ـ𝗠
Відкрити в Telegram
432
Підписники
-124 години
-37 днів
+2530 днів
Архів дописів
432
زخم هام رو دوست دارم چون یادم میندازن هیچوقت تماشاگر
زندگی نبودم تَلاش کردم.
اِعتماد کردم.دل بستم.ریسک کردم. باختم و یاد گرفتم
432
زخم هام رو دوست دارم چون یادم میندازن هیچوقت تماشاگر زندگی نبودم تَلاش کردم.
اِعتماد کردم.دل بستم.ریسک کردم. باختم و یاد گرفتم.
432
دوستم میگه" یادت بیار" که
اون چه کارایی باهات کرد
اما من تَنها چیزی که
یادم میاد چشمای مشکی شه
که بهم زل میزدن.
432
هیچکس یهویی نمیره،
هیچکس یهویی عوض نمیشه،
هیچکس یهویی بیخیال نمیشه،
هیچکس یهویی سرد نمیشه،
هیچکس یهویی بی تفاوت نمیشه.
432
میدونستم داره دروغِ میگه ها بهش گفتم
بگو به جون من گفت "به جون تو"
همونجا بود فهمیدم منفعت قسم نمیشناسه!
432
در نهایت پذیرفتم که حق با برلین بود؛
عشق ماندگار نیست.
نباید بهخاطرِ عشق، زندگیات را به باد بدهی.
432
من انقدر حساسم که هر تغییر کوچیکی توی لحن، مکالمه، یا بیعلاقگی آدمها رو میفهمم و واقعا هم به دل میگیرم.
