uk
Feedback
ㅤ𝘖​𝘤​𝘵​𝘰​𝘣​𝘦​𝘳​ ​𝘴​𝘬𝘺

ㅤ𝘖​𝘤​𝘵​𝘰​𝘣​𝘦​𝘳​ ​𝘴​𝘬𝘺

Відкрити в Telegram

𝖶𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾. Bot: @shailyyy12bot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
347
Підписники
+124 години
-77 днів
+1430 день
Архів дописів
Repost from N/a
8941220905_1.mp32.69 MB

Repost from N/a
sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
+4
Solitude by the sea not the melancholy loneliness of the forsaken but a kind of seclusion where only the awe-inspiring boundless blue speaks to you I am merely a silent spectator in this vast, solitary theater .

تو نیز قصد داری سکوت خود را زیر پا له کنی؟
نمیدانم خواهان گفتن کدام سخن‌های مغز و قلبم هستم. نمیدانم آیا باید این سکوت وهم‌ انگیز را بشکنم یا نه. راستش، حتی نمیدانم که چه کسی هستم؛ خود را هم نمیشناسم. زندگی برای من همیشه سفرِ پر هیاهویی بوده. همواره کوشیدم که داستان را خود به دست بگیرم و بنویسمش، اما نشده. انگار از توانم خارج است. از بدو تولد، تنها بودم. تنهایی را به جان خریدم تا هم‌همه هارا نابود کند. شاید حالا، بعد از این همه خلوت، دیگر نتوانم سکوت را بشکنم و آنگونه که میخواهم سخن بگویم. نمیدانم از زندگی چه میخواهم یا به کجا میروم؛ اما تلاشم را میکنم که با چیزهای ساده‌ای که دیگران بیتفاوت از کنارشان میگذرند، شاد باشم. میدانی چرا؟ چون کسی که از ساده‌ترین چیزها متأثر شود، بسیار رنج میکشد؛ و این جهان با آدمهای حساس، راهِ سازگاری ندارد. در این گیرودار، مغزم کلافه‌ام کرده. حتی اگر بخواهم رها حرف بزنم، اجازه نمیدهد؛ میترسد دوباره آسیب ببینم. اما من... من میخواهم آزادانه سخن بگویم، مستانه در باد برقصم، دیوانه‌وار زندگی کنم و عاشق بودن را تمرین کنم. امیدوارم شما، برخلاف من، بتوانید از شرِ مغزِ پرحرفتان خلاص شوید!

«Ты ушла, но в каждой капле дождя — твой голос. И я пью этот дождь, чтобы не забыть, как ты смеёшься.» Иван Алексеевич Бунин
«Ты ушла, но в каждой капле дождя — твой голос. И я пью этот дождь, чтобы не забыть, как ты смеёшься.»
Иван Алексеевич Бунин

🎀𝖸𝗈𝗎’𝗋𝖾 𝖻𝖾𝖺𝗎𝗍𝗂𝖿𝗎𝗅,𝖸𝗈𝗎’𝗋𝖾 𝗐𝗈𝗇𝖽𝖾𝗋𝖿𝗎𝗅✨

⊱⋅ ────────── ⋅⊰ 𓋜🐈‍⬛🐾
I don't like people. I don't like how easily they change, how often they leave, or how quickly they forget.🐾🐈‍⬛ You're my only exception.I've never been a fan of people. Most of them disappoint you sooner or later, so I stopped expecting anything from anyone. Then you came along. You became the one person who made me believe that not everyone is the same. I still don't like people... but I like you. And somehow, that's enough to change everything.🐾🤍🐈‍⬛


دوست داشتن را ماری می‌دانست که نیشش از هزاران هزار زهر و یک ماده‌ی کشنده قوی تر است
آری ، قلبش را درون چاله ی فشرده بودند که تپش هایش هرکدام انگاری فقط یک چیز را زمزمه می‌کرد "دوستت دارم" درد را درون هر نبض احساس می‌کرد با این‌که قلبش دفن بود اما هنوز چشمانش تمام این زهر را به دوش می‌کشیدند و گلویش با پاره سنگی به نام بغض به خون آغشته می‌شد . همان خون ها توده ای گرد و غبار بودند که راه نفس را می‌گرفتند و انگار فقط یک چیز او را نفس می‌داد عطر تن او که انگار بهاری بود بی پایان و برگ هایی بود سرسبز در زیر باران های پاییزی حالا ریه‌هایش شده بودند ریزه شیشه هایی که ریشه کرده بودند و می‌سوختند دست هایش هیچ گرمایی نداشتند ، گرمایش دستان معشوقی بودند که هیچوقت نمی‌دانست چگونه یکی دیگر برایش عاشقی می‌کند پاهایش زیر بار عشقی زهرآگین خم می‌شدند اما باید راه می‌رفت و به خودش می‌فهماند "عشق همین است" کلاویه های پیانو را اگر چه بلد نبود اما انگشتانش روی کلاویه ها می‌رقصیدند
برای همان زهرِ ماری که نامش عشق بود...

فوروارد کنید و کشور مورد علاقتون رو بگید تا به یه برند تشبیهش کنم و از اون برند مودبرد دوتایی تقدیم کنم
Limit: 205

Repost from N/a
🪶 ៸ 𝖼𝗈𝗋𝗍𝗂𝗌 '𝗌 #𝗌𝖾𝖺𝗇 ៸ 𝗏𝖾𝗅𝗏𝖾𝗍 𝖼𝗁𝖺𝗉𝗍𝖾𝗋 ㅤㅤ𝗅𝗈𝗌𝗍 𝗂𝗇 𝖺 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽 𝗈𝖿 𝗆𝖾𝗅𝗈𝖽𝗂𝖾𝗌

Repost from N/a
🪸 ៸ 𝖼𝗈𝗋𝗍𝗂𝗌 '𝗌 #𝗄𝖾𝗈𝗇𝗁𝗈 ៸ 𝗏𝖾𝗅𝗏𝖾𝗍 𝖼𝗁𝖺𝗉𝗍𝖾𝗋 ㅤㅤ𝗅𝗈𝗌𝗍 𝗂𝗇 𝖺 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽 𝗈𝖿 𝗆𝖾𝗅𝗈𝖽𝗂𝖾𝗌