997
Підписники
+424 години
-47 днів
-1830 днів
Архів дописів
998
ببین من ۱۶سالمه بعد تا حالا بیرون نبودم شبا نیلا از هشت به بعد خانوادم خیلی گیرن ولی میخواستم دربیو برای اولین بار با دوستام و رفیقتمون ببینم بعد مامانم دستم گل و سیگار دید بهم گفت حق نداری تا ترک کردی بری بیرون اینا اصلا تا الان سبا بیرون نبودم گفتم با مامان دوستمم گفت باید با مامانش حرف بزنم اینا
998
نیلا یچیزی بهت بگم بهم کمک میکنی
من تاحالا بیشتر از هشت بیرون نبودم میخواستم برای اولینبار دربی باشه هنوزم به مامان بابام نگفتم دیشبم بگایی سیگار دادم تروخدا میگی چجوری راضی کنم برا اولین بار بیرون باشم با پسر ایتام اصلا اوکی نیستن من دوست پسرمم هست اگه بگم مامانم رفیقمم هست یا خواهرش میگه حرف بزنم با مامانش چیکار کنم حالا
