🐾 گُربه سیاه 🐈⬛
Відкрити в Telegram
_مرا ببخشید اگر حرفهایم شما را به یاد کسی میاندازد.🤍 _به صرف چایی با بهارنارنج و عسل.☕ ☀️🌊 🦢🍓🍊📚🎧🧘🏻♀️🐾✨ _میشنومتون: @TalktoPartobot🧚🏻♀️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
994
Підписники
-424 години
-177 днів
-6230 днів
Архів дописів
«یحیی جان نامهات را پیدا کردم که نوشته بودی:
"اگر بخواهم دقیقاً بگویم تو چطور زنی هستی، باید بگویم تو مثل تلفیقِ فرش قرمز و زبان پارسی و ایرانی..." و یک زن باید خیلی خوشبخت باشد که تلفیقی از این سه باشد.»
گاهی حس میکنم همانطور که بقیه مردم اتاقهای هتلشان را تحویل میدهند، من هم باید زندگی را تحویل بدهم. هرچه لازم است امضا کنم، کلید زندگیام را تحویل بدهم و یک جای جدید پیدا کنم؛ یک جای امن...
آرزویم این است
که دلت خوش باشد
نرود لحظه ای از صورت ماهت لبخند
نشود غصه کمی نزدیکت
لحظه هایت همه زیبا و قشنگ
از خدا میخواهم که تو را سالم و
خوشبخت بدارد همه عمر...
نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
آواره عشق ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز
وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد...
مولانا
به شادی مردم
اعتماد مکن برف
تا میباری نعمتی
چون بنشینی به لعنتشان دچاری
چیزی در سکوت مینویسی
همهمان را گرفتار حکمت خود میکنی
ما که سفیدخوانیهای تو را خوب میشناسیم
تو چقدر سادهای
که بر همه یکسان میباری
تو چقدر سادهای
که سرنوشت بهار را روی درختها
مینویسی
که شتکها هم میخوانند
آخر ببین چه جهان بدی شد
آفتاب را
داور تو قرار دادهاند
و تو با پایی لرزان به زمین مینشینی
پیداست که میشکنی برف
تا قَدرت را بدانند
با سنگریزه و خرده شیشه فرودآ
فکر میکنم سرنوشت مرا
جایی دیدهای برف
آب شو! آب شو! موسیقی منجمد!
و بیا و ببین
رنج را تو کشیدی
به نام بهار تمام میشود...
شمس لنگرودی
