نِدایمآه.
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
171
Підписники
Немає даних24 години
-187 днів
-4830 днів
Архів дописів
171
«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» زمر، ۵۳ «بگو: ای بندگان من که بر خود زیادهروی کردهاید، از رحمت خدا ناامید نشوید؛ همانا خدا همه گناهان را میآمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»
171
شکرگذار باش!
تو نخواهی دانست که پشت کدام در پرتگاه قرار دارد؛
اما تو نجات خواهی پیدا کرد.
حال چگونه؟!
بسیار راحت است،پروردگارت پله های به سوی آن در را خراب خواهد کرد و تو زمانی خواهی فهمید که با درِ دیگر وارد قلبِ پروردگار شدهای.
171
شکرگذار باش!
تو نخواهی دانست که پشت کدام در پرتگاه قرار دارد؛
اما تو نجات خواهی پیدا کرد.
حال چگونه؟!
بسیار راحت است،پروردگارت پله های به سوی آن در را خراب خواهد کرد و تو زمانی خواهی فهمید که با درِ دیگر وارد قلبِ پروردگار شدهای.
171
Repost from N/a
🌟😲تو این چنلا استارز خیرات میکنن😲🌟
بدو بیا تا از دستش ندادی😱༛̥⃝
⚍⚍⚍⚍⚍⚍
گپ حمایتی برای ادمینایی ک چنل دارن:
https://t.me/amura_e_hemayati
بدو بیا خیرات ممبره👆🏻
171
یه جوری امروز خورد تو ذوقم که فقط میتونم بابتش ساکت بشینم!
واقعا زدن تو ذوق ادما کار زیبایی نیست!!
171
Repost from کَرَمُالْفِداء
مولانا: شمس عشق چیست؟
شمس: دل کندن !
مولانا: از چه ؟
شمس: از هر آنچه گمان می کنی ،
بی آن نمی توانی زیست.
مولانا: پس چرا همه در پی عشق اند؟
شمس: چون گمان می کنند عشق آرامش می آورد.
مولانا: مگر نمی آورد؟
شمس: نخست آشوب می آورد.
مولانا: پس چرا باید عاشق شد؟
شمس: چون هیچ دلی بی آشوب بیدار نمی شود.
مولانا: و عشق، چه می خواهد؟
شمس: شجاعت !!
مولانا: شجاعت چه ؟؟
شمس: شجاعت از دست دادن کسی که بودی
مولانا: پس عاشق واقعی کیست؟
شمس: آنکه از سوختن نمی ترسد.
مولانا: و پاداش این سوختن ؟؟
شمس: آنکه پس از آتش، دیگر همان آدم پیشین نیست ...
171
فقط منم که وقتی برای یکی یه چی درست میکنم از خود اون شخص بیشتر ذوق زده میشم؟یا شما هم همینید؟
171
Repost from اَز تو چهپِنهون؛
من همونی ام که تو جمع به هر دلیلی حرفت نصفه موند،میگفتم«خب داشتی میگفتی؟».
171
"دقایق"
دقایق و زمان را میتوانم به صندوقی همانند کنم که گاهی درونش درد و گاهی درمان مخفی شده است.
البته لازم به ذکر است که گویم؛
درد و درمان برای هرکسی فرق دارد.
مثلا درد برای کسی هنگامی معنا پیدا کرد که نبض عزیزش بر روی تخت بیمارستانی صاف شد.
یا مثلا شخصی هنگامی حقیقتِ ردِ درد را بر زندگی اش دید که بر روی موج آرزو سوار بود و ناگهان طوفانی به استقبال او آمد.
اما اگر بنشینیم و نگاه کنیم متوجه خواهیم شد،زمان هرچه باشد بسیار سریع است.
سریع تر از آنکه بخواهی کار امروزت را از شنبه شروع کنی،یا در دوست داشتن کسی آرام آرام جلو بروی!
نه عزیزِ من
دقایق همان صندوقی هستند که هم مهربانی را به ما هدیه میدهند و هم خشم را .
حال مهربانیش زمانی است که در چشمان یار غرق شدهای و خشمش زمانیست که تو حسرت آن غرق شدن را میخوری!
اما درمان...
درمان تنها به یک شخص میرسد!
به کسی که در همهی این خشم ها و مهربانی ها،موهبت ها (هدیه ها) و پسگرفته شده ها یادش باشد پروردگارش اورا تماشا میکند!
171
Repost from N/a
سلام و عرض ادب
کانال |روایت یک خادم| با 500 ممبر ریپورت شد!
متاسفانه تلاش چند هفته ای من باب برگردوندن چنل ثمری نداشت و چنل از بین رفت
اگر براتون مقدوره این پیام رو داخل
کانال هاتون فروارد کنید تا اگر کسی اینجا بوده دوباره برگرده
ممنونم از لطف و محبت شما دوستان بزرگوار🙏
171
خیلی برام عجیبه؛
یهسریا یهجوری بدون دلیل و مدرک حرف میزنن که گاهی به زنده بودنشون شک میکنم؛
آخه آدمِ زنده، حتی اگه دیوونه هم باشه، همهچی رو با تیکِ تأیید نمیده بره!
171
هر وقت خوراکیم تموم میشه تازه یادم میوفته که وای چقدر خوشمزه بود و من حواسم نبود به طعمش دقت کنم
