𝔹𝕣𝕚𝕘𝕙𝕥 𝕖𝕟𝕕✨
Відкрити в Telegram
باشد که اشک بعدی مآ اشک شوق باشد🍃
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
196
Підписники
Немає даних24 години
-107 днів
-330 днів
Архів дописів
196
به نام خدایی که دستتو میگیره
۱۴۰۵. ۰۴. ۱۳
Part¹
00:00 _ 02:00
Part²
02:10 _ 04:10
Part³
04:20 _ 05:20
196
از امشب ۱۲ به بعد
هر فعالیتی که تا پایان روز کنکور داشته باشم اینجا ثبت میکنم
و روز بعد اعلام نتایج ، نتیجه کار منم مشخص میشه
یا میشه یا نمیشه
اما حداقل شرمنده خودم نیستم!
196
فردا جواب آزمایشام میاد
نمیرم دکتر، مامانم رو میفرستم اونجا که بگه دلیل این حالِ نزارِ این مدتم چی بوده
بهم گفت کنکورتو بدی میفهمی که مشکلت چی بوده
آره خب؛ استرسِ مخرب منو به این روز انداخته
ولی تو که دیدی چقد حالت مزخرف بود، تهش میخوای بگی بازم نشد؟
چرا؟
چون نتونستم ۱۰ تا امتحان دبیرستانی رو جمع کنم؟ یا چون اون لحظه خوابم اومد و یه چک نزدم توی گوش خودم؟
196
نمیدونم از چی بنویسم
نمیدونم حتی این روزا چجوری داره میگذره!
هرروز دارم جا میزنم و ده دقیقه بعدش میگم نه هنوز امید هست
راس میگفتن تو هنوز وارد بازی اصلی نشدی، که خودتو بازنده میدونی
هنوز که چیزی معلوم نشده؟
سوت پایانی نخورده!
چرا الکی خودتو باختی؟
حواست هست به آرزوی بچگیات؟ حواست هست به کودک درونت که یه گوشه نشسته و منتظره تو خوشحالش کنی؟
نمیخام جمله های قشنگ و انگیزشی بنویسم، چون فقط در حد همون خوندنشون قشنگن
ولی میخام بنویسم که یادم بمونه چه روزایی گذشت و چجوری ازشون استفاده کردم
چند دفعه ای میخاستم کنار بکشم به بهانه های مختلف
به این فک میکنم خب دیگه روزا گذشتن و تایمی نمونده و خب قاعدتاً نمیشه!
شایدم نشه ، ولی شایدم شد
شاد خدا بهمون نگاه کرد شاید دنیا برامون رنگی شد شاید دیگه غصه نخوردیم شاید اشک شوق ریختیم؛ نه؟
نمیدونم، خستم ولی نمیتونم قبول کنم ک ادامه ندم
196
Repost from "الهام نِجات میده🪄"
_ عزیزِ من یا میشی همونی که گفتی :نِمیذارم این سال مث سال قبلی بشه!!!
یا میشی همونی که دوباره شب کنکور، وقتی زل زد به سقف اتاقش بگه:
من که میدونستم اینجوری میشه،آدمِ درست کردنش و از جون گذاشتن واسه هَدفم نبودم!!
یا الان می سوزی و زحمتشو میکشی و به دستش میاری،
یا یه عمر، اون زخم نسوخته رو با خودت میکشی و حَسرت به دست آوردنش به دِلت میمونه؛
انتخابش با خودته؟!
196
Repost from girl in 'blue'
-باید درس بخونم چون نمیخوام حرف هایی که در موردَم زدن به واقعیت بپیونده.
