uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

Відкрити в Telegram

-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیت‌ها و عکس‌هایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
467
Підписники
+624 години
+267 днів
+9230 днів
Архів дописів
ادامه‌ی‌توییت💘
هیچ‌کدوم نمی‌تونه چیزی رو که دیگری می‌خواد بهش بده، بدون اینکه اول همون اطمینان و دلگرمی‌ای رو دریافت کنه که از طرف مقابل طلب می‌کنه. تنها راه خروج از این بن‌بست اینه که آلیا و جیهان بالاخره با زخمی که در عمق رابطه‌شون وجود داره روبه‌رو بشن؛ اینکه چرا آلیا رفت، چرا جیهان سرد شد و آیا هنوز می‌تونن دوباره به هم اعتماد کنن یا نه. فعلاً می‌تونن این وضعیت رو ادامه بدن، چون هر دو از نظر جسمی و روحی هنوز توان جنگیدن دارن. اما آلیا بیمار شده و با گذشت هر روز، حالش بدتر می‌شه. فکر می‌کنم هر اتفاقی که برای آلیا افتاده، به‌تدریج شدیدتر می‌شه و شرایطی به وجود میاره که بالاخره جیهان و آلیا دیگه نتونن از گفت‌وگویی فرار کنن که شاید تنها راه التیام زخم‌هاشون باشه. گفت‌وگویی که مدت‌هاست ازش فرار می‌کنن؛ اما شاید همون گفت‌وگو بتونه دوباره نجاتشون بده:)))))🙂🙂🙂❤️‍🩹

- یه بن‌بستِ غیرممکن! جیهان نمی‌تونه از دنیز دست بکشه، چون این بچه راهی برای نزدیک موندن به آلیاست؛ اما مسئله فقط این نیست، چ
- یه بن‌بستِ غیرممکن! جیهان نمی‌تونه از دنیز دست بکشه، چون این بچه راهی برای نزدیک موندن به آلیاست؛ اما مسئله فقط این نیست، چون تهدیدی که دنیز رو در معرض خطر قرار می‌ده، هنوز هم واقعیه. از طرف دیگه، آلیا هم نمی‌تونه از انور برای گرفتن دنیز کمک بگیره، چون نه عاشق اونه و نه خطری که دنیز رو تهدید می‌کنه از بین رفته. جیهان نمی‌تونه کوتاه بیاد، چون این کار از نظر خودش به معنای پشت کردن به مسئولیتی‌ه که در قبال دنیز داره. آلیا هم نمی‌تونه واقعاً تهدیدش رو عملی کنه، چون مجبور می‌شه کاری با انور انجام بده که به خودش، دنیز و جیهان آسیب می‌زنه و حتی ممکنه دنیز رو دقیقاً در همون موقعیتی قرار بده که آلیا می‌خواد ازش نجاتش بده. اون‌ها توی یه بن‌بست گیر افتادن؛ جایی که هر کدوم از دیگری می‌خواد برای اثبات عشقش، از همون چیزی دست بکشه که فکر می‌کنه داره ازش محافظت می‌کنه... «ادامه‌ی‌توییت...» #tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

- چه خوشتون بیاد، چه نیاد، جیهان پدر دنیزه!! شاید از نظر بیولوژیکی پدرش نباشه، اما از نظر روحی و قلبی، چرا! دنیز جیهان رو به‌
- چه خوشتون بیاد، چه نیاد، جیهان پدر دنیزه!! شاید از نظر بیولوژیکی پدرش نباشه، اما از نظر روحی و قلبی، چرا! دنیز جیهان رو به‌عنوان پدرش انتخاب کرده و جیهان هم از همون لحظه‌ی اول، دنیز رو مثل پسر خودش دونسته. پس حق داره که توی زندگی دنیز حضور داشته باشه. جیهان فقط به این دلیل که از نظر خونی عموی دنیزه، پدر بودنش از ارزش کمتری برخوردار نیست. پدر بودن فقط به پیوند خونی نیست؛ به عشقیه که می‌دی، به محافظتی که می‌کنی و به پیوندی که با تمام وجودت می‌سازی:))))🙂🫂 #tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

