𐔌⋆˖ ࣪ ࣪𝘮𝘪ꪕ 𝘮𝘪ꪕ
Відкрити в Telegram
407
Підписники
+524 години
-17 днів
-3230 днів
Архів дописів
Repost from تیکه کتاب
آدم وقتی با رنج خودش آشتی نکنه، همهٔ دنیا براش بهانهٔ درد میشه.
انسان در جستوجوی معنا - ویکتور فرانکل
مامان توروخدا دیگه نگو “بشین فکراتو بکن و یه تصمیم درست بگیر”
این ترسناک ترین چیزی بود که ازت شنیدم
من اصلا نمیخوام تصمیم بگیرم
میخوام لگومو درست کنم و نقاشیمو کامل کنم
علاقه ای به بزرگ شدن ندارم بخدا.
امروز خیلی بامزه بود
خالم وقتی بعد یه ماه منو دید،بغلم کرد کلی بوسم کرد؛منم دلم طاقت نیاورد و بهش گفتم چقدر دلم براش تنگ شده بود....
بعد پریسا و پری ماه برام کادو آورده بودن که یکیش یه لگوی استیچ صورتی بودToT
داشتم بال در میاوردم
بعد فاطمه از انقلاب اومد و گفت چند تا کتاب خریدم،بیا بالا ببین کدومشو دوست داری وردار؛منم بعد این که مهمونا رفتن با کلی ذوق بدو بدو رفتم بالا،کتابارو دیدم و پشتشونو خوندم
از یکیش که همون اول بدم اومد چون وایب بدی میداد
اما از دوتاش خوشم اومد چون داستانای به نظر جالبی داشتن!
گذاشتمشون کنار هم که طبق معمول ۱۰ ۲۰ ۳۰ ۴۰ کنم که ببینم کدومو انتخاب کنم، فاطمه گفت چیشده؟نمیتونی انتخاب کنی؟خب دوتاشو وردار بچه.
منی که از ذوق و خجالت شبیه گوجه شدم:🍅
پروانه های تو دلم:🦋✨️
خلاصه که امروز خیلی اکلیلی مکلیلی شدم.
وقتی به کسی نزدیک میشی
زمانی میرسه که باید با واقعیت رو به رو شی؛
مهم نیست چقدر میخواستی نادیدهش بگیری.
این فیلم دو دقیقه ای، در واقع یک سال از زندگی منه
با همه ی قشنگیا و زشتیاش
درسته که خیلی سال سختی بود،خیلی اتفاقای عجیب و غریب رو پشت سر گذاشتم؛ولی بازم راضی ام چون چیزای زیادی یاد گرفتم.
امیدوارم امسال،دنیا با من مهربون تر باشه.
۱۴۰۴/۰۶/۲۰
من و نازنین اگه پسر بودیم قطعا از اینایی میشدیم که ساعت ۱ شب تصمیم میگیرن برن شمال و ساعت ۴ لب ساحلن
+1
خونه ی مامانجون تا ابد برای من بهترین جای دنیاست.
وقتی به این فکر میکنم که قراره یه روز از این شهر برم و دیگه فاصله ی خونه هامون چند تا پله نیست،انگار یه چیزی گلوم رو فشار میده.
۱۴۰۴/۰۶/۱۸
شاید تورا
برای زندگی دیگری کنار گذاشته اند؛
که زمان را تنگ تر میگذرانی
و گذشته را
دوباره میگذرانی
هیچ چیز قابل برگشت نیست
سعی کن عادت بکنی.
