uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Leila.Psychotherapist

Leila.Psychotherapist

Відкрити в Telegram

لیلا ثابت روان‌درمانگر،مشاور تخصصی رابطه‌عاطفی،زوج، خانواده،رفتارباکودک،رشد و توسعه فردی پروانه اشتغال تخصصی عضو انجمن روانشناسی ایران و آمریکا آشنایی بیشتر با من : https://ghahremanedaroon.ir/consultant/3 ارتباط با من : ‎@Leila7560

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
2 732
Підписники
-1324 години
-407 днів
-15230 днів
Архів дописів
اولین قدم برای یاد گرفتن شنا، نترسیدن از آب و رها شدن است!! مربی همیشه میگوید: بپر، خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب ... شرط اول، همان دست و پا نزدن است؛ گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه ای نشست ... باید بیخیالِ دست و پا زدن شد؛ گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند ... «شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب، به زندگی، بی خفگی» @LeilaPsychotherapist

استرس فقط روی ذهن ما اثر نمی‌گذارد؛ بدن هم زبان مخصوص خودش را برای حرف زدن دارد. گاهی احساس سنگینی، نفخ، تورم یا تغییر فرم شکم، فقط نتیجه پرخوری یا افزایش وزن نیست. بدن ما در شرایط استرس مزمن، هورمون‌هایی مانند کورتیزول را ترشح می‌کند که می‌توانند بر خواب، هضم، اشتها، احتباس مایعات و حتی نحوه ذخیره انرژی در بدن تأثیر بگذارند. بدن ما برای بقا طراحی شده است، نه برای زندگی طولانی‌مدت در حالت «هشدار». وقتی ماه‌ها یا سال‌ها تحت فشار روانی، اضطراب، نگرانی‌های مداوم یا تجربه‌های حل‌نشده زندگی می‌کنیم، بدن تلاش می‌کند خود را با این شرایط سازگار کند؛ اما این سازگاری گاهی به شکل خستگی، مشکلات گوارشی، میل شدید به شیرینی، تغییرات وزن یا احساس تورم در بدن ظاهر می‌شود. شاید پیش از آنکه با بدنمان بجنگیم، لازم باشد از خود بپرسیم: «این روزها چه میزان استرس را با خود حمل می‌کنم؟» «بدنم از من چه می‌خواهد؟ استراحت، آرامش، خواب بهتر یا مراقبت بیشتر؟» بدن دشمن ما نیست؛ بلکه پیام‌رسانی است که تلاش می‌کند چیزی را به ما نشان دهد. گاهی شفای بدن، از جایی آغاز می‌شود که به جای سرزنش ظاهرمان، به رنج‌های نادیده گرفته‌شده درونمان گوش می‌دهیم. 🤍 @LeilaPsychotherapist

شکم کورتیزول @LeilaPsychotherapist
شکم کورتیزول @LeilaPsychotherapist

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ای اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﭼﯿﺮﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﺮ ﻏﺮﺍﯾﺰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺳﺮﮐﻮﺏ، ﺩﮔﺮﺳﺎﻥ ﻭ ﺟﺮﯾﺤﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﻨﺪ. ﻭ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺣﯿﻮﺍنات ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯽﺷوند نیستند. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻏﺮﺍﯾﺰ ﺳﺮﮐﻮﺏ ﺷﺪﻩ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭼﯿﺮﻩ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺒﺎﻫﯽ ﺑﮑﺸﺎﻧﻨﺪ. #کارل_گوستاو_یونگ @LeilaPsychotherapist