- میگن:«آخه کی بچه‌ش رو به همچین مردی می‌سپره؟» خب راست می‌گن، واقعاً کی می‌سپره:))🙂🙂🙂 اون امن‌ترین نقطه‌‌ی جهانه، مگه میش
- میگن:«آخه کی بچه‌ش رو به همچین مردی می‌سپره؟» خب راست می‌گن، واقعاً کی می‌سپره:))🙂🙂🙂
اون امن‌ترین نقطه‌‌ی جهانه، مگه میشه اعتماد نداشت بهش:)💘
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

- جیهان آلبورا که وجدانِ مادرش رو زیر سؤال می‌بره!... این روی جیهان رو دوست دارم؛ بالاخره به خودِ واقعیش برگشته! «اون پایین ی
- جیهان آلبورا که وجدانِ مادرش رو زیر سؤال می‌بره!... این روی جیهان رو دوست دارم؛ بالاخره به خودِ واقعیش برگشته! «اون پایین یه بچه هست که منتظر مادرشه، اون‌وقت تو درباره‌ی مادر اون بچه می‌گی بذار توی زندان بپوسه؟!» فکر می‌کنم جیهان چون خودش هم محبت مادری زیادی ندیده، توی این موضوع حساس‌تره. شاید به همین دلیله که وقتی پای مادری و بچه‌ای که منتظر مادرشه وسط میاد، نمی‌تونه بی‌تفاوت بمونه🫠❤️‍🩹 #tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

- امیدوارم توی این قسمت، صحنه‌ای نوشته باشن که توش آلیا متوجه بازوی جیهان بشه و ازش بپرسه چی شده. باشه، قبول، صحنه‌ای که آلیا
- امیدوارم توی این قسمت، صحنه‌ای نوشته باشن که توش آلیا متوجه بازوی جیهان بشه و ازش بپرسه چی شده. باشه، قبول، صحنه‌ای که آلیا وارد اتاق بشه، نگاهی به اطراف بندازه و آه بکشه رو ننوشتید؛ اما حداقل دیگه از تلاش‌های جیهان و دردی که داره می‌کشه هم به‌سادگی نگذرید. بذارید حداقل ببینیم که آلیا ناراحت می‌شه و درد جیهان براش اهمیت داره🙂🙂🙂.. #tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

- قبول ندارم چیزی که جیهان داره تجربه می‌کنه رو «حسادت» بنامیم. مردی که هر کاری از دستش برمی‌اومده انجام داده، اما بازم بهش ا
- قبول ندارم چیزی که جیهان داره تجربه می‌کنه رو «حسادت» بنامیم. مردی که هر کاری از دستش برمی‌اومده انجام داده، اما بازم بهش اعتماد نکردن؛ مردی زخمی و رهاشده‌ست. تازه، به‌جای اون به عشق سابق اعتماد می‌شه. من اون فریادش رو حسادت نمی‌دونم؛ این در واقع فروپاشی و عذابِ مردیه که می‌بینه عمرش به هدر رفته، دردی که از درون می‌سوزونتش:)💔 #tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

- ناره، دنیز رو به تو می‌سپرم چون به غیر از تو به هیچ‌کس نمی‌تونم اعتماد کنم!🙂💔.. جیهان آسیب می‌رسونه به دنیز یا باعثِ آسیب
- ناره، دنیز رو به تو می‌سپرم چون به غیر از تو به هیچ‌کس نمی‌تونم اعتماد کنم!🙂💔..
جیهان آسیب می‌رسونه به دنیز یا باعثِ آسیبش میشه مگه؟ یا مگه می‌خواد تورو از دنیز جدا کنه؟🙂
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

