-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
Відкрити в Telegram
-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیتها و عکسهایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
465
Підписники
+324 години
+197 днів
+9130 днів
Архів дописів
465
- خلاصهی قسمت 68🔥:
آزاد شدن آلیا قرار نیست جنگ بین اون و جیهان رو تموم کنه؛ برعکس، همهچیز رو به یه نقطهی خیلی سختتر و شدیدتر میکشونه. آلیا که با احتمال جدا موندن از پسرش روبهرو شده، تصمیم گرفته عقبنشینی نکنه. جیهان هم برای اینکه آلیا و دنیز رو از دست نده، این بار خودش قوانینش رو تعیین میکنه. عشقی که بین این دوتاست، این بار جاش رو به یه رویارویی بزرگ و سرسختانه میده؛ رویاروییای که هیچکدوم به این راحتی نمیتونن ازش برگردن. از طرفی خطری که خانوادهی آلبورا رو تهدید میکنه، روزبهروز بزرگتر میشه. جیهان همزمان که با نیروهایی که خانوادهش رو هدف گرفتن میجنگه، متوجه میشه که روبهروش یه جبههی بزرگتر و گستردهتر شکل گرفته. قدمهای مخفیانهی کارتال و اتحادهای جدیدی که آتش ساخته، خبر از یه جنگ نزدیک میده. شکستی که ناره تجربه میکنه، داخل خانواده زخمهای تازهای ایجاد میکنه و تنش بین کایا و زرین هم کمکم به نقطهی خطرناکی میرسه. در حالی که هرکسی وارد جنگ خودش شده، یه تصمیم غیرمنتظره از طرف آلیا همهی تعادلها بین اون و جیهان رو بههم خواهد زد.
465
- دنیز از جیهان خواست مامانشو تنها نذاره… و جیهان هم بدون شک گفت: «نگران نباش، تنهاش نمیذارم🙂»
- ولی انگار این حرف فقط برای دنیز نبود… انگار داشت به خود آلیا میگفت؛ حتی اگه ازم دلخوری، حتی اگه بینمون فاصله افتاده، حتی اگه الان کنارم نیستی؛ من باز هم کنارتم😭❤️🩹..
چون جیهان بلد نیست آلیا رو رها کنه:)
هر چقدر هم بینشون درد و ناراحتی باشه، تهِ دلش هنوز همون آدمیه که میخواد مراقبش باشه، همون کسی که نمیذاره آلیا توی سختیها تنها بمونه🙂🙂💘
#cihal #edit #fateme
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
- موازی :)؟💘
بنظرم صداقت یه کاری علیه آلیا انجام میده حالا میتونه گرفتن حضانت باشه، چرا که قسمت پیش آلیا اشاره کرد که از مادری که به جرم فروش موادمخدر محبوس شده به راحتی میشه حضانت گرفت و این موضوع به کار صداقت میاد..
چون خانوادهی پدری راحتتر میتونه حضانت رو بگیره، از اونجایی که پدر دنیز مرده پس اولویت با خانوادهی پدریه؟
آلیا برای اینکه صداقت حضانت و نگیره مجبور میشه با جیهان ازدواج کنه؟ جیهانم برای اینکه شرِ انور کنده بشه و مانعی این وسط نباشه برای رفتن آلیا باهاش ازدواج میکنه؟
یه توییتی نوشته بود که اگر انور بغل آلیا نشسته بود لزومی نداشت که نشونش ندن چرا که ما میدونیم آلیا قراره با انور ازدواج کنه؛ بنظرم منطقی بود. تو فراگ میتونستن انور رو پای سفرهی عقد نشون بدن ولی ندادن، پس این میتونه یه پیچش باشه😫؟
465
- وقتی جیهان برگرده عمارت، از صادو میپرسه:«ازدواج کرد؟»
جیهان هم میگه:«کرد»
بعد هم مثل چیزی که توی فراگ دیدیم میگه:«فکر کردی ازدواج نمیکنه، ولی اشتباه کردی پسرم، اشتباه کردی.»
اگه جیهان همونجا بگه:«با من ازدواج کرد» و سند ازدواج رو بندازه جلوی صادو...
گلیزاااااار، میفهمی چه صحنهای میشه؟😫
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
- تو هیچوقت نمیفهمی من مجبور شدم از چه راههایی رد بشم🫠
یه اتفاقی افتاده که به خاطرش اینجا هستن؛ چون کایا و ایحتیار هم اینجا هستن. اما اینکه جیهان اون سنگ بزرگ رو میشکنه، انگار بهصورت نمادین داره درماندگی، دردی که توی شرایطش کشیده، تلاشی که کرده و در نهایت فرسودگی و از پا افتادنش رو نشون میده🙂🙂🙂❤️🩹..
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
- جلوی کارِ این مرد سنگاندازی میکنن،
برای کشتنش با هم متحد میشن،
سعی میکنن همهچی رو ازش بگیرن،
تاوان گذشته رو از اون میگیرن،
همه در برابرش جبهه میگیرن،
برای اولین بار عاشق شد، همون عشق رو هم به کامش زهر کردن🙂🙂..
ناراحتم خب، ولی این مرد واقعاً اینهمه بدبیاری و سختی رو حقش نیست😭😭
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
- حدس من اینه که صداقت برای گرفتن حضانت از آلیا اقدام کرده. برای همینه که آلیا میاد و با عصبانیت میگه:«تو این کارو کردی، مگه نه؟»
احتمالاً همین ماجرا باعث شده آلیا مجبور بشه برای خارج کردن دنیز از ماردین دست به کار بشه؛ یه جورایی انگار با زمان مسابقه داره.
جیهان هم تا وقتی بفهمه مادرِ بهظاهر مهربونش چه کاری کرده، همچنان درگیر یه سوءتفاهم میمونه.
در مورد اینکه اون صحنه واقعیه یا یه رویا، مطمئن نیستم. ولی تقریباً مطمئنم که آلیا با انور ازدواج نمیکنه؛ حالا به هر شکلی که قرار باشه پیش بره🫠🫠👌🏼..
#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
465
- راستی، آلیا برای اینکه بتونه ازدواج کنه، یا باید گواهی بگیره که باردار نیست، یا باید مدت عِدّهاش تموم شده باشه.
اگه از طلاق جیهان و آلیا هنوز یک سال نگذشته باشه و آلیا هم باردار باشه، تنها کسی که میتونه دوباره باهاش ازدواج کنه، جیهانه؟
عدهرونفهمیدمخودمولیجالببود..#tweet
-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
