uk
Feedback
𝑺𝒊𝒈𝒉𝒕-𝑳𝒂𝒏𝒅

𝑺𝒊𝒈𝒉𝒕-𝑳𝒂𝒏𝒅

Відкрити в Telegram

سرزمین نگاه نگاهی به هنر، ادبیات، فلسفه، خلاقیت و اخلاق. با تمرکز بر دیدگاه‌ها و تنوع نگاه‌ها برای دیدن زیبایی‌ها. @Hos6518392

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
199
Підписники
-124 години
-27 днів
-6030 день
Архів дописів
دل‌گرفته‌ام، هم‌چون غروبی بی‌رهگذر...
دلنوشته. ۱۴۰۵/۰۵/۰۴

مثل شمعی که می‌سوخت به شوق دیدن پروانه، اما فوتش کردند. مثل موجی که می‌دوید به سمت ساحل، اما پیش از بوسیدن شن‌هایش پس کشیده شد. مثل آتشی که سطلی از بی‌اعتنایی رویش ریخته باشند، خاکسترش هم دیگر میلی به شعله کشیدن نداشت. انگار هدیه‌ای در مشتت پنهان کرده باشی و درست پیش از آن‌که دستت را دراز کنی، به زمین بخوری. می‌شکند و بعد از آن، دیگر مشتت را نه برای هدیه، که فقط برای پنهان کردن خالی بودنش بسته نگه می‌داری...
دلنوشته. حسین امینی. ۱۴۰۵/۰۵/۰۴

ازت ناراحتم‌...😒 تو دیگه به چی نگا میکنی😑🚶

مباحثه🗣 آیا اخلاق چیزی جز توافق اکثریت برای کنترل اقلیت است؟ –اگر فردا ۹۰ درصد مردم باور داشته باشند که کاری که امروز غیراخلاقی است، کاملاً اخلاقی است، آیا اخلاق تغییر کرده یا فقط نظر مردم؟ –آیا اخلاق کشف می‌شود یا ساخته می‌شود؟ –آیا «درست» و «غلط» مستقل از انسان وجود دارند؟ یا اخلاق ابزاری است که جوامع برای حفظ نظم و قدرت ساخته‌اند؟ مثلاً در طول تاریخ، برده‌داری، تبعیض نژادی یا محروم کردن زنان از حقوق سیاسی، در بسیاری از جوامع «اخلاقی» تلقی می‌شد. اگر اخلاق فقط رأی اکثریت باشد، آن کارها هم باید اخلاقی محسوب شوند؛ اما امروز آن‌ها را غیراخلاقی می‌دانیم. به نظرم اخلاق صرفاً یک قرارداد اجتماعی نیست، اما قراردادهای اجتماعی می‌توانند خودشان را به جای اخلاق جا بزنند. یکی از سخت‌ترین وظایف انسان این است که تشخیص دهد از وجدانش پیروی کند یا از عرف زمانه...
نظرات‌ شما ارزشمند است.

مباحثه 🗣 آیا عشق یعنی دیدن حقیقت او، یا نادیده گرفتن حقیقت او؟ –ما معمولاً می‌گوییم عشق یعنی «طرف را همان‌طور که هست دوست داشتن». اما آیا واقعاً همین کار را می‌کنیم؟ –وقتی عاشق او می‌شویم آیا نقص‌هایش را واقعاً می‌بینیم؟ یا مغز، آن‌ها را کوچک و کم‌رنگ می‌کند؟ –اگر عشق باعث شود عیب‌ها را نبینیم، آیا این عشق است یا نوعی خطای شناختی؟ از طرف دیگر، اگر تمام ضعف‌ها و تاریکی‌های او را ببینی و باز هم او را انتخاب کنی، شاید تازه آنجا عشق آغاز شده باشد...

