685
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+1730 днів
Архів дописів
685
کویت یک آخوند شیعه و پنج نفر دیگر را به دلیل نگرانی برای امنیت ملی کشورش، سلب تابعیت کرد.
@NinaYevsky2
685
بعد از این بر ستم و جهل و جنون باید رید
به خرافات و بر اسلام زبون باید رید
کعبه و بتکده دکان فریبند، بفهم !!!
داخل کعبه و بتخانه فقط باید رید
تازیان، قوم وحوشی که به ما تازیدند
پس بر آن سید و سادات عرب باید رید
گر عدو بر وطنت تاخته با جور و جفا
بی گمان بر سَلَف و بر خَلَفش باید رید
به محمد، به علی، هم به رضا کفترباز
به حسین و حسن و آل عبا باید رید
به ابوجهل و معاویه و آل سفیان
به ابوبکر و به عثمان و عمر باید رید
آن امامی که بر او زار زنی، جاکش بود
روی گلدسته و صحن حرمش باید رید
رو به آن قبله موهوم، عبادت، ننگ است
پشت بر قبله بر آن سنگ حجر باید رید
خون چکد آیه به آیه ز کلام قرآن
به چنین مکتب و بر فلسفه اش باید رید
صحبت از حور و بهشت است و عذاب دوزخ
به چنین دین شَرور حشری باید رید
نیست در کلّ مضامینش از اندیشه نشان
پس نگو بهر چه بر شاکله اش باید رید
به نبوت به شریعت به شیار الله
به امامت به ولایت، علنی باید رید
عرعرِ عرزشیان گوش فلک را کر کرد
به چنین عرعرِ خر در چمنی باید رید
هیئت و زوزه یِ مداحِ دهان، گاله گشاد
به همین انجمن بی شرفان باید رید
به سپاه و به بسیج و به همه ملایان
گر چه تعداد، زیاد است ولی باید رید
مجلس ذلت و کابینه یِ بی علم و سواد
به چنین دولت پفیوز نشان باید رید
حوزه علمیه، بی مایه و جمعی مفعول
جملگی بر همه طلاب خَرَش باید رید
شیخ و ملا به یقین دشمن نوع بشرند
به عباها و بر عمامه یِ شان باید رید
شیخ مفلوک مفنگی ز قلم نندازیم
بر سر و ریش و به سجاده یِ او باید رید
رهبر ملت ایران اگر این بی شرف است
به چنین رهبر و گور پدرش باید رید
( امید طوطیان )
با الهام از شعر معروف میرزاده عشقی بدون رعایت قافیه
@NinaYevsky2
685
واکنش کاربران :
اعدام کنید منفورید
اعدام نکنید منفورید
زندانی کنید منفورید
زندانی نکنید منفورید
در هر صورت منفورید
و هر آنکه از شما تبعیت میکند منفور است
و هر آنکه به خاطر منافعش سکوت کرده منفور است
و هر آنکه انسان برایش بی ارزش است منفور است
چرا که حرمتی برای انسان و وطن نمانده..
از شما بیزاریم ...
685
فقط امضا زد و گفت: آتش!
احمد توكلى، اول مرداد، زمينكَير و در اوج ذلت مُرد...
اما لكه ننگی كه بر تاريخ #بهشهر و #مشهد كَذاشت، هركَز پاك نمى شود.
او از همان دادياران و دادستان هاى دهه شصت بود.
از بهشهر تا مشهد، هر كجا پا كَذاشت، باخودش مرگ برد.
در بهشهر، رئيس شهربانى و كميته بود، بعد دادستان انقلاب شد.
كارش مصادره اموال، بستن دهان مردم و صدور حكم هاى اعدام دسته جمعى بود.
اما مشهد... مشهد جايى بود كه نامش براى هميشه با خون نوجوانان كَره خورد.
يكى از آخوندهاى همراهش كه بعدها از شدت شرم، لباس روحانيت را براى هميشه كنار گذاشت، روايت كرده:
«توكلى را براى محاكمه ۶۰ جوان ۱۶ تا ٢٠ ساله به زندان وكيل آباد آوردند. جرمشان فقط خواندن اعلاميه و پخش نشريه بود.»
مى گوید: توكلى حتى پروندهها را نخواند. فقط ورق زد و زير همه را امضا كرد.
سحرگاه، به بهانه هواخورى به حياط آوردندشان.
ديوارها پر از نيروى مسلح بود. بچه ها مى لرزيدند...
توكلى در حال صبحانه خوردن بود ناگهان فرياد زد: آتش!
رگبار گلوله بود وفرياد و خاك وخون. كسى نماند.
ساعت ١٠ صبح، در دفتر به صدا درآمد.
همان نوجوانى بود كه هنوز زنده مانده بود، خون آلود، تشنه، لرزان فقط كَفت: «يه كم آب...»
توكلى نكَاهش كرد وبه پاسداران كَفت: «چرا انقلابى عمل نكرديد؟»
ودر همان لحظه...
راوى مى گوید: «از مردم خجالت كشيدم. از آن روز ديكَر لباس روحانيت نپوشيدم.»
توكلى مُرد.
اما آن ۶۰ نوجوان، آن پسرى كه تشنه بركَشت، وتمام آن جوانان بهشهرى كه دسته دسته تيرباران شدند، نامشان هنوز زنده است.
در قلب مادرانشان، روى ديوارهاى زندان و در حافظه تاريخ.
«بر اساس روایت برخی زندانیان سیاسی و منابع مخالف جمهوری اسلامی، احمد توکلی متهم به نقش داشتن در اعدامهای دهه ۶۰ و صدور احکام اعدام در بهشهر و مشهد است. با این حال، جزئیات روایت مشهور درباره زندان وکیلآباد، از جمله فرمان «آتش» و نحوه اجرای اعدامها، بهطور مستقل و قطعی تأیید نشده است.»
@NinaYevsky2