بعضی آدم‌ها از عشق نمی‌ترسند... آن‌ها از چیزی می‌ترسند که برای زنده ماندن در نبود عشق، مجبور شدند به آن تبدیل شوند. 🕊️ دلبستگی ضعف نیست. دلبستگی نقشه‌ی خاموشی است که نشان می‌دهد در اولین سال‌های زندگی چگونه در آغوش گرفته شدی... یا چگونه یاد گرفتی وقتی هیچ‌کس نبود، خودت از خودت مراقبت کنی. کسی که مدام به دنبال صمیمیت و نزدیکی می‌دود، و کسی که از صمیمیت فرار می‌کند، در واقع دو نقطه‌ی مقابل هم نیستند. آن‌ها دو کودکی هستند که یک حقیقت مشترک را با دو زبان متفاوت یاد گرفته‌اند: «عشق ممکن است ترک کند.» یکی یاد گرفت محکم‌تر بچسبد تا از دست ندهد. دیگری یاد گرفت فاصله بگیرد تا آسیب نبیند. اما چیزی که در مسیر درمان کمتر درباره‌اش صحبت می‌شود این است: تو حق داری هم به نزدیکی نیاز داشته باشی و هم احساس امنیت کنی. حق داری کسی را بخواهی، بی‌آنکه خودت را گم کنی. حق داری دوست داشته باشی، بی‌آنکه دائماً نگران از دست دادن باشی. عشق ایمن معمولاً پر سر و صدا نیست. نمایشی نیست. هیجان‌زده و فرساینده نیست. عشق ایمن شبیه لحظه‌ای است که سیستم عصبی بالاخره نفس راحتی می‌کشد... و بدن می‌فهمد دیگر لازم نیست همیشه در حالت آماده‌باش باشد. کبوتری که روی دست می‌نشیند، پنجه‌هایش را در دست نگهدارنده فرو نمی‌کند. او به کف دستِ باز اعتماد می‌کند. شاید تمام مسیر رشد و شفای ما همین باشد: یاد بگیریم آن «کف دستِ باز» باشیم... و یاد بگیریم با اعتماد، فرود بیاییم. گاهی بزرگ‌ترین شفای زندگی این نیست که کسی ما را رها نکند؛ بلکه این است که باور کنیم حتی اگر روزی تنها بمانیم، باز هم ارزشمند، دوست‌داشتنی و امن خواهیم بود. تو هنوز در حال رها کردن کدام الگوی قدیمی هستی؟ چسبیدن برای حفظ عشق؟ یا فاصله گرفتن برای محافظت از خود؟ 🤍 @LeilaPsychotherapist

عشق یا وابستگی @LeilaPsychotherapist
عشق یا وابستگی @LeilaPsychotherapist

ویدئو کامل در پیج اینستاگرام به آدرس https://www.instagram.com/reel/DZ3vo62sbs-/?igsh=MXM5OWFkbjN3bjdkZQ== کپشن این ویدئو هم
ویدئو کامل در پیج اینستاگرام به آدرس https://www.instagram.com/reel/DZ3vo62sbs-/?igsh=MXM5OWFkbjN3bjdkZQ== کپشن این ویدئو هم بسیار مهم ، ... @LeilaPsychotherapist

همان‌طور که می‌دانیم زندگی بدون تروما بسیار بعید است. تروماها حتی با مرگ از فعالیت دست نمی‌کشند؛ بلکه برای بهبود خود در فرزندان نسل‌های بعد به دنبال زمین حاصلخیز می‌گردند. خوشبختانه انسانها سرسخت و مقاوم‌اند و ظرفيت التیام بخشی به اکثر انواع تروماها را دارند. تروما در هر دوره زمانی از زندگی ممکن است اتفاق بیفتد ما فقط به رهیافت و ابزار مناسب نیاز داریم. #مارک_ولن @LeilaPsychotherapist

همه ما درباره سه واکنش شناخته‌شده به تروما شنیده‌ایم: جنگیدن، فرار کردن و فریزشدن. اما واکنش چهارمی هم وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت می‌شود: «راضی نگه داشتن دیگران» یا Fawn. در این الگو، فرد برای جلوگیری از تعارض، طرد شدن یا از دست دادن رابطه، مدام خواسته‌ها و نیازهای خودش را کنار می‌گذارد و تلاش می‌کند دیگران را راضی نگه دارد؛ حتی اگر به قیمت آسیب دیدن خودش تمام شود. این الگو معمولاً در کودکانی شکل می‌گیرد که والدین یا مراقبانشان رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی، متناقض یا ناپایدار داشته‌اند. کودک به تدریج یاد می‌گیرد که برای دریافت محبت، تأیید یا حتی حفظ امنیت، باید «بچه خوبی» باشد، ناراحتی‌هایش را پنهان کند و خواسته‌های دیگران را در اولویت قرار دهد. در این صحنه، «لیدی برد» را می‌بینیم که برای ابراز خواسته‌اش درباره رفتن به دانشگاهی در نیویورک، مدام مادرش را آرام می‌کند و از خودش عذرخواهی می‌کند؛ گویی داشتن یک خواسته شخصی، اشتباهی است که باید بابت آن طلب بخشش کند. بسیاری از افرادی که این الگو را دارند، در بزرگسالی نیز به سختی می‌توانند احساسات واقعی خود را بیان کنند. آن‌ها اغلب از نه گفتن می‌ترسند، برای نیازهای خود احساس گناه می‌کنند و ارزشمندی‌شان را در راضی نگه داشتن دیگران جست‌وجو می‌کنند. شفا از این زخم، از جایی آغاز می‌شود که یاد بگیریم نیازها، احساسات و مرزهای ما نیز به همان اندازه مهم هستند که نیازها و احساسات دیگران. محبت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که مجبور نباشیم برای دوست داشته شدن، خودِ واقعی‌مان را پنهان کنیم. ✨ گاهی بزرگ‌ترین قدم در مسیر درمان این است که به خودمان اجازه دهیم بدون عذرخواهی، خودمان باشیم. «تو مسئول خوشحال نگه داشتن همه نیستی؛ همان‌طور که مسئول نادیده گرفتن خودت هم نیستی.» @LeilaPsychotherapist

