🌀
Закритий канал
i act like i’m fine but deep down i need more fucking clothes🤠 @Maraaa_0bot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
378
Підписники
Немає даних24 години
-67 днів
-3030 днів
Архів дописів
378
ستایش، ای نامت آغاز ستودن، ای رفیقی که آمدنت، فصل تازهای در تقویم روزهای من گشود،
اولین بار در شلوغی بازار دیدمت. میان آنهمه رفتوآمد، میان هیاهوی فروشندگان و همهمهٔ رهگذران، چشمم فقط تو را گرفت. گویی بازار، صحنهای بود آراسته و تو، تنها بازیگر آرام آن. آن روز نمیدانستم که این یک دیدار ساده، سرآغازِ سالها رفاقت خواهد شد؛ نمیدانستم که قرار است چهرهات، آشناترین تصویر روزهایم شود.
از آن روز، تقویم ما پر شد از خندههای بیبهانه و سکوتهای راحت. روزهایی که با هم خندیدیم و روزهایی که با هم سکوت کردیم و هیچکدام نگفتیم چرا.تو آن رفیقی هستی که بودنش، بودن من را معنا میدهد؛ آنقدر که گاهی فکر میکنم رفاقت ما، پیش از آشنایی ما نوشته شده بود.
سالهاست که تقویم، دوستی ما را میشمارد و هنوز نتوانسته است عددی برایش پیدا کند. تو آن رفیقی هستی که زمان، فقط طراوتش را بیشتر میکند، نه غبارش را. هر سال که میگذرد، تازهتر میشوی و رفاقت ما، ریشهدارتر.
امروز که روز تولدت است، آسمان را قسم میدهم که هر سال، همین روز، ستارهای تازه به نامت روشن کند. در این روز، نه سلامتی بیپایان برایت میخواهم که خودت چشمهٔ سلامتی، نه ثروت بیکران که خودت گنج وفایی؛ فقط میخواهم آنقدر بخندی که چین خندهات، نقشه دل من شود و آنقدر زنده بمانی که پیری را با هم، با یک فنجان چای و خاطرههای نگفته، مسخره کنیم.
باشد که زندگیت به زیبایی نامت باشد و رفاقت ما، به بلندی روزهای بیشماری که با هم خواهیم دید. تولدت مبارک، ای رفیق روزهای سخت و آسان، ای ستایش همیشگی من.
