رَهْـــــــوا.
Відкрити в Telegram
مجبورین که از عکسا خوشتون بیاد ، باتشکر 🫂 دزدی از عکسا ؟! راضی نیستم . حرفی سخنی 🫴t.me/HidenChat_Bot?start=6936647545
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
373
Підписники
-124 години
+1147 днів
+14930 день
Архів дописів
او همیشه مراقب فرزندانش بود؛ او اینقدر تکه های جانش را دوست داشت که لحظه ای چشم از آنان بر نمیداشت 🌤
حتی در قنداق
حتی در خانه
حتی در بیرون از خانه
حتی دورادور از نزدیکش
حتی در جنگ
برای مادر.
غم ؛غم واژه ی خیلی خیلی سنگینیه. اونقدر سنگین که رو دوش هر کسی نمیتونه نگه داشته شه. حتی میتونه اینقدر سنگین باشه که وسط خیابون زمینت بزنه اونقدر که وسط خوردن غذای مورد علاقه ت یهو قاشق از دستت میوفته اونقدر که بیشتر وقتتو تنها میگذرونی چون میترسی کسی از دستت ناراحت شه غم ، چیزی که چندوقته گریبان هممون رو گرفته و تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که صبر کنیم تا زمان همچیو درست کنه
امیدوارم نتیجه امتحان اینقد خوب باشه که بعدش به خودم بگم اینهمه استرس اصلا
لازم نبود.
من تاریکی مطلقی که مال خودم باشه رو ترجیح میدم به اون نوری که قراره برای بقیه هم بتابه.
