-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
Відкрити в Telegram
-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیتها و عکسهایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
465
Підписники
+124 години
+127 днів
+6930 днів
Архів дописів
465
ری اکتاتون کمه ها
خبر تازه از تنور در اومده🦦
چند تا عکس از ست مربوط به این چیز هایی که گفتمم اومده...
465
احتمال زیاد آلیاعه...
میگن گلوله از اسلحه اجمل شلیک میشه
احتمال میدیم که وقتی میخواسته به طرف جیهان شلیک بکنه آلیا خودش رو سپر کرده باشه.
این میتونه قدم گلی برای وا دادن جیهان باشه تا اون خشمی که نسبت به آلیا داره کمی حل بشه.
ولی اگر جیهانم باشه خیلی خوب میشه چون انوریسم جیهان کشیده میشه وسط.
465
- اینجا همون جیهانِ همیشگی بود🥹
دنبال آلیا بود ببینه آلیا کجا میشینه، هول شده بود😭
وقتی میخواست بشینه یه مکث کرد انگار طبق عادت میخواست پیش آلیا بشینه یا دوست داشت پیش آلیا بشینه:)))
و درآخر اون لبخندِ محوی که جلوشو گرفته بود رو دیدید؟😭😭😭😭❤️🔥
مرددد تا کِی میخوای طاقت بیاریییی😫
#cihal #part
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
465
- چیزی که توی این سکانسها بیشتر از همه به چشم میاد، اینه که جیهانِ فصل سه هنوز نتونسته بین عشقی که به آلیا داره و زخمی درون قلبش ایجاد شده، تعادل برقرار کنه؛ انگار هر بار که آلیا رو میبینه، احساسات متفاوتی توی وجودش بیدار میشن و هر کدوم، برای چند ثانیه، خودشون رو از نگاهش نشون میدن:)))🫠💘
- یه لحظه نگاهش اونقدر عاشقانه میشه که انگار تمام دلخوریهاش رو فراموش میکنه؛ همون نگاه آشنایِ جیهان، همون نگاهی که همیشه بیاختیار سمت آلیا کشیده میشه، حتی وقتی خودش سعی میکنه ازش فاصله بگیره:))😭
- اما چند ثانیه بعد، خشم دوباره خودش رو نشون میده. انگار یادش میاد هنوز از آلیا دلگیره، هنوز با اتفاقاتی که بینشون افتاده کنار نیومده و هنوز یه عالمه حرف نگفته توی دلش داره🙂..
- گاهی هم فقط غمگین نگاهش میکنه؛ با چشمهایی که انگار تمام خستگی و آشوب این روزها رو با خودشون حمل میکنن. نگاهی که توش هم دلتنگی هست، هم عشق، هم یه جور درماندگیِ عمیق… انگار دلش میخواد به آلیا نزدیک بشه، اما چیزی درونش مدام جلوش رو میگیره😭😭❤️🩹
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
465
بچهها یچیزیو لو بدم🥲😂
ادیتو از اول گذاشتم، نسخه قبلی یه باگ کوچیک داشت🥲اگه قابل دونستین و سیوش کردین لطفا این که تازه آپلود شد رو یبار دیگه سیو کنید، مرسی🫠🫂
465
- ادامهی خلاصهی قسمت 65🔥
در همین حال، اشتیاق زرین برای رسیدن به دخترش، تنش میان خاندان آلبورا و بایبارس را به نقطهای غیرقابل بازگشت میرساند و راهی که ناره برای فرار از دردش پناه میبرد، تمام زخمهای پنهان عمارت را آشکار میکند.
راز بزرگی که سالها از گذشتهی صداقت پنهان مانده، حالا بیش از همیشه به فاش شدن نزدیک است. از طرفی، هدف واقعی کارتال مرموز که به میدیات آمده، کنجکاویها را برمیانگیزد و ورود آتش، که در آستانه آزادی از زندان است، نوید یک رویارویی بزرگ و تازه را میدهد؛ تقابلی که تمام تعادلها را بر هم خواهد زد.
در حالی که راز چندینساله خاندان آلبورا در آستانه برملا شدن است، تصمیم غیرمنتظره آلیا او را وارد بنبستی سخت میکند؛ جایی که باید با وجدان خودش روبهرو شود.
465
- خلاصهی قسمت 65✨
جیهان با آوردن دنیز به ماردین، دوباره آتش جنگ میان خودش و آلیا را شعلهور میکند. آلیا که برای رسیدن به پسرش به دنبال آنها آمده، روبهروی جیهان میایستد و آن دو مجبور میشوند هم با دلخوریهای گذشته و هم با احساساتی که هنوز نتوانستهاند خاموش کنند، روبهرو شوند.اما حرکت غیرمنتظره اجمَل، آلیا را در آستانه یک انتخاب خطرناک قرار میدهد؛ انتخابی که تنها یک پاسخ از طرف او میتواند هم خودش و هم جیهان را بسوزاند.