زخم پنهان راضی نگه‌داشتن دیگران @LeilaPsychotherapist

اجازه دهید مطلبی را شفاف و صادقانه به شما بگویم: راحت‌طلبی آفت رشد و پیشرفت است. درمان و شفا آسان به دست نمی‌آید و یک‌شبه رخ نمی‌دهد، گاهی دردناک و حتی ترسناک است. در این مسیر باید روایات آسیب‌زننده‌ی ساخته‌ی ذهنتان را که مانع پیشرفتتان در مسیر زندگی هستند، رها کنید و مرگِ بخشی از وجودتان را بپذیرید تا بخش دیگری از وجودتان دوباره متولد شود. #نیکول_لپرا @LeilaPsychotherapist

همه‌چیز از گفت‌وگویی شروع می‌شود که هیچ‌کس جز تو آن را نمی‌شنود... ما ساعت‌ها با دیگران حرف می‌زنیم، اما بیشترین مکالمه‌ای که در طول زندگی داریم، گفت‌وگو با خودمان است. این صدای درونی، فقط چند فکر یا جمله‌ی ساده نیست؛ همین صدا آرام‌آرام تصویری را می‌سازد که از خودت داری. اگر مدام به خودت بگویی: «من کافی نیستم...» «حتماً شکست می‌خورم...» «هیچ‌کس مرا دوست ندارد...» کم‌کم این جملات را باور می‌کنی. باورهای تو، احساساتت را شکل می‌دهند. احساساتت، رفتارهایت را هدایت می‌کنند. و رفتارهایت، نتایج زندگی‌ات را می‌سازند. اما خبر خوب این است که این چرخه، قابل تغییر است. تغییر، از لحظه‌ای آغاز می‌شود که به جای قضاوت کردن خودت، شروع می‌کنی به شنیدن خودت. با خودت همان‌طور حرف بزن که با کسی حرف می‌زنی که دوستش داری؛ با احترام، با مهربانی و با امید. قرار نیست همیشه مثبت فکر کنی. قرار است حتی در سخت‌ترین روزها، دشمنِ خودت نباشی. گاهی بزرگ‌ترین تحول زندگی، نه با تغییر شرایط بیرونی، بلکه با تغییر لحن صدای درونی‌ات آغاز می‌شود. یادت باشد... تو همیشه در حال ساختن خودت هستی؛ با هر جمله‌ای که هر روز به خودت می‌گویی. @LeilaPsychotherapist

چرخه گفتگوی درونی @LeilaPsychotherapist
چرخه گفتگوی درونی @LeilaPsychotherapist

‌ آرزو کن و یاد بگیر که اخم‌هایت را باز کنی و چین پیشانی‌ات را بگشایی، سعی کن با چشمان باز و روشن دنیا را نگاه کنی، از این دو دیو سیاه (چشم‌ها) دو فرشته‌ی بی‌گناه و بی‌پروا بساز که به چیزی شک ندارند و همه را دوست خود می‌دانند، مگر آن که خلافش ثابت شود. حالت سگ ولگرد و پستی را نگیر که انگار هر لگدی که می‌خورد حقش است و از تمام دنیا به اندازه‌ی کسی که لگدش می‌زند متنفر است، چون دنیا باعث درد و رنج است! فراموش نکن که خوش قلبی تو را قشنگ می‌کند و در نظر دیگران زیبا جلوه می‌دهد. چه بسیار آدم‌های بدذاتی که زیبا هستند اما در نظر مردم زشت جلوه می‌کنند. @LeilaPsychotherapist

