- پریشآن -
Відкрити в Telegram
start : ¹⁴⁰⁴ .⁰⁴ . ²⁰ [ یقیناً کُلُه خَیر ] . . . آنچه از دل ميآید . - زیر ِبیرق ابلفضلالعباس/ ۱۳۳ . . . [ برکت ِ زندگیمون رقیهخاتون/ ۳١٥ . علت بندگیمون رقیه * ] .
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
296
Підписники
-124 години
+47 днів
+130 днів
Архів дописів
296
ما که ندیدهایم اما گفتهاند ،
کوچهی باریکی بوده بنیهاشم و
خانهای بوده که حتی نسیم برای
گذر از آنجا ، با احترام در میزده ،
میگویند عاشقترین مرد جهان و
معشوقترین زن دنیا ،
ساکنینش بودهاند .
ما که ندیدهایم اما میگویند :
همان در دردسرساز شده عاقبت .
و مردی که دستش را بسته بودند
و پیش چشمش ..
همسر باردارش میسوخت و در
خون غلت میزد .
ما که ندیدهایم اما گفتهاند ،
دختری داشته آن خانه ..
که از همسایهها یک روزی ،
میشنیده مادرش خیلی ،
ماندنی نیست .
ما که ندیدهایم اما گفتهاند ،
لکههای خون روی بسترش
فراوان بوده و بدن نحیفش
فشار زیادی را تحمل میکرده .
و در همان حال ، گویی که هیچ
دردی نداشته ..
عاشقانه نگاه میکرده همسرش را ..
و با صدایی آرام ترنم میکرده :
" به خدا قسم که تنها نگران تو
هستم ایعلی ، بعد از من چه کسی
به تو سلام خواهد کرد در این شهر ؟ " .
ما که ندیده ایم اما گفتهاند ،
علی بغض داشته ..
و آن شب عمیقترین چاه عمرش را
کنده و در آن حرف زده ، آخر مرد
وقتی گریه دارد ، زود خلوت میکند .
ما که ندیدهایم ، اما میگویند ؛
ناجوانمردانه و بد چادرش را کشیدند ،
جلوی چشم پسر کوچکش بد زدند ،
بد کشیدند ، و طفل کوچکش به لکنت
افتاده بود زبانش ..
اصلاً ما که نمیدانیم ،
حسنع دقیقتر از ماجرا خبر دارد ..
296
تو فکر کن ، وسط هیئتی تازه یکم
نفست بالا اومده یهو مداح میگه :
مادرم با هیچکسی دعوا نداشت ..
بار شیشه داشت 💔 .
296
من دکتر نیستم که تشخیص افسردگی
بدم ، ولی غم رو میشناسم .
غم داره خفهمون میکنه آقای ابوفاضل .
296
چقدر سخته از غم شما
نوشتن ، قلب حس میکنه ،
اما قلم لال ِاز نوشتن .
[ امیرنجف / ۱۱۰ ] .
296
ولی وقتی میگن فلانی ،
حضرترقیهای ِ ، امام حسینیه
چقدر میچسبه به آدم ..
دوست دارم منو به اسم شما
بشناسن نقطه روشن زندگی ما
شمایین . والا ما که چیزی از
خودمون نداریم بی سر و پایی
بیش نیستیم ..
296
ما حرف زیاد میزنیم اباعبدالله ،
شما به کردار ما نگاه نکن ، تهش
باز بیخ ریش شماییم بد و خوب :) .
