استنادات نامربوط
Відкрити в Telegram
ـ کارشناسی حقوق #intp🎀 من اینجا فقط غر میزنم!!! مامانِ ببری و نارنجی ( امیر پرتقال )🐈 🐈 🧡 Books📚 , cats🐈 , tea ☕ = Me * نجات از جهنم *
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
270
Підписники
-124 години
-37 днів
+1630 днів
Архів дописів
تونستم یکساعت فقط درس بخونم .
با اینکه تایمم رو به بطالت نگذروندم
پیاده اومدم خونه ، ناهار درست کردم ، ظرفارو شستم ، یکساعت خوندم ، الان باید دوش بگیرم ، آماده شم برم باشگاه ، ببینم وقتی برگشتم میتونم درس بخونم یا نه .
وقتی اومدم خونه هم به مردی پیام دادم نگرانتم عزیزم رفتی جاده حتما بهم زنگ بزن
پیام سند شد و من خواب بودم چشم باز کردم دیدم ساعت شش بعدازظهره ((((((:
بعد اومدم برم سرویس ، دیدم یه قفل گنده رو در سرویس بهداشتی زنونه است (((:
یه نگاه به سرویس مردونه کردم ((:
چهار نفر حداقل تصمیم گرفته بودن تو سرویس بهداشتی شروع کنن به چرت و پرت گفتن و حرف زدن باهم(((:
دیگه ناامید شده بودم که مردی اومد و نجاتم داد (((:
آهان راستی لیوان اول آبجو رو که برداشتم .
یهو عطسه ام گرفت .
نصف اش ریخت رو لباس و شلوارم (((((:
بعد از ترس عطسه ام نیومد دیگه ((((:
وقتی میگم یکی از عجیب ترین دیت هام امروز بود
اینجوری بگم که با شلوار دمپا و کفش پاشنه بلند از خونه زدم بیرون ( یه استایل نیمه رسمی )
فکر میکنید کجا رفتیم؟
طبیعت!
یهو دیدم از رودخونه باید رد بشم در حالیکه یه بالش قهوه ای تو بغلمه.
زیدی هم با زیرانداز و یه عالمه وسیله و البته خرررررربزه((((:
باز دارم تمیزکاری میکنم ولی میدونم فردا وقتی برگردم انگار بمب تو خونه ام ترکیده.
از صبح با زیدی ام ، در کل یکی از بهترین دیت های اخیر بود .
اینقدر این پسره مراقب همه چیهست که میتونم با خیال راحت دکمه ی off مغزم رو بزنم و با خیال راحت زن باشم و همه چی رو بسپرم به خودش ((((((:
این استادی ترکر رو دادم چت جی پی تی درست کرد .
هفت روزه هفته رو داره از ساعت شش تا دوازده هر ده دقیقه تایم ها رو جدا کرده و میشه مطالعه رو ثبت کرد .
