DM̑̈T
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
149
Підписники
Немає даних24 години
-87 днів
-5130 днів
Архів дописів
149
آسمان
دست مرا برای جوانه شدن خواهد گرفت
آن زمان که
عاشق هم از مزار من خسته اس
و دیگر باور ندارد بودنِ دوباره ام را!
ـ آ
149
اگه یه روز دیگه نبودم،سراغ منو
از گلای صورتی
از آسمون ابری از ماهُ
از معصومیتِ چشمای حیوونا بگیرید.
ـ آ
149
بنظرم معصوم ترین حالت یک آدم
وقتیِ که خوابیده..
حتی وقتی چهره اش جلوی چشمات نیست تصورش میکنیُ
اون موقع اس که دلت براش تنگ میشه
و دلخوریاتم فراموش میکنی
ـ آ
149
ده سال پیش که با ذوق اسمتو برات کشیده بودم فکر نمیکردم یه شبی بیاد که فرداش مراسم خاکسپاریت باشه
برای آیدا بقیه دوست بودن اما تو اولین و آخرین پسری بودی که داداشی صداش میکردم
بخشیدمت،امیدوارم توئم منو بخشیده باشی
خونه جدیدت تو آسمونا مبارک🖤
- آ
149
مردم این جامعه گمان میکنند افتخارشان فقط در گرو دستاورد است.
با اینکه نگه داشتن و از دست ندادن چیزی که جزوی از وجود توست و دیگر برنمیگردد به مراتب سخت تر به دست آوردن چیزهاییست که همیشه میتواند با تلاش در دسترس تو باشد
ـ آ
149
و در نیمه شبی بی آنکه بفهمیم
خوشی را از ما دزدیدند
و پس از آن دروغ است اگر بگویم که نشانمان ندادند..
اما دیگر برای ما نبود
دنیا داشت به ما دهن کجی میکرد!
ـ آ
149
نوشته بود آسمان را از روی سینه ام بردارید
اما من میگم آسمان آبیست،آسمان خالیست
این زمین و آدمهایش بود که سیاه، سنگین و غیر قابل تحمل بود
زمین را
زمین را از روی سینه ام بردارید
میخواهم به آغوش آسمان بروم🩵
ـ آ
