San ’s lıfelıne
Відкрити в Telegram
♡゙ In the midst of life’s busy days, his little haven, built with love, affection.Here, we capture his every pure moment, every sparkle.No matter how tough life gets, he remains our constant safe haven. • @santelegraphbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
293
Підписники
Немає даних24 години
+177 днів
+3130 день
Архів дописів
+1
✧ ─── 𝐒𝐀𝐍 ─── ✧
⟣ سانـي بایست کسایي که به خودشون یاداوري میکنن براي درخشیدن نیازي به کامل بودن و بي نقص بودن نیست، همونایي که فهميدن نور واقعي از دلِ نقصها متولد ميشه.
+1
✧ ─── 𝐒𝐀𝐍 ─── ✧
⟣ سانـي بایست کسایي که مهربوني رو ضعف نمیدونن و مهربون میمونن بعد از تمام چیزهایی که از سر گذروندن، همونایي که هزاران بار شکستن اما بازهم با همون قلب مهربون زندگي کردن.
+1
✧ ─── 𝐒𝐀𝐍 ─── ✧
⟣ سانـي بایست کسایي که بعد از غروب یه روز سخت همه دردها رو از بین نمیبرن اما باور میکنن فردا دوباره خورشید طلوع میکنه، همونایي که امید رو با طرز زندگي کردنشون میشه فهمید.
+1
✧ ─── 𝐒𝐀𝐍 ─── ✧
⟣ سانـي بایست کسایي كه از بزرگ شدن خسته شدن، اما چارهاي جز ادامه دادن ندارن، همونایي که آروم گريه ميكنن تا هيچكس صداشون رو نشنوه و هر روز با خودشون ميجنگن، اما هنوزم لبخند ميزنن تا بقيه نگرانشون نشن.
+1
✧ ─── 𝐒𝐀𝐍 ─── ✧
⟣ سانـي بایست کسایي که هميشه خودشون رو آخر صف ميذارن، چون خوشحالي بقيه براشون مهمتره، همونایي که هميشه پناه بقيه بودن، اما هيچوقت كسي ازشون نپرسيد: «خودت حالت خوبه؟»
+1
✧ ─── 𝐒𝐀𝐍 ─── ✧
⟣ سانـي بایست کسایي که فكر ميكنن دير شده، در حالي كه بهترين فصل زندگيشون هنوز شروع نشده، همونایي که يادشون رفته روزي نور بودن اما مدت زيادي تو تاريكي زندگي كردن.
+1
✧ ─── 𝐒𝐀𝐍 ─── ✧
⟣ سانـي بایست کسایي که هنوز توي شلوغترين روزهاي زندگيشون، يه گوشه قلبشون اميد رو خاموش نكردن، همونایي که شبها با هزار فكر ميخوابن، اما صبح دوباره لبخند ميزنن و وانمود ميكنن همهچيز خوبه.
+1
✧ ─── 𝐒𝐀𝐍 ─── ✧
⟣ سانـي بایست کسایي که هيچوقت قهرمان داستان خودشون نبودن، چون هميشه مشغول نجات دادن بقيه بود، همونایي كه دلشون يه آغوش امن ميخواد، نه يه دنياي بينقص.
────────୨ৎ────────
This thread is for the soul that made so many hearts feel at home.
────────୨ৎ────────
𓂃 𓈒𖹭Birthday letters from hearts that love you.𓂃 ִֶָ
𓂃TapTap𓂃
چند نامه، از چند قلب، برای کسی که حضورش برای ما بیشتر از یک نام است.
