191
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-3430 днів
Архів дописів
191
Repost from N/a
محرم تو اون روزیه که:
مادر جنازه دخترشو تو خونه قایم کرد که ندزدنش.
اون روزیه که پدر زجهکنان کاور های مشکی رو باز میکرد تا پسرش رو پیدا کنه.
محرم تنه نیمه جونی بود که از ترس تیر خلاص نفسش رو حبس کرد به سه روز بین جنازه ها موند.
اسم محرم رو نیارین.
یه کاری باهامون کردین که دیگه نمیشه به عقایدتون احترام گذاشت...🥀💔
