uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

『 بَعدِ آدم‌ها 』

『 بَعدِ آدم‌ها 』

Відкрити в Telegram

حرفی، سخنی: https://t.me/iRoChatBot?start=sec-hgijgbajeb

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
3 369
Підписники
Немає даних24 години
-597 днів
+60830 днів
Архів дописів
photo content

دیگه دیره دنبالم بگردی.

مقصدی وجود نداره، از مسیرت لذت ببر.

از وقتى فهميدم آدما فقط براساس سطح درك خودشون همه چیز رو ميبينن؛ از توضيح دادن براشون دست كشيدم...

نمیدونم از اینکه جام جهانی و لیگ ملت های والیبال نزدیکه خوشحال باشم یا ناراحت در بی تفاوت ترین حالت ممکن.

ماه شدم توو شبایِ تو.

مهم نیست که چه کسی دوستت داره یا بهت علاقمنده مهم اینه که چه کسی اون قدر شجاعت داره که ریسک کنه و هدفمند و پیوسته دنبالت بیاد و با تصمیمی آگاهانه بارها و بارها تورو انتخاب کنه و حرف و عملش با هم یکی باشه.

حبیب ؛ بی تو من با چشم گریان سیل غم برد آشیانم خواب سرخ بوسه هایت می نشیند بر لبانم... یکی از شاهکار ترین آهنگ های حبیب همینه.

photo content

یه جایی از زندگی میرسه که دیگه نه توضیح میدی، نه خواهش میکنی، نه دنبال قانع کردن کسی میدوی. خسته میشی از اینکه هر بار خودتو ثابت کنی و آخرش باز هم اشتباه فهمیده بشی. دیگه برای موندن کسی نمیجنگی و برای رفتن کسی هم راهو نمیبندی. نه دلخوری‌هاتو میگی، نه انتظار داری کسی بفهمتشون. آروم‌ آروم یاد میگیری بعضی چیزا ارزش جنگیدن ندارن. یاد میگیری هر آدمی همونجوری که میخواد تو رو ببینه، میبینه. از یه جایی به بعد سکوت میکنی، نه از روی ضعف؛ از روی خستگی. خستگی از تکرار، از انتظار، از دل بستن به آدم‌های اشتباه. دیگه نه گله‌ای میمونه، نه توضیحی، نه حرفی برای گفتن. فقط نگاه میکنی و میذاری هر چیزی مسیر خودش رو بره. چون بعضی پایان‌ها رو نباید رقم زد؛ باید فقط پذیرفت.

مواظبم باش نذار بمیره فردام.

دلیل درس نخوندنم: استرس دلیل استرسم: درس نخوندنم از فردا ایشالا شروع 🗿😂

‏دچار «سندرم اسکرین‌شات» شدم. هرچیزی تو نت می‌بینم و جذابه، از ترس قطعی اینترنت اسکرین شات می‌گیرم و ذخیره می‌کنم

از قشنگ ترین آهنگ های داریوش
ضیافت های عاشق را خوشا بخشش، خوشا ایثار...

هیچ‌کاری نمی‌توانم بکنم؛ روی تخت، خسته و کوفته، افتاده‌ام. ساعت به ساعت افکارم می‌گردند، می‌گردند در همان دایره‌های ناامیدی. حوصله‌ام به سر رفته. هستیِ خودم مرا به شگفت انداخته؛ چقدر تلخ و ترسناک است هنگامی که آدم هستیِ خودش را حس می‌کند.

photo content

- تمام عمر خندیدم به این عاشق به آن عاشق چنان عشقی سرم آمد که دیگر من نمی‌خندم...

بعضیا هنوز فکر میکنن با حرف زدن میشه ارزش خرید. همونایی که وقتی وقت عمل میرسه ناپدید میشن. ادعاشون سقف آسمونو رد کرده ولی ظرفیتشون از یه انتقاد ساده کمتره. پشت خنده‌ هاشون حسادت خوابیده و پشت حرفاشون عقده. هرجا اسم موفقیت میاد خودشونو وسط میندازن و هرجا اسم مسئولیت میاد غیب میشن. ما یاد گرفتیم بیصدا رشد کنیم، اونا یاد گرفتن بلندتر دروغ بگن. اما در آخر هرکسی به اندازه واقعیتش دیده میشه نه به اندازه ادعاش.

حالمان خوب بود تا اینکه وابسته چیزهایی شدیم که به ما تعلق نداشتند.

روزی که تا شکوفایی گل سرخ فاصله‌ای نیست و پرنده ، به شوق تماشای دشت سر از پا نمی‌شناسد