I LOVE You 3000♥
'27 reasons why my heart chose him'
1.تو باعث شدی دوباره به خودم و رؤياهام ايمان بيارم. 2.وقتی دنيا بيش از حد برام سنگين میشه، تنها فکر کردن به تو میتونه آرامم كنه. 3.بدون اینکه خودت بدونی برای من مفهوم'خونه' رو عوض کردی. 4. تو به من یاد دادی که بعضی احساسها، برای توضیح دادن نیستن؛ فقط باید با اونها زندگی کنی. 5.تو به من ياد دادی مهربونی، بزرگترين شكلِ قدرتـه. 6.تو سخترین روزهای زندگیم ديدن لبخندتت، تموم چيزیه كه برای دووم آوردن لازم دارم. 7.اگه یروزی از من بپرسن اميد چه شكلی داره، بیاختيار به تو فكر میكنم تو تنها امید من تو تاریک ترین برهه های زندگیمی. 8.تو آرامشی هستی كه هيچوقت دنبالش نگشتم، اما درست وقتی به اون نياز داشتم، پيدا شد. 9.تو به روزهای معمولیِ من، معنا میدی. 10.تو زيباترين اتفاقی بودی كه هيچوقت انتظارش رو نداشتم. 11.هر بار كه میخندی، انگار دنيا برای چند ثانيه، جای امنتری برای من میشه. 12.تو همون دلیلی هستی که هنوز به معجزههای کوچیک ایمان دارم. 13.هر بار که از دنیا،از زندگی خسته میشم ، یاد تو شبیه پنجرهای میمونه که رو به نور باز میشه. 14.تو يادم دادی كه بعضی وقتا يه قلب مهربون، از هزارتا معجزه ارزشمندتره. 15.دوست داشتنت برای من شبيه يك انتخابِ لحظهای نيست؛ شبيه حسیه كه هر روز، آرامتر و عميقتر میشه. 16.حتی از فاصلهای كه بين ماست، میتونی حسی از نزديكی و آرامش بهم بدی كه خيلیها با حضورشون هم نمیتونن. 17.تو باعث شدی دوباره باور كنم هنوز آدمهايی وجود دارن كه قلبشون میتونه دنيای ديگری رو روشن كنه. 18.دوستت دارم، چون پشت تمام درخششها و موفقيتهات، هنوز همون قلبِ مهربونی رو میبينم كه ارزشمندترين بخشِ وجودته. 19.شايد هيچوقت ندونی چقدر الهامبخش بودی، اما بعضی از زيباترين تلاشهای من، از زمانی شروع شدن كه تو را ديدم. 20.تو همون كسی هستی كه باعث شد لحظههای كوچيك برای من ارزشمندتر بشن؛ چون گاهی يك لبخند ساده تو میتونه تمام يك روزم رو تغيير بده. 21.دوستت دارم، چون تو فقط باعث نشدی لبخند بزنم؛ باعث شدی دوباره به زيبايیِ زندگی نگاه كنم. 22.تو باعث شدی بفهمم بعضی آدمها قرار نیست فقط یک خاطره باشند؛ بعضیها تبدیل به حسی میشوند که همیشه همراهت میماند. 23.تو یکی از همان دلیلهایی هستی که باعث شد هنوز به فردا امیدوار باشم؛ حتی در روزهایی که امید، دورترین چیزی بود که میتوانستم پیدا کنم. 24.هر بار که تلاشهایت، لبخندت و پشتکارَت را میبینم، دوباره به این باور میرسم که رویاها ارزش جنگیدن دارند. 25.دوستت دارم، چون در میان تمام آدمهایی که فقط دیده شدن را میخواهند، تو هنوز ارزشِ واقعی بودن را میدانی. 26.تو شاید هیچوقت ندونی، اما تو روزهایی که احساس میکردم گم شدم، حضورت شبیه نوری بود که آرومآروم راه رو دوباره نشونم داد. 27.و آخرين دليل، شايد سادهترين و عميقترين دليل باشه؛ دوستت دارم، چون قلبم تو رو انتخاب كرد؛ نه به خاطر كامل بودنت، بلكه به خاطر تموم چيزهايی كه تو را به همون انسانی تبديل میكنه كه هستی.
