما سر نوشتن آنسوی تاریکی، من شدیدا پختهتر شده بودم. چیزهای زیادی رو تجربه کرده بودم و از سر گذرونده بودم یا حتی درحال تجربه کردنشون بودم. از نظر روحی، روانی، ذهنی، جسمی، عاطفی، احساسات، تجربیات و... تغییر کرده بودم و همچنان هم داشتم با اون تغییرات کنار میومدم.
توی دوران جنگ که تمام این سیاهیها تو اوج خودشون بودن، من به مراتب حتی پختهتر و عمیقتر مینوشتم.
فهمیدم که هرچقدر بیشتر درد بکشم،
بهتر مینویسم!
چون یه نویسنده وقتی مینویسه، رسما داره تمام آرزوهاش، خواستههاش، رویاهاش، عقدههاش، دردهاش و تجربههاش رو توی قلمش خالی میکنه...
فایدهی زنده موندن چیه وقتی هر روز و هر لحظه، با هر نفس و دموبازدم، درد میکشم؟!
وقتی تمام وجود و قلب و روح و تن و امید و زندگیم داره نابود میشه، وقتی حس میکنم قلبم مرده؟
توی این شرایط، مرگ مهربونتر از زندگی نیست؟
«آنسوی تاریکی_کیمیا وارثی»
چی از این بدتر که توی اوج نوشتن باشی و توش غرق شده باشی و یهو بیان بگن که داره مهمون میاد برای شام و هم تو رو از دل تمرکز و دنیات بکشونن بیرون، هم گند بزنن به اعصاب نداشتهات؟!
فقط مرگ میطلبم 🚶🏻♀
🥂
و حتی نمیتونی تصور کنی که چقدر عاشق اینم که در تاریخ سفر کنم در قصرها قدم بزنم، مهمانیهای رقص را ببینم، هنرمندان واقعی آثار معروف را ملاقات کنم معماران خالق شاهکارها را ببینم، در خیابانهای قدیمی قدم بزنم و با فیلسوفان همکلام شوم و عشق واقعی را ببینم...⚜🩰🎻
Repost from ָ࣪ ˖⋆𓏲࣪ دنیـای جادویـے ادوࢪا
توی زندگی بعدی، یه دزد دریاییم که با کاپیتان جک اسپارو و ویل ترنر دنبال گنجهای گمشده و غنیمتهای قدیمی میگردیم.😑📦☠️⭐️
Repost from 𝖠𝗅𝗂𝖾𝗇𝗀𝗋𝖾𝗒
🪲 تو زندگی قبلیم تو کشورهای ایسلند، سوئیس، اسکاتلند، نروژ و دانمارک بودم؛ وگرنه این حجم از لذت بردن از طبیعت واقعا غیرعادیه.