به دنیا نیامده ایم که چوب قضاوت به دست بگیریم و سر هر راه و بیراهی مردم را قضاوت کنیم ما مرکز دنیا نیستیم، حتی اگر این به نظرمان برسد ما لبریز از اشتباهات و کمبودهایی هستیم که دیگران را به خاطرش تحقیر می کنیم... @LeilaPsychotherapist

احساس می‌کنی فقط زمانی ارزشمندی که کارِ مهمی انجام دهی، موفق شوی یا یک لیست طولانی از کارها را تیک بزنی. اگر یک روز استراحت کنی یا شکست بخوری، احساسِ پوچی و بی‌ارزشیِ مطلقی تمامِ وجودت را می‌گیرد.  این کمال‌گرایی، جاه‌طلبی نیست؛ مکانیزمِ بقاست! وقتی کودک در محیطی بزرگ می‌شود که محبت و توجهِ والدینش «مشروط» به رفتارِ خوب و نمره‌ی عالی بوده، مغز برای زنده ماندن یک قانون می‌سازد: «من خودبه‌خود ارزشِ دوست‌داشته‌شدن ندارم؛ من باید حقِ حیاتم را با مفید بودن بخرم!»  باید این شرطِ ظالمانه را بشکنی. تمرینِ اصلی این است که یاد بگیری تو به خاطر «بودنت» ارزشمندی، نه به خاطر «دستاوردت». هر زمان که بابت استراحت کردن یا نقص‌هایت احساس گناه کردی، به خودت بگو: «من برای انسانِ ارزشمندی بودن، نیازی به اثباتِ خودم ندارم.» @LeilaPsychotherapist

گاهی دو نفر به یک اتفاق نگاه می‌کنند، اما دو واقعیت کاملاً متفاوت را تجربه می‌کنند. یکی در میان سختی‌ها فرصت می‌بیند و دیگری فقط مانع. یکی در سکوت، آرامش پیدا می‌کند و دیگری تنهایی. یکی در یک انتقاد، فرصتی برای رشد می‌بیند و دیگری آن را نشانه بی‌ارزشی خود می‌داند. دلیل این تفاوت چیست؟ ما جهان را فقط با چشم‌هایمان نمی‌بینیم؛ بلکه با تمام تجربه‌ها، زخم‌ها، باورها و احساساتمان به آن نگاه می‌کنیم. اگر در کودکی بارها طرد شده باشیم، ممکن است در بزرگسالی نیز نشانه‌های طرد را همه‌جا ببینیم؛ حتی جایی که وجود ندارند. اگر بارها آسیب دیده باشیم، ممکن است دنیا را مکانی ناامن تصور کنیم؛ حتی زمانی که امنیت در اطرافمان حضور دارد. ذهن ما همیشه واقعیت را تفسیر می‌کند، نه اینکه صرفاً آن را ثبت کند. به همین دلیل، گاهی برای تغییر تجربه‌مان از زندگی، لازم نیست دنیا تغییر کند؛ لازم است نگاهی که با آن دنیا را می‌بینیم، کمی شفا پیدا کند. هرچه بیشتر زخم‌های درونمان را بشناسیم، باورهای محدودکننده‌مان را به چالش بکشیم و آگاهانه‌تر زندگی کنیم، تصویری که از جهان می‌بینیم نیز آرام‌آرام تغییر می‌کند. شاید دنیا همیشه کامل و بی‌نقص نباشد، اما بسیاری از رنج‌های ما از خود واقعیت نمی‌آیند؛ از داستانی می‌آیند که ذهن ما درباره آن واقعیت می‌سازد. گاهی عمیق‌ترین تغییر زندگی، زمانی آغاز می‌شود که به جای تلاش برای تغییر همه چیز در بیرون، نگاهی مهربان‌تر و آگاهانه‌تر به درون خودمان بیندازیم. @LeilaPsychotherapist

ما چیزها را آنگونه که هستند نمی‌بینیم ، آن‌ها را آنگونه می‌بینیم که خودمان هستیم. @LeilaPsychotherapist
ما چیزها را آنگونه که هستند نمی‌بینیم ، آن‌ها را آنگونه می‌بینیم که خودمان هستیم. @LeilaPsychotherapist

