While We’re Here.
Відкрити в Telegram
404
Підписники
Немає даних24 години
+67 днів
+430 днів
Архів дописів
ول میگردم الکی میخندم
از دویدن خستهم با من بنشین
میدونم چیزی نمیدونم دنیا هست رو شونهم سنگین
معجزات را من تنها باور نکردم
که من بر معجزه تکیه کردم
در جهت باد پرکشیدم
از شاخه ای به شاخه ای پریدم
کاش یه رفیق مثل عباس کیارستمی داشتم که بهم میگفت :
قطع امید کردی ؟!
دَم صبح ، طُلوع آفتاب رو نمیخوای ببینی ؟
سُرخ و زَرد آفتاب رو موقع غروب ، دیگه نمیخوای ببینی ؟
ماه رو دیدی ؟
نمیخوای ستاره ها رو ببینی ؟
شب مهتاب ، اون قرص کامل ماهُ ، دیگه نمیخوای ببینی ؟
چشمات رو میخوای ببندی ؟
از مزه ی گیلاس ، میخوای بگذری ؟
نگذر!
من رفیقتم میگم نگذر !
