uk
Feedback
𝗆𝗂𝖽𝗐𝗌𝗍 𝗉𝗋𝗇𝖼𝗌𝗌 .ᐟ

𝗆𝗂𝖽𝗐𝗌𝗍 𝗉𝗋𝗇𝖼𝗌𝗌 .ᐟ

Відкрити в Telegram

ㅤㅤ𝓓𝘢𝘩𝘭𝘪𝘢 .ᐟ.ᐟ.ᐟ 𝗌𝗁𝖾⸝𝗁𝖾𝗋⸝𝗁𝖾𝗋𝗌 🍰 21yo 𝖺𝗇𝗈𝗇: t.me/RedChtBot?start=8502960910 https://t.me/Dahliahbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
321
Підписники
-224 години
+177 днів
+7130 днів
Кількість дописів

Триває завантаження даних...

Реакції
Коментарі
Telegram Stars
ТОП дописів по

Триває завантаження даних...

Аналітика дописів
Дописи
Динаміка переглядів
Немає тексту...
53100Loading...
وای من هیچکدوم ازین لباس های زیبارو ندارم
56000Loading...
برام بخرید
برام بخرید
55100Loading...
Немає тексту...
152302Loading...
Немає тексту...
147000Loading...
من آهنگاشو دوست داشتم واقعا
147000Loading...
اوه نیکی یزمان خواهرت آریانا بود الان اریکا کرکه
154004Loading...
به نیکیانا
152000Loading...
میدونید داشتم به چی فکر میکردم
149000Loading...
سیستم پزشکی در مراقبت از زنان شکست خورده با باز شدن پرونده لیندزی کلنسی، زنی که پس از تشخیص روانپریشی پس از زایمان post partum psychosis (PPP) از درمان مناسب برخوردار نبوده و هشدار داده شده بود که نباید تنها باشه، سه فرزندش‌رو کشته و خودش خودکشی کرده. لیندزی کلنسی نجات داده شد و دادگاهش درحال حاضر برقراره و تحقیقات داره صورت می‌گیره. موجی از حمله‌ها و نظرات مختلف در رابطه با این پرونده وجود داره اما کمتر کسی به کم کاری سیستم پزشکی در رابطه با زنان اشاره می‌کنه. همچنان افسردگی پس از زایمان هم به عنوان یک مشکل جدی تلقی نمی‌شه، با اینکه طبق منابع مختلف حتی PPP هم می‌تونه برای هر فردی بعد از زایمان اتفاق بیفته اما نسبت به افسردگی پس از زایمان (PPD) بخش کوچک‌تری از زنان تجربه‌ش می‌کنن. گویی فقط وقتی به بدن زنان برای زن ترنس ستیزی و صدمه به زن‌های سیس نیاز دارید مسائل و تعریفات پزشکی براتون ارزش پیدا می‌کنه. سیستم پزشکی و جامعه هیچ اهمیتی به دردها و اظهارات زنان نمی‌دن گفته شده لیندزی کمک خواسته از روان درمانگر‌ها و حتی در بیمارستان روانی برای مدت کوتاهی بستری شده. به افراد نزدیکش گفته شده نباید تنها بمونه با بچه‌ها. [1] افراد نزدیک بهش شهادت دادن که لیندزی قبل از اقدام به قتل التماس می‌کرده که بهش کمک کنن و تنهاش نذارن. او اصرار داشت که داروها درحال وخیم تر کردن افسردگی و اوضاعشن و دکتر‌ها اهمیتی ندادن. [2] در دفترچه خاطراتش نوشته شده اوضاع روحی و ذهنیش مناسب نیست [3] و سرچ‌های گوگلش نشون می‌ده که همواره دنبال کمک گرفتن و درمان خودش بوده.[4] اما تمام اینها ندید گرفته شد تا در آخر به فاجعه‌ و تراژدی‌ای برای سه بچه بیگناه برسه. از این اتفاق می‌شد جلوگیری شه اگر سیستم پزشکی به طور مداوم و جدی به دردها و مشکلات زنان اهمیت می‌داد. لیندزی در آخر روز یا تا آخر عمر به زندان می‌ره یا به بیمارستان روانی و قراره مجازات شه [5] اما سوال اصلی اینجاست بعدش چی؟ قراره باز هم مشکلات زنان‌رو ندید بگیریم؟ الان وقتشه؟ در منابع بالا منشن شده که دادستان در دادگاه گفته «الان وقت مجازات این زنه نه وقت توجه و نقد به سیستم درمانی زنان‌.» اما دقیقا همین لحظه، لحظه‌ایه که سیستم پزشکی باید تا ابد در رابطه با زنان تغییر کنه و جدی تر به نیاز‌ها و مشکلاتشون اهمیت و پاسخ بده. زنان بخش بزرگی از جمعیت یک جامعه‌رو تشکیل می‌دن با این حال کمتر از ۲.۵ درصد بودجه تحقیقات پزشکی بهشون اختصاص پیدا می‌کنه. [6] مشکلات مربوطه به رحم و تخمدان مثل اندومتریوز، سندرم پس از قاعدگی، (PCOS (PMOS و غیره کمتر از دو درصد بودجه و فقط ۶ درصد بودجه به سلامت زنان اختصاص پیدا کرده. [7] ممکنه بیمارستان‌ها، کشورها و مراکز درمانی درصدهای متفاوت تری نسبت به منابع منشن شده داشته باشن اما نادیده گرفتن زنان و بی توجهی به مشکلات اونها چیزیه که بین همشون مشترک و غیر قابل انکاره.
31301Loading...
یکی گفته بود نسبت به فردا مفته
یکی گفته بود نسبت به فردا مفته
69002Loading...
Немає тексту...
71200Loading...
😭😭😭
😭😭😭
87002Loading...
من به کسی که میگه تجاوز جنسیت داره یا آزار از سمت زنان رو به رسمیت نمیشناسه اعتماد ندارم هیچجوره و پس ذهنم اینو دارم که تجاوزی که توسط یه زن صورت گرفته رو محکوم نمیکنه چون رفتارای خودشم محکوم میشه بای
90100Loading...
چطوری زنان آزارگر از مفاهیم زنانگی برای توجیه آزار استفاده می‌کنن؟ زنان آزارگر معمولا از خودشون سلب مسئولیت میکنن؛ بر خلاف بعضی از مردا که عموما خودشون رو به حق می‌دونن برای آزارگری، زن آزارگر در درجه اول کار خودش رو آزار نمی‌بینه و این رو با انفعال زنانه یا «من که قدرت بدنی کافی ندارم» یا «زنا نمیتونن آزارگر باشن» توجیه میکنن. رفتار یه زن آزارگر کاملا در چارچوب تعریف مردسالارانه از زن و زنانگی قرار میگیره. چرا زنان آزارگر، همچین کاری میکنن؟ دلایل بسیاری وجود داره و بیشتر دلایل با مردهای آزارگر مشترکه و بیشتر انگیزه ها یکسان هستن یا متفاوت. آزار تقریبا همیشه انگیزه اعمال قدرت قهرآمیز رو بدن یه شخص دیگه رو داره و آزارگر جنسی لزوما نیازی به دخول یا حتی زور فیزیکی برای اعمال قدرت نداره. آزار می‌تونه جنبه مجازات و انتقام داشته باشه که این نوع توجیه آزار تو فضای رادیکال فمینیست بسیار زیاده  زنان آزارگر و ترنسفوبیا ترنسفوبیا بین زنان آزارگر بسیار زیاده چون افراد کوییر و ترنس تارگت های مناسبی برای آزار هستن. آزار به افراد ترنس معمولا به رسمیت شناخته نمیشه و ازارگران اصرار دارن که افراد ترنس شایسته مجازات جنسی هستن، یا ذات ترنس بودن جنسی هست و ترنس بودن به معنای رضایت جنسی هست. این موضوع به خاطر جایگاهی هست که زنان آزارگر به افراد ترنس دارن. ترنس بودن به شکل ناعادلانه ای با متجاوز و