𝘛𝘩𝘦 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘢𝘴𝘴 𝘰𝘧 𝘵𝘳𝘶𝘵𝘩
Відкрити в Telegram
هرچی میشنوی ، جنازه ی جمله های امیدواریمه. صحبت ' @Raspberrryybot ' ' http://t.me/safeCht_bot?start=6aeMr6 ' ناشناس
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
225
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-430 днів
Архів дописів
امروز هم گفتگو راجع به سرانه سالانه فولاد، در پی نمایش ۴۰ کیلوگرم
پشت هم میگفت پل جنس آهنه
ماشین از آهنه فلان از آهنه و ..
گل رو اون میبره
که نه آب داده نه نور نه کود
بمب خبری
قرار نیست نجاتت بده
اون میخواد دیده شه
میبینی؟
ما عاشق همیم
باید به هم برسیم بشکنیم
مثل سنگ و شیشه
تهشم رو آوار بشینیم
بخندیم به هرچی میشه.
تو عصبانی میشی وقتی میگم این اسباب بازیت نیست
من عصبانی میشم وقتی میبینم خودت اسباب بازی بقیهای
سردم و سرم نیست.
حواسم نیست
سرم گمشده در گم.
سردرگمترازهمیشه
صبور و بیجون.
زیر پایم سست شد و جوهر من خشک.
دوراهی نیست راهی که به راه برساندم،
بیشمار راه است و قدمهای من
محدود به این حیطهی چند قدمی.
اینبار من خاکریز ها را فرا میخوانم
بر این تن بیجان جانفشانی کنند،
اگر قابل باشد.