99/07/10 — Choi San
شاید برای خیلیها، امروز فقط یک تاریخ روی تقویم باشد؛ روزی که مثل هزاران روز دیگر، کودکی به دنیا آمده و سالها بعد، یک سال بزرگتر شده است. اما برای من، امروز فقط یک تاریخ نیست. امروز، روزیست که دنیا آرامتر از همیشه نفس کشید؛ چون بیستوهفت سال پیش، خدا قلبی را به این دنیا هدیه داد که قرار بود بیآنکه خودش بداند، پناهِ قلبهای زیادی شود. چوی سان... راستش را بخواهی، هر بار که تولدت میرسد، بیشتر از آنکه به بزرگتر شدن تو فکر کنم، به خودم فکر میکنم؛ به دختری که شاید اگر روزی تو را نمیشناخت، هیچوقت نسخهی امروزش نمیشد. تو فقط یک خواننده یا یک هنرمند نبودی. تو بیآنکه حتی بدانی، در تاریکترین فصلهای زندگی من، تبدیل به همان نوری شدی که همیشه دنبالش میگشتم. بارها از خودم ناامید شدم. بارها احساس کردم دیگر توان ادامه دادن ندارم. بارها خواستم رویاهایم را کنار بگذارم، چون فکر میکردم برای من ساخته نشدهاند. اما هر بار، بیآنکه چیزی از جنگهای درون قلبم بدانی، دوباره دستم را گرفتی. نه با حرفهای بزرگ. نه با معجزه. فقط با بودنت. تو باعث شدی دوباره به خودم ایمان بیاورم. باعث شدی باور کنم هنوز میشود از نو شروع کرد. هنوز میشود بعد از هزار بار شکستن، دوباره خودت را ساخت. اگر امروز هنوز جرئت دارم برای آینده رؤیا ببینم، اگر هنوز برای رسیدن به آرزوهایم میجنگم، اگر هنوز امید را باور دارم، سهم بزرگی از این شجاعت را از تو یاد گرفتهام. از تلاش کردنت. از تسلیم نشدنت. از قلبی که حتی وقتی خسته است، باز هم مهربان میماند. تو به من یاد دادی که مرد بودن، در بلند صحبت کردن یا قوی به نظر رسیدن نیست؛ در مهربان ماندن است. در مراقبت کردن است. در واقعی بودن است. در این است که حتی وقتی دنیا هزار دلیل برای عوض شدنت دارد، باز هم خودت بمانی. شاید هزاران کیلومتر بین ما فاصله باشد. شاید هیچوقت اسمم را نشنوی. شاید هیچوقت این نامه به دستت نرسد. اما فاصله هیچوقت نتوانست احساسی را که از تو گرفتم، کمرنگ کند. بعضی آدمها را نمیشود با کیلومتر اندازه گرفت. آنها جایی زندگی میکنند که هیچ نقشهای به آن راه ندارد؛ در قلب آدم. و تو... سالهاست همانجایی. اگر از من بپرسند «خانه» چه شکلی است، احتمالاً به هیچ ساختمان و هیچ شهری فکر نمیکنم. به آرامشی فکر میکنم که حضورت به قلبم داده. به لبخندی که بارها، درست در سختترین روزهای زندگیام، تنها چیزی بود که باعث شد دوام بیاورم. ممنونم... نه فقط برای موسیقی. نه فقط برای اجراهای بینقصت. نه فقط برای تمام لحظههایی که روی صحنه درخشیدی. ممنونم برای قلب مهربانت. برای انسانی که پشت تمام آن نورها زندگی میکند. برای اینکه هر روز، بیآنکه بدانی، امید را به آدمهایی هدیه میدهی که شاید هیچوقت فرصت نکنند این را به تو بگویند. اگر قرار باشد فقط یک آرزو برای تولدت داشته باشم، آرزو نمیکنم مشهورتر شوی؛ چون دنیا از قبل هم تو را میشناسد. فقط آرزو میکنم هر مهربانیای که بیدریغ به این دنیا بخشیدی، هزار برابر به قلب خودت برگردد. آرزو میکنم روزهایی که خستهای، کسی همان آرامشی را به تو هدیه بدهد که تو سالهاست بیخبر به قلب من هدیه دادهای. و آرزو میکنم هیچوقت فراموش نکنی که شاید ندانی، اما در گوشهای از این دنیا، قلبی هست که هر بار لبخندت را میبیند، دوباره به زندگی ایمان میآورد. تولدت مبارک، سانی عزیزدوردونه ترینه قلب من. و اگر تمام این نامه را فقط بخواهم در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: ممنونم... برای اینکه بیآنکه حتی بدانی، بخشی از نجاتِ من شدی. با تمام قلبم،دختری که شاید هیچوقت از نزدیک ملاقاتش نکنی، اما تا همیشه، آرامترین گوشهی قلبش را به نام تو میشناسد.