خشن بودن و خطرناک بودن یکسان سازی شده، جرایمی که افراد ترنس مرتکب میشن بسیار پررنگ تر میشه و این در حالیه که افراد ترنس از نظر تجاوز جنسی در معرض بیشترین خطر هستن. در مقابل زنان ازارگر خودشون رو در برابر افراد ترنس ضعیف و بی‌دفاع نشون میدن و این رو معمولا با نزدیکی به زنانگی یا آناتومی بدنشون توجیه میکنن. زنانگی سنتی و به عبارت دیگه قربانی بودن یک زن آزارگر هیچوقت در برابر یه فرد ترنس مورد سوال قرار نمیگیره. به عبارت دیگه افراد ترنس تارگت های مناسبی برای آزار جنسی زنان آزارگر هستن به خاطر اینکه زنانگی و قربانی بودن افراد ترنس همیشه مورد بحث و سوال هست.
68202Loading...
با توجه به فضایی که مدتهاست تو کامونیتی فمینیستای رادیکال و بسیاری از فضاهای فمینیستی ایران دیدم تصمیم گرفتم یه پست درست حسابی بنویسم حقیقتا اینکه تجاوز اشتباهه و جنسیت متجاوز هم مهم نیست فقط برای کون‌مغزی هایی مثل نادیا و دوستاش جای ابهام داره. ولی شکل های بسیاری هست که ما حتی به عنوان آدمای بی‌طرف، خنثی و حتی به اصطلاح فمینیست فرهنگ تجاوز رو تقویت میکنیم، پس لازمه راجبش‌ حرف بزنیم. چرا لازمه که راجب این موضوع صحبت بشه؟ تجاوز یکی از قدیمی ترین، شخصی ترین و درونی ترین ظهور اعمال قدرت قهرآمیز تو جامعه هست. موضوع صحبت امروز فرهنگ تجاوز تو کامونیتی فمینیست‌های رادیکال و به طور کلی زنان آزارگر هست. چرا راجب این دموگرافیک اختصاصا باید صحبت بشه و نه مردای آزارگر؟ اول اینکه من راجب هردو حرف میزنم. دوما من برای فمینیسم احترام قائلم و اعتقاد دارم ما به عنوان آدمایی که تا حدی اهمیت میدیم (و شامل نادیا و دوستانش نمیشه این موضوع، بقیه شما که قبول دارید تجاوز بده متن رو بخونید) باید استاندارد های مشخصی برای فمینیست ها داشته باشیم. اینکه از زنان انتظار داشته باشیم، ضد فمینیست نیست. انتظار اینکه زنان بالغ رو انسانهای بالغ و عاقل که میتونن و باید مسئولیت رفتار خشونت آمیز و کنار خشونت ایستادن رو قبول کنم، در اصل کاملا با فمینیسم تطابق داره. من به عنوان کسی که جامعه مردسالار حجم زیادی از زندگیم رو مختل می‌کنه انتظاراتی دارم و به عنوان همچین شخصی مطالبه گری میکنم. از جامعه، از قوانین و سیاست ها و همینطور از کنش‌گر ها.‌ من مطالبه گری میکنم چون حقش رو دارم و لیاقت خودم رو بیشتر ازین میبینم که کسی مثل نادیا و امثالش بخواد منت سرم بزاره. چرا باید زنان آزارگر رو مسئول بدونیم؟ آگاهی از خود و‌ محیط اطراف (شامل آگاهی از توانایی های خود، از جمله توانایی برای خشونت و آزار) و دوما مسئولیت پذیری و در نهایت پذیرش عواقب مهم ترین عناصر تغییر تو جامعه هستن. مسئله زنان آزارگر که نقاب فمینیسم میزنن باید یه مشکل جدی و منبع مباحثه برای فمینیستا باشه. چون به اسم فمینیسم هست که ازارگری میکنن، و در راس فمینیسم مبارزه و تلاش برای رهایی از خشونت و آزار مردسالارانه هست. ما به عنوان کسایی که هم از فمینیسم بهره‌مند میشیم، هم خودمون گرایش به فمینیسم داریم نیاز داریم تو دنبال کردن اهداف فمینیستی جدی باشیم و دست سو استفاده گرها باید از جنبش های آزادی‌خواه قطع بشه نه صرفا برای اثبات جدی بودن جنبش به دنیا بلکه برای حفظ صداقت جنبش. آیا مسئله زنان آزارگر یه مشکل فمینیستی هست؟ آیا فمینیستها مسئولیتی دارن درباره این موضوع حرف بزنن؟ بله. کاملا فمینیستی هست. خیلی وقتها زن آزارگر تحت عنوان کسی که رفتاری مردونه و مشابه مردا داره جدی گرفته نمیشه. اول از همه قربانی های اول زنان آزارگر کسایی هستن که از مردسالاری بیشترین صدمه رو میبینن، مثل کودکان و بچه ها، سایر زنان، افراد کوییر. دوما زنان آزارگر ذاتا ضدفمینیستی‌ هستن و بازتاب ارزشهای مردسالارانه. بعضیا حتی زن آزارگر رو زن قدرتمند میبینن یا زنی که با کلیشه های مبارزه می‌کنه، ولی یه زن آزارگر کاملا با تصویری که مردسالاری برای زنها ساخته و انتظار داره مطابقت داره. زن آزارگر مسئولیت و انتخاب رو از خودش سلب می‌کنه، به ضعف ذاتی اجتماعی و فیزیکی و حتی ذهنی زن اعتقاد داره و زنانگی رو در برابر مردانگی در جایگاه همیشگی و دائمی قربانی قرار میده، به طوری که یک زن هیچوقت نمیتونه چیز دیگه ای باشه. پس موضوع زن آزارگر کاملا یه موضوع فمینیستی هست. زنان آزارگر شبیه مردا رفتار نمیکنن، اونا نمی‌خوان مرد باشن یا از مردا تقلید کنن؛ بلکه اونا زنانی هستن که ذاتا منفعل هستن و همه مسئولیت هارو از خودشون سلب میکنن‌.  آیا تفاوت ذاتی بین «زن» و «مرد» وجود داره؟ زن آزارگر با مرد آزارگر از نظر بیولوژیکی چه فرقی داره؟ یکی از مسائل داغ این روزهای فمینیسم ایرانی تفاوتهای ذاتی زن و مرد هست. تا حد امکان و تا حد ارتباط به موضوع بحث سعی میکنم این موضوع رو ساده سازی کنم. اولا ما تو علم عصب شناسی چیزی به اسم مغز زنانه و مغز مردانه نداریم، بلکه مغز زن و مرد و کارکردها خیلی بیشتر شبیه هستن تا متفاوت. دوما ما مفهومی داریم به اسم نوروپلاستیسیتی و اپی‌ژنتیک. سیستم عصبی انسان تو دوره های اولیه رشد یه برنامه ژنتیکی رو دنبال می‌کنه ولی بسیاری از تغییرات در طول رشد تصادفی هستن یا بر اساس کارکرد تغییر میکنن، پس یعنی اگه فرقی بین مغز زن و مرد باشه بیشتر با تفاوتهای فرهنگی و جامعه قابل توجیه هست تا برعکسش. ژنتیک و جنسیت هیچوقت یه برنامه از پیش تعیین شده نبوده. در نهایت آدما از نظر جنسی و بیولوژیکی روی طیفی از خصوصیات جنسی قرار میگیرن. با این حساب میتونیم نتیجه بگیریم از نظر بیولوژیکی فرق ذاتی بین زن آزارگر و مرد آزارگر وجود نداره
75202Loading...
دیگه نمیخوام به اینا بپردازم انقدر گوه بخورید تا سیر شید
1000Loading...
بگذریم
6000Loading...
اه حال آدمو بد میکنید
18000Loading...
نادیا دفعه بعدی ممبرای گپتو اسکرین بگیر بذار کون چک
15102Loading...