مباحثه 🗣 اگر کسی تو را قضاوت نمی‌کرد، چند درصد از شخصیت فعلی‌ات باقی می‌ماند؟ –اگر کسی تو را نمی‌دید، هنوز لباس‌هایت را با همین دقت انتخاب می‌کردی؟ –هنوز همان رشته را می‌خواندی؟ –هنوز مؤدب بودی؟ –هنوز دنبال پول، شهرت یا موفقیت می‌رفتی؟ –هنوز در شبکه‌های اجتماعی چیزی پست می‌کردی؟ شاید بخش زیادی از شخصیت ما محصول واکنش و پاسخی به نگاه دیگران باشد. انسان موجودی عمیقاً اجتماعی و پویاست. من فکر می‌کنم بخش زیادی از چیزی که «من» می‌نامیم، بدون نگاه دیگران اصلاً شکل نمی‌گرفت...

امید، مانند سوخت در هواپیماست. در کشمکش سقوط، هنگامی‌ که دیگر هیچ شانسی ندارند، تمام سوخت را تخلیه می‌کنند. این‌کار شاید تاثیری در نجات آن‌ها نداشته باشد اما سوزش مرگشان را کمتر می‌کند. ناامید شدن همیشه انتخاب اشتباهی نیست. اما معمولا در زمان اشتباهی انتخاب می‌شود. گاهی ناامیدی، هم‌چون هواپیمایی بدون سوخت، محکوم به سقوط است.
دل‌نوشته. حسین امینی. 1405/05/02

به مرگ گرفتن تا به تب راضی شیم

ما به دنیا آمدیم دنیا به ما نیومده💔

جنگ‌ها تموم میشن و رهبرانشون باهم دست میدن و اون پیرزن هنوز منتظر پسرشه که کشته شده و اون دختر، منتظر همسرشه که عاشقشه و بچه‌ها، منتظر بابای قهرمانشونن نمیدونم کی وطن رو فروخت اما میدونم کی تاوانش رو داد💔

بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
افسوس

تا قبل از دیدن تو، فکر می‌کردم این دنیا، هم‌چون دریایی وسیع و پرخروش است که آدم‌ها، تنها دو نقش دارند، قایق و قایق‌سوار. هردو از تنهایی و تنها شنا کردن خسته و بیزارند. گرفتار امواج و سرگردان به دنبال ساحلی آرام‌اند. برای باهم بودن، چه نغمه‌ها که نمی‌خوانند و چه افسانه‌ها که نمی‌بافند. همان‌طور سرخوش و سرگرم‌اند تا این‌که به ساحل می‌رسند. قایق‌سوار از قایق پیاده می‌شود. فراموش می‌کند که روزی تمام امیدش در میان امواج، تنها همان قایق بود. خیلی زود تمام آن لحظات، به خاطره‌ای بدل می‌شود که گاهی، صدای شکستن قلبی را در خود حبس می‌کند. قایق‌سوار، تنهایی را هم‌چون مسیری می‌بیند که به خیال خودش، می‌تواند در آن چیزی فراتر برای رسیدن به آرامشی بیشتر پیدا کند. روزها و سال‌ها می‌گذرد؛ او نادم و پشیمان‌ می‌شود. سرانجام خسته و رنجور به سمت دریا بازمی‌گردد به این امید که آن قایق قدیمی، می‌تواند او را به ساحلی دیگر برساند. برق چشمانش از نو روشن می‌شود و با شوقی تازه سوار قایق می‌شود. باشور و هیجانی کودکانه به دل دریا می‌زند. اما غافل از آن‌که چه عمری از او پوسانده و چه قلبی از او شکسته. کمی جلوتر، آب از همان ترک‌ها به داخل نفوذ می‌کند و هردو را غرق می‌کند. اما بعد از دیدن تو، فکر می‌کنم آدم‌ها، تنها دونقش دارند؛ آن‌هایی که در دریا غرق می‌شوند و من که در عشق تو غرق شده‌ام. بعضی نگاه‌ها، آدم را از نو می‌سازند. جایی خوانده بودم که چشم، پنجرهٔ روح است. استعاره‌ای که اگر تو را ندیده بودم، هرگز باورش نمی‌کردم. پنجره، نور را به خانه می‌آورد و تاریکی را می‌زداید؛ همان‌گونه که نورِ وجودت از چشمانت به زندگی تاریک من تابید. هربار که تو را می‌بینم، انگار جهان هم با تمام هیاهویش، آرام می‌ایستد تا تماشاگر این لحظات کم‌نظیر باشد. دریا و آسمان برای من زمانی زيباست که در نگاه تو به‌هم رسیده باشند. در عمق نگاهت، همان آرامشی را صید می‌کنم که تمام عمر، قایق‌ها در جست‌وجویش دریاها را می‌پیمایند ولی آن را نمی‌یابند. دوستت دارم. نه هم‌چون قایق‌سواری که تظاهر به دوست داشتن قایقش می‌کند؛ بلکه هم‌چون غرق‌شده‌ای که آرام آرام در عشق تو، ناپدید می‌شود. کوثر جانم. دوستت دارم❤️
دل‌نوشته. حسین امینی. ۱۴۰۵/۰۴/۱۹