وقتی به کودکی شکلاتی می‌دهید، چشمانش از شادی برق می‌زند؛ اما اگر به کودکی که کنارش ایستاده دو شکلات بدهید، چهره‌ی کودک اول به‌سرعت تغییر می‌کند و نارضایتی از آن چیزی که در وهله‌ی اول خوشحالش کرده بود، در صورتش به‌وضوح دیده می‌شود. تمرکز بر چیزهایی که دیگران دارند و شما ندارید، سرچشمه‌ی نارضایتی شدید از زندگی‌ای است که اگر مدام درحال مقایسه نبودید، از آن لذت می‌بردید. با این کار داشته‌هایتان دیگر اهمیتی ندارد و تنها چیزی که به آن فکر می‌کنید، این است که دیگری بیشتر از شما دارد. @LeilaPsychotherapist

ما معمولاً استرس را چیزی می‌دانیم که فقط بر افکار و احساسات ما تأثیر می‌گذارد. اما پژوهش‌ها نشان می‌دهند که استرس مزمن می‌تواند اثرات عمیقی بر بدن، از جمله بر سیستم ایمنی، داشته باشد. در یک مطالعه بزرگ در سوئد که بیش از ۱۰۰ هزار نفر را بررسی کرد، مشخص شد افرادی که به اختلالات مرتبط با استرس، مانند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یا واکنش‌های شدید استرسی مبتلا بودند، در مقایسه با دیگران خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری‌های خودایمنی در سال‌های بعد زندگی داشتند. دانشمندان معتقدند استرس طولانی‌مدت می‌تواند عملکرد طبیعی سیستم ایمنی را مختل کند، التهاب را افزایش دهد و بدن را در وضعیت دائمی آماده‌باش نگه دارد. این وضعیت که اغلب از آن با عنوان «حالت بقا» یاد می‌شود، در اصل برای محافظت از ما در زمان خطر طراحی شده است. اما مشکل زمانی ایجاد می‌شود که بدن برای ماه‌ها یا حتی سال‌ها در همین وضعیت باقی بماند؛ گویی همچنان خود را برای تهدیدهایی آماده می‌کند که شاید مدت‌هاست دیگر وجود ندارند. با گذشت زمان، این فعال‌ماندن مداوم سیستم استرس می‌تواند فشار زیادی بر سیستم عصبی و سیستم ایمنی وارد کند؛ به‌ویژه در افرادی که از نظر ژنتیکی آسیب‌پذیرتر هستند. البته این به آن معنا نیست که استرس به‌تنهایی باعث ایجاد بیماری‌های خودایمنی می‌شود و یا افراد مسئول بیماری خود هستند. بیماری‌های خودایمنی بسیار پیچیده‌اند و عوامل متعددی در شکل‌گیری آن‌ها نقش دارند؛ از جمله ژنتیک، هورمون‌ها، محیط زندگی و نحوه عملکرد سیستم ایمنی. اما آنچه این یافته‌ها به ما یادآوری می‌کنند این است که سلامت روان و سلامت جسم از یکدیگر جدا نیستند. بدن شما فقط حامل ژن‌های شما نیست؛ بلکه تجربه‌های زندگی‌تان را نیز با خود حمل می‌کند. شاید این یادآوری باشد که دست از ستایش «حالت بقا» برداریم و بیش از پیش به امنیت، استراحت، ارتباط انسانی و التیام اهمیت بدهیم. ما برای عبور از لحظات دشوار ساخته شده‌ایم، نه برای اینکه برای همیشه در آن‌ها زندگی کنیم. گاهی مراقبت از خود یک تجمل نیست؛ بلکه بخشی ضروری از مراقبت از سلامت ماست. بسیاری از افرادی که سال‌ها درگیر اضطراب، مراقبت افراطی از دیگران، سرکوب احساسات یا زندگی در حالت آماده‌باش بوده‌اند، تصور می‌کنند این شیوه زندگی نشانه قدرت است؛ در حالی که بدن انسان برای ماندن دائمی در وضعیت بقا طراحی نشده است. گاهی شفا یافتن، استراحت کردن و احساس امنیت کردن، به همان اندازه مهم است که مقاومت کردن. @LeilaPsychotherapist