uk
Feedback
تـاروپـود🖤

تـاروپـود🖤

Відкрити в Telegram

از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
2 520
Підписники
Немає даних24 години
-837 днів
-8330 днів
Архів дописів
زنده باد این قهرمان با دستان خالی🖤!

آنان که دستی را که نان‌شان می‌داد گاز گرفتند، محکومند به بوسیدن پاهایی که لگدشان می‌زند! -اریک‌هافر

گذشته‌ای که حالمان را گرفته است، آینده‌ای که حالی برای رسیدنش نداریم و حالی که حالمان را به هم می‌زند. چه زندگی خوبی! -صادق هدایت

متاسفم که در فرهنگی بزرگ شدم که مردمش تصور می‌کنند با اندوه به خدا نزدیک‌ترند. -فریدون‌فرخزاد

هروقت فقر درونی شدیدتر باشد، نمایشات بیرونی هم بیشتر است. -کریشنامورتی

photo content

بیشتر مردم عقاید اصیل ندارند؛ تنها تکرار می‌کنند آنچه را که از کسی شنیده‌اند که صدایش بلندتر، ثروتمندتر و محبوب‌تر است. -فئودورداستایوفسکی

زندگی در جایی که یک مشت نادان دور و برت باشند، سخت است. اما زندگی در جایی که قدرت در دست همان نادانان باشد، وحشتناک است. -آلبرکامو

زندگی من سرگذشتی نداشته،‌ چون جدا از همه زندگی کرده‌ام. کاملاً تنها. تنهای تنها‌. می‌دانی تنها، یعنی چه؟ -فئودورداستایوفسکی

عاقبت ما آن نشود که در رمان «شب‌های روشن» داستایوفسکی رخ داد؛ که حتی نامم را نپرسی. Taropoode

-خاطرات‌یک‌آدم‌کش،کیم‌یونگ‌ها
-خاطرات‌یک‌آدم‌کش،کیم‌یونگ‌ها

فکت ادبی:
“For sale: baby shoes, never worn.” «برای فروش: کفش نوزاد، هرگز پوشیده نشده.»
داستان کوتاه شش کلمه ای که به ارنست همینگوی نسبت داده می‌شود (اما مدرک معتبری برای اثبات آن وجود ندارد!) روایت مشهور می‌گوید همینگوی در یک شرط‌بندی خواست ثابت کند می‌تواند یک داستان کامل را در شش کلمه نوشت. او این جمله را نوشت و برنده شد؛ هرچند صحت این ماجرا قطعی نیست. اما چیزی که این جمله را ماندگار کرده، کفش‌هایی که هیچ‌وقت پوشیده نشدند، و ذهن خواننده‌ای که خودش دلیل این اتفاق را تصور می‌کند. — یک تراژدی کامل در شش کلمه.

با شیخ از شراب حکایت مکن که شیخ تا خون خلق هست ننوشد شراب را -شهریار

چرا دوست داری جنگ بشود؟ شهرها و روستاها ویران می‌شوند. دریاها پر از جسد جوانان ناکام می‌شود. خانی با صدای اندوهگین گفت: «هربرت عزیز! دیگر آنجا چیزی نمانده که ویران نشده باشد. آنجا گورستان بزرگی است. دلم می‌خواهد در میان دود و غبار آن جنگ، مرده‌ها فرصت زنده شدن پیدا کنند.» -رویای‌مردان‌ایرانی، ماردین‌ابراهیم

این رد خون میانه‌ی ادبیاتم از کجاست؟
این رد خون میانه‌ی ادبیاتم از کجاست؟

بردباری آدمیزاد هولناک است. از استیصالش بزرگ‌تر، فراگیرتر، ترسناک‌تر.‌ از امیدش جان‌فرساتر. خیلی وقت بود فکر می‌کردم از امید فرساینده‌تر داریم؟ امروز پیدایش کردم. بردباری؛ صبر کشنده. این تاب آوردن لعنتی. -آیدا‌کارپه

به کشورتان همیشه وفادار باشید، اما به حکومتتان تنها زمانی که لیاقتش را دارد. -مارک‌تواین

من هیچگاه آرزوی مرگ کسی را نکرده‌ام اما برخی از آگهی های تسلیت را با لذت خوانده‌ام. -مارک‌تواین

پدران مقدس، میدانید، شما خون مردم را می‌مکید. -برادران‌کارامازوف،داستایوفسکی
پدران مقدس، میدانید، شما خون مردم را می‌مکید. -برادران‌کارامازوف،داستایوفسکی

رویای جاده‌های دیگه‌یی رو می‌بینم، تو سرزمین‌های دیگه‌یی. یه خونه دیگه، یه_
رویای جاده‌های دیگه‌یی رو می‌بینم، تو سرزمین‌های دیگه‌یی. یه خونه دیگه، یه_