₊˚𓃠⋆میوخانه
Відкрити в Telegram
381
Підписники
-424 години
-237 днів
+5430 день
Архів дописів
381
کاش یه رفیق مثل عباس کیارستمی داشتم که بهم میگفت :
قطع امید کردی ؟!
دَم صبح ، طُلوع آفتاب رو نمیخوای ببینی ؟
سُرخ و زَرد آفتاب رو موقع غروب ، دیگه نمیخوای ببینی ؟
ماه رو دیدی ؟
نمیخوای ستاره ها رو ببینی ؟
شب مهتاب ، اون قرص کامل ماهُ ، دیگه نمیخوای ببینی ؟
چشمات رو میخوای ببندی ؟
از مزه ی گیلاس ، میخوای بگذری ؟
نگذر!
من رفیقتم میگم نگذر !
381
به امید شهری خیالی
که شاید دارد
آبی زلالتر
سروی بلندتر
نوری روشنتر
خاکی پربارتر
رنگی زیباتر
فرشی پر نقش
دلی پر نورتر
که بگیرد، که بگیرد
من، تو، او، ما، شما را در بر
