Dia's Diary𖦹
Відкрити в Telegram
Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot
Показати більшеІран123 991Категорія не вказана
502
Підписники
-124 години
-117 днів
-930 днів
Архів дописів
502
نامهای از طرف دینای ۵/۵/۵
سلام، دینای عزیزم.
الان که داری این نامه رو میخونی، نوزده سالت شده.
نمیدونم این یک سال باهات چه کار کرده. شاید مشکلاتت بیشتر شده باشن، شاید هنوز تنهایی و بیشتر بیرون رفتنهات با خودته. شاید هنوز از بعضی آدمها فاصله میگیری و گاهی یکدفعه ساکت میشی و میری توی خودت. شاید هنوز خیلی از فکرهات رو نمیتونی به زبون بیاری.
اما امیدوارم هنوز مینویسی. هنوز امیدواری. هنوز آرزوهایی داری که برای رسیدن بهشون تلاش میکنی.
همهی اینها رو گفتم که یه چیز رو یادت بندازم: یک نفر هست که تو رو میفهمه.
من میدونم هیچکس واقعاً تو رو نمیشناسه؛ خیلیها فقط فکر میکنن میشناسن. حتی همین الان میتونم حدس بزنم موقع خوندن این نامه داری پوست لبت رو میکَنی، یا یه چیزی گرفتی دستت و باهاش بازی میکنی. شاید حتی یادت نیاد یک سال پیش، وقتی این نامه رو مینوشتم، دقیقاً به چی فکر میکردم.
نمیدونم هنوز دختر غمگینی هستی یا نه.
شاید هنوز بعضی روزها فکر کنی به اندازهی کافی خوب نیستی، یا آنقدر که باید پیشرفت نکردی. ولی اگر اینطور شد، یک لحظه به عقب نگاه کن.
تو یک سال بیشتر از پارسال ویولن زدی.
نمیدونم رشتهی نقاشی رو قبول شدی یا نه، اما امیدوارم هنوز داری نقاشی میکشی. امیدوارم هنوز باشگاه میری، حتی اگر بعضی روزها نرفتی و بعدش عذاب وجدان گرفتی. امیدوارم هنوز کوه میری، کتاب میخونی، عکس میگیری و زبان میخونی.
اینها رو یادت بیار.
تو خیلی چیزها رو شروع کردی و مهمتر از اون، خیلیهاشون رو رها نکردی.
نامهای از طرف دینای ۵/۵/۵
سلام، دینای عزیزم.
الان که داری این نامه رو میخونی، نوزده سالت شده.
نمیدونم این یک سال باهات چه کار کرده. شاید مشکلاتت بیشتر شده باشن، شاید هنوز تنهایی و بیشتر بیرون رفتنهات با خودته. شاید هنوز از بعضی آدمها فاصله میگیری و گاهی یکدفعه ساکت میشی و میری توی خودت. شاید هنوز خیلی از فکرهات رو نمیتونی به زبون بیاری.
اما امیدوارم هنوز مینویسی. هنوز امیدواری. هنوز آرزوهایی داری که برای رسیدن بهشون تلاش میکنی.
همهی اینها رو گفتم که یه چیز رو یادت بندازم: یک نفر هست که تو رو میفهمه.
من میدونم هیچکس واقعاً تو رو نمیشناسه؛ خیلیها فقط فکر میکنن میشناسن. حتی همین الان میتونم حدس بزنم موقع خوندن این نامه داری پوست لبت رو میکَنی، یا یه چیزی گرفتی دستت و باهاش بازی میکنی. شاید حتی یادت نیاد یک سال پیش، وقتی این نامه رو مینوشتم، دقیقاً به چی فکر میکردم.
نمیدونم هنوز دختر غمگینی هستی یا نه.
شاید هنوز بعضی روزها فکر کنی به اندازهی کافی خوب نیستی، یا آنقدر که باید پیشرفت نکردی. ولی اگر اینطور شد، یک لحظه به عقب نگاه کن.
تو یک سال بیشتر از پارسال ویولن زدی.
نمیدونم رشتهی نقاشی رو قبول شدی یا نه، اما امیدوارم هنوز داری نقاشی میکشی. امیدوارم هنوز باشگاه میری، حتی اگر بعضی روزها نرفتی و بعدش عذاب وجدان گرفتی. امیدوارم هنوز کوه میری، کتاب میخونی، عکس میگیری و زبان میخونی.
اینها رو یادت بیار.
تو خیلی چیزها رو شروع کردی و مهمتر از اون، خیلیهاشون رو رها نکردی.
نمیدونم توی دانشگاه یا جاهای دیگهای که رفتوآمد داری، با چند نفر آشنا شدی. من همیشه بهت میگفتم خیلی به آدمها نزدیک نشو و همهی خودت رو نشونشون نده. اما حالا، دینایِ یک سال بعد، میخوام یه چیز دیگه بهت بگم:
هم قدر آدمهایی که وارد زندگیت شدن رو بدون، هم مراقب قلبت باش.
نذار ترس از آدمها باعث بشه همهی آدمهای خوب رو هم از خودت دور کنی.
خیلی حیفه اگر سالهای جوانیت فقط در تنهایی و ترس بگذره. شاید هنوز تنهایی. شاید هم بالاخره چند نفر رو پیدا کردی که کنارشون خودِ واقعیت هستی. نمیدونم.
فقط امیدوارم هر جا هستی، داری زندگی میکنی؛ نه فقط روزها رو یکییکی رد میکنی.
امیدوارم دینای یک سال بعد کتابهای زیادی خونده باشه. هر سال همین آرزو رو برای خودت میکنی، نه؟ پس امیدوارم این یکی رو هم فراموش نکرده باشی.
امیدوارم به آرزوهات یک قدم نزدیکتر شده باشی.
شاید هنوز اسپانیا نرفتی. شاید هنوز تکنواز ارکستر نشدی. اشکالی نداره. قرار نیست همهچیز در یک سال اتفاق بیفته.
فقط یادت باشه بعضی آرزوها برای رسیدن، بیشتر از یک سال زمان میخوان.
اگر هنوز میخوایشون، صبر کن.
یک سال گذشت؛ ده سال دیگه هم میگذره.
و شاید آن موقع، وقتی به این نامه نگاه میکنی، بخندی و با خودت بگی: «این دختر چقدر دربارهی آینده هیچی نمیدونست.»
ژورنالت رو هم نگاه کن.
همون دفتری که روز اول، وقتی تازه گرفته بودیش، تقریباً نمیدونستی قراره باهاش چه کار کنی، حالا پر شده از صفحههای بامزه، عکسها، نوشتهها، ایدهها و تکههایی از زندگیت.
شاید خودت هم نفهمیدی کی پر شد.
مثل خیلی چیزهای دیگه.
502
Repost from Big boss of Hell (art)
اگه مشکلی نداریی، یه قسمتی از نامهات رو برامون بگو. همون 6/6/6
https://t.me/DeianirasDiary