جایی خواندم که می‌گفت: سن مناسب برای ازدواج از نظر قانون: ۱۸ سال از نظر اجتماعی: ۲۶ سال از نظر بیولوژیکی: ۱۵ سال از نظر اقتصادی: ۳۰ سال و از نظر منطقی: هيچ‌وقت اما به نظرم این منطقی‌تره که کسی چشم دیدن درخشش خورشید را نداشته باشه... ازدواج موفق، همان قدر زیبا و درخشان خواهد بود.

سیستم آموزشی ایران، سیرکی است که خود را کاملا جدی می‌گیرد.
دل‌نوشته. حسین امینی. ۱۴۰۵/۰۴/۱۱

روزگار با ما چه‌ها که نمی‌کند... صبر و پشتکاری که در افراد معلول می‌بینم، در هیچ انسان توانایی نمی‌بینم؛ و هوس‌رانی و ناسپاسی‌ای که در افراد توانا می‌بینم، در هیچ انسان معلولی نمی‌بینم. از هم‌نشینی با روزگار همان‌قدر به یادگار می‌بریم که از هم‌نشینی با دوستان... روزگار سخت و بی‌رحم، سرسختی و صلابت را به ما هدیه می‌کند؛ و روزگار سهل و شوخ‌طبع، سرخوشی و کاهلی را در جانمان می‌نشاند. اما معما شاید چیز دیگری باشد؛ همان‌گونه که ما از روزگار تأثیر می‌پذیریم، او نیز از ما تأثیر می‌پذیرد. هر کدام از ما که بر عقاید و رفتار خود استقامت و پایداری بیشتری داشته باشد، دیگری را بیشتر دگرگون خواهد کرد. در تعامل با دوستان آموخته‌ایم که هرطور رفتار کنیم، همان‌‌قدر ارزش دریافت می‌کنیم. پس دور از انتظار نیست اگر رفتار سرسختانه و بی‌رحمانهٔ روزگار را بازتاب رفتار هم‌نوعان خود بدانیم؛ همان‌گونه که رفتار ساده‌لوحانه و شوخ‌طبعانه‌اش را
دل‌نوشته. حسین امینی. 1405/04/05

« Un grand échec est plus glorieux qu’un petit succès. »

از میخائیل تال خوشم میاد؛ معتقد بود در شطرنج، پیاده‌ها باارزش‌ترین مهره‌‌ها و آخرین اولویت برای قربانی شدن هستند. البته که تا
از میخائیل تال خوشم میاد؛ معتقد بود در شطرنج، پیاده‌ها باارزش‌ترین مهره‌‌ها و آخرین اولویت برای قربانی شدن هستند. البته که تا خودت سرباز نباشی ازین حرف خوشت نمياد...😂

از میخائیل تال خوشم میاد؛ معتقد بود در شطرنج، پیاده‌ها باارزش‌ترین مهره‌‌ها و آخرین اولویت برای قربانی شدن هستند. البته که تا
از میخائیل تال خوشم میاد؛ معتقد بود در شطرنج، پیاده‌ها باارزش‌ترین مهره‌‌ها و آخرین اولویت برای قربانی شدن هستند. البته که تا خودت سرباز نباشی ازین حرف خوشت نمياد...😂

شروع دوره خدمت اجباری 1405/04/01
+1
شروع دوره خدمت اجباری 1405/04/01

شروع خدمت اجباری سربازی✌️: ۱۴۰۵/۰۴/۰۱
+1
شروع خدمت اجباری سربازی✌️: ۱۴۰۵/۰۴/۰۱