پَریِ عَکاس📷 ✨
Відкрити в Telegram
480
Підписники
+1124 години
+377 днів
+3730 днів
Архів дописів
پرنده روی آب نشسته بود خاموش
نه بالی برای رفتن، نه آوازی برای خواندن
آب آرام، آب آرام بود و آیینه
پرنده روی آب بود
پرنده در قطرهای غرق شد و پرید
کسی ندید پرنده را
جز مهتاب که با نقرهای نرم،
راز فرو رفتنش را فهمید
چقدر خوب بود
که دریا شد، دریا شد و پرید🕊
کلاغی که بر فراز سر ما
به پرواز درآمد و در اندیشهی ابری آشفتهحال فرورفت
و بانگش چونان نیزهای کوتاه، پهنای افق را درنوردید
پیغام ما را به شهر خواهد برد
در دل جنگل،
نور از میان برگها میگذرد،
پرنده آواز میخواند،
و من میفهمم
که زیباترین شعر،
همان سکوت سبز است.