اصلا بحثم هیت دادن به شخصیتی نیست، چون معتقدم هر دو خطاکارن و هردو در موقعیت‌های مختلف حق دارن، صرفا چیزی که تو دلم مونده بود رو می‌خوام بگم:)❤️‍🩹
- از قسمت ۶۵ تا الان یه چیزی برام اصلا توجیهی نداره ما می‌دونیم که آلیا تهِ دلش به جیهان اعتماد داره، جیهان رو می‌شناسه، هر چقدر هم که جیهان بگه تغییر کردم و خودش رو ظالم نشون بده؛ آلیا با پوست و استخون ذات جیهان رو می‌دونه، خوب می‌دونه که جیهان میمیره ولی نمی‌ذاره یک تار مو از سر دنیز کم بشه، بارها گفته من برای شما میمیرم، جونمو میدم تا مشکلات حل بشه و..🙂 چند تا دیالوگ هست که خیلی قلبمو پاره پاره کرد.. قسمت ۶۵ آلیا گفت مگه تو با اجمل چه فرقی داری؟ جیهان با آدم کثافت و وقیحی مثل اجمل یکیه:)؟ داریم از جیهان حرف می‌زنیماااااا🙂 قسمت ۶۷ تو فراگ اول، باورش شده بود که جیهان مواد‌مخدر رو گذاشته، چطور می‌تونه درباره‌ی مردی که تمومِ وجودشه همچین قضاوتی کنه حتی تو عصبانیت!..، آلیا بیشتر از هرکسی ذات و باطن جیهان رو میشناسه، جیهان کل عمرش با اجمل سر قاچاق مواد‌مخدر درگیر بود، چرا که نمی‌خواست مسبب بیماری و نابودی آدما بشه؛ اونوقت بیاد تو کیف پسر خودش موادمخدر بذاره؟ این حتی از ذهن آلیاعم نباید می‌گذشت مورد بعدی که تو فراگ دوم دیدیم؛ آلیا به ناره میگه من جز تو به هیچ‌کس اعتماد ندارم و دنیز دست تو امانت باشه:))) آخه... تو که می‌دونی جیهان چقدرررر پدر خوبیه و نمی‌ذاره آب تو دل پسرت تکون بخوره و خودشو فدا می‌کنه چرا اینو میگی، چرا باید همچین دیالوگی وجود داشته باشه اصن🙂 آلیا تو همچین مواردی باید خیالش از جانب دنیز راحت باشه که دست جیهانه🙂 مگه قسمت ۵۲ نگفته بود که اوایل که اومدم ماردین خیالم راحت دنیز پیشت بود:)؟ گلی داری چیکار می‌کنی، تمام اعتماد و باور و شناختِ جیهال و نسبت به هم نابود کردی🙂🙂🙂🙂🙂

- فراگمانِ دوم قسمت 67🦦 📌با زیرنویس اختصاصی
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

یه ربعه دارم فراگو آپلود می‌کنم آپلود نمیشه🦦

موافقم باهات چون منم همه‌ی اینا رو بخاطر اون صحنه دارم میبینم💆🏻‍♀️، ولی خب این قصه سر دراز داره اینطور ک مشخصه، پس فعلا فک نکنم اشتی داشته باشیم🥰

#پیام_ناشناس ‌ ببین با همه ی این اعصاب خوردیا که داریم میکشیم، اگه صحنه ی آشتی جیهال یه صحنه ی درست و حسااابی نباشه من خودمو پرت میکنم از پشت بوم پایین🤚🏻 یعنی باید یه صحنه ی آشتی قشنگگگ بده بهمون که بشوره ببره اینارو

تا جایی ک تونستم هیچوقت انرژی منفی ندادم، ولی در حال حاضر چیزی نمیبینم که انرژی مثبت بدم، پس کلا چیزی نگفتن رو ترجیح میدم🙏🏻

هروقت زوجمو برگردوندن سرمو میکوبم دیوار از ذوق🙏🏻

راستش ارزش سر کوبوندن هم نداشت

#پیام_ناشناس ‌ https://t.me/cihall_edit/8710 هناس بیا باهم سرمون رو بکوبیم توی دیوار🫡 این قسمت دیگه چیهههه

اعصاب نمونده برام دیگه😂💔

تایپ کن بابا بیکاری

من الان دیدم فراگو :))) بزنم ترجمشووو